سالهای خوب شادی و خوشبختی

چقد زود گذشت و خاطره شد
 
 
 

دیدگاه‌ها  

 
#12 کریستی 1392-02-01 01:20
درپاییز برگ درختان زرد میشود ؛درزمستان هواسرد میشود و (ریز علی)سرمارا حس نمیکند,پاییز سرداست ولی مانمیدانیم همانطور که دروغهای چوپان را نفهمیدیم,وندانس تیم که گاو واقعن حیوان مفیدی است وهمانگونه که نفهمیدیم نباید حیوانات را ازار داد,ویاد نگرفتیم همچو (مردم میهنمان)کنارهم بمانیم که مجبور نشیم یکدیگر را تحمل کنیم,ویاد نگرفتیم مانند حسنک باحیوانات دوست بشیم ودر اخر نفهمیدیم که این سیب است یک میوه سرخ ویاد نگرفتیم که مانند فرهاد کنجکاو باشیم که بفهمیم......
 
 
#11 فرهاد 1391-10-29 15:11
با سلام پست بسیار زیبایی بود دقایقی منو به خاطرات گذشته برد به روزگاری که این همه دغدغه نداشتیم . بقول فروغ فرخزاد آن روز ها رفتند آن روزهای خوب......
با تشکر از مدیریت محترم سایت

مدیریت سایت:تشکر صمیمانه از فرهاد برای حسن نظرش منتظر انتقاد و پیشنهادات شما هستیم
 
 
#10 باید 1391-10-24 14:43
با سلام خدمت همه دوستان
با احترام به نظر همه عزیزان باید بگم منم با آریایی موافقم من نمدونم چرا بعضی از دوستان بد برداشت میکنند آریایی فقط از گذر زمان و عوض شدن اوضاع گلایه داشت شما سیاسیش کردی اتفاقا ایشون خیلی قشنگ وجالب چندتا از درسهای بچگیمون رو با اوضاع و احوال الان مقایسه و تشبیه کردن که نشون بدن چقد همه چی عوض شده ولی حیف که شما...
مخصوصا تشبیه روباه وزاغ به زن وشوهر که خدایش عالی بود و اینکه چرا نباید دیگه دهقان فداکاری وجود داشته باشه و...واسه چی یکیتون به اینا توجه نکرد؟ نکنه چون سیاسی نبود...
به قول آریایی واقعیت بود نه سیاسی...
 
 
#9 سایت 1391-10-23 22:09
دوستان عزیز برای همتون احترام قایلیم لطفن از نظرها بد برداشت نکنید و سایت خصوصی بیشه دراز را با سیاست قاطی نکنید همه ی ما فرزندان بیشه دراز و ایران اسلامی هستیم. با تشکر از آریایی و شاید و می آیم باتو لطفن ادامه ندهید تا مجبور به عدم نمایش نشویم. سپاس
 
 
#8 شاید 1391-10-23 21:19
آریایی ""دیگه کسی از شنیدن قصه چوپان دروغگو لذت نمیبره آخه سرزمین ما پر شده از چوپانهای دروغگوی بزرگ وکوچک که با گرگ دست به یکی کردن و سر گوسفنداشون کلاه میزارن..."""
منظورت از این حرفا چی بود ، منم حمایت خودم را از صحبت های با تو می آیم اعلام می کنم ، تکرار نشود ، و گرنه واگذارت می کنم به کرام الکاتبین
 
 
#7 آ 1391-10-23 00:04
حرفهاي ما هنوز ناتمام...

تا نگاه مي کني

وقت رفتن است

بازهم همان حکايت هميشگي !

پيش از آنکه با خبر شوي

لحظه ي عزيمت تو ناگزير مي شود

ای دریغ و حسرت همیشگی ...

ناگهان

چقدر زود
دير مي شود!----قیصر امین پور


سپاس برادر و یا خواهر عزیز--وبسایت
 
 
#6 بچه های ایران 1391-10-21 22:00
ما چند نفر از بچه های ایران هستیم که از طریق این سایت حمایت خودمون رو از "آریایی" اعلام میکنیم
در ضمن شما ای آقای که قراره بیای... بهتره ادبیات حرف زدنتو درست کنی وگرنه با بچه های ایران طرفی...
آریایی ما همه دوست داریم و باهاتیم
 
 
#5 آریایی 1391-10-21 19:52
شوخی بامزه ای بود سپاس از اینکه منو خندوندی

در ضمن من نه مخالف دینم نه اسلام فقط بهتره بدونی ایران بیش از چند هزار ساله که ایرانه...

خوبه یه نگاهی به تاریخ بندازی عزیزم...

با سپاس از مدیریت سایت-------------------------------

تحمل نظرات همدیگه را داشته یاشید. من برای تحقق اهداف سایت که همان سربلندی و عزت ایل وتبارم است به همه ی نظرات احترام میگذارم. سر بلند باشید
 
 
#4 می آیم با تو... 1391-10-21 09:54
واقعا برای تو و مدیریت سایت متاسفم
ایران زنده است چون اسلام و دین در آن وجود دارد
پس یک بار دیگه آریایی حرف سیاسی بزنی من می دونم و تو
مدیریت سایت مواظب برخی به ظاهر دوستان باش و گرنه ....--------------------------

كج انديش و بد سليقه نباش دوست عزيز
 
 
#3 آریایی 1391-10-20 23:06
واقعیت بود نه سیاسی...

در ضمن آریایی همیشه آزاد زندگی کرده آزاد نظر میده و آزاد هم حرف میزنه پس...

مخلص مدیریت سایت
از طرف یک ایرانی------------------------------------------

مدیریت سایت:نکته سیاسی در آن نمیبینم یه نظر شخصیه هر چه میخواهد دل تنگت بگو.تشکر از آریایی
 
 
#2 می آیم با تو... 1391-10-20 20:20
حرف سیاسی می زنی آریایی؟اینجا بحث سیاسی ممنوع لطفا تکرار نشود.
از طرف ایران اسلامی
 
 
#1 آریایی 1391-10-20 17:50
یادش بخیر...

کاش همون جور ساده و با صفا میموند این روزها همه چی عوض شده

بجای قصه روباه وزاغ باید بگیم زن و شوهر

کوکب خانم دیگه وقتی واسه تمیز کردن خونه نداره تازه عباس هم به کمتر از پیتزا رضایت نمیده

دهقان فداکار دیگه به کسی کمک نمیکنه آخه میترسه مردم مسخره اش کنن

دیگه کسی از شنیدن قصه چوپان دروغگو لذت نمیبره آخه سرزمین ما پر شده از چوپانهای دروغگوی بزرگ وکوچک که با گرگ دست به یکی کردن و سر گوسفنداشون کلاه میزارن...

کاش همه چی همونجور ساده و با صفا میموند...

جالب بود جناب بیگ زاده یاد دوران زیبای کودکیمون افتادیم موفق باشی-------------------------------------------------------------------

سپاس برادر يا خواهر
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز52
کاربران دیروز108
بازدید کل518443

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.