مطالبی از عیسی نصرالهی

مطالبی از عیسی نصرالهی از بچه های امروز بیشه دراز         

                      

k18.jpg - 37.86 KB

آن روزها

آن مرد در زمستان ،شاید دگر نیاید

شیرین به یاد فرهاد، شاید دگر نیاید

در سوگ رفته بودند،یاران بی ریایی

آن سال فر و باران ،شاید دگر نیاید

گفتی بهار بودی ،طناز خلوت من

آن وقت آشنایی...شاید دگر نیاید

سارا کلاس اول ، مادر زخیس باران

آن خاطرات بی غل، شاید دگر نیاید

آن خاطرات خوبی ،آن خاطرات شیرین

رویای تیشه عشق، شاید دگر نیاید

ای باغ  پرتو عشق ، نسرین آریایی

ایران بنام بیژن...شاید دگر نیاید

..آن مرد در زمستان قیامتی به پا کرد

آن شوکران شیرین، شاید دگر نیاید

گفتی: هوای تیره، باران زپی درارد

((آن مرد تا نیاید..باران نخواهد آمد.......))

 

تقدیم به خون خدا,سیدالشهدا

هزاران آفرینش زادن تو:

وقتی دشنه های بریده عدالت, پیوند زخمی عجیب توست!

                                         "در آن هنگامه ی خونین"

...به من بگویید...به من بگویید:تو را در میهمان خوانده صحرا

                                                              -سفره نیرنگها جاریست-

...ونام بلند عزت در لبخند شکسته قهرها

                                    ای وای چه قهرها کرده بودند!!

هنوز هم بوی جوی خون نیکی مادر در شهر می گردد

                         و

انزوای متروک عدالت

             از

خون تو وام می گیرد

وقتی همه خواب هستند:

           یک نفر بر بام آبادی

...پیام آوای انجیل است

...پیام ٱوای انسانی

...پیام آوای تورات است

-وقتی همه خواب هستند-                      عیسی نصرالهی

 

//////////////////////////////////////////////

            تقدیم به سرداران بزرگ قبیله ام شهیدان غلام و هدایت

                                    خداحافظ

خداحافظ روستای آبا و اجدادیمان

خداحافظ مامن آرزوهای بزرگ

خداحافظ جایگاه نام آوران جنگ و حماسه

                      خداحافظ خلوت گاه زمزمه های کودکی

                      خداحافظ کوههای بزرگ و ستبر

                     خداحافظ,حافظ بزرگ سرداران دودمانی غیورم

خداحافظ کوچه های آذینی مردان اسرافیلیم

...خداحافظ

آه...ای وای... کجاست آن ده نستوه؟

جوشش چشمه ی کوه آب خورده ی من...به کجاست؟

-(پرستو میگوید)

خداحافظ,نازک خیال تراوش گاه اهورایی ام...

                        خداحافظ...بیشه ی ناز

                       ای من...همچو من

                      ...روستای اصیل من

                     -خدا...حا...فظ-

                                                                عیسی نصرالهی

دیدگاه‌ها  

 
#71 عیسی نصراللهی 1393-11-27 12:12
سلام استاد گرامی عباس عزیز.ببخشید خیلی سرم شلوغه حتی دیگه چندماهیه به سایت نمیام..الان فهمیدم قربانت
 
 
#70 عباس آبسالان 1393-10-29 19:07
سلام دایی جان. خبری ازت نیست بازم من که عاشق تک تک سروده هاتم.
 
 
#69 عیسی نصرالهی 1393-01-06 12:00
سلام بر سعید گرامی سپاس از نظرات زیبایت.
 
 
#68 س.ع 1392-12-18 15:08
در یک کلام عیسی عشق است
 
 
#67 حسین 1392-12-17 17:47
سلام . عیسی جان خسته نباشی ، دستت درد نکنه از بابت شعرای قشنگت . پاینده باشی
 
 
#66 احسان 1392-11-27 23:32
خیلی خوبه ولی مطالب جدید هم بذارید
 
 
#65 س عنبری 1392-11-10 23:19
سلام بابای ونداد .واقعا شعرات به آدم دلگرمی میده
 
 
#64 نظری .ا 1392-05-09 23:32
کاک عیسی چاکریم
 
 
#63 نظری .ا 1392-05-09 23:31
مراد جان میمه زا احساس میکنم دیر سری به شعر عیسی زدی ولی حالا که زدی . آی گل گفتی /من که عاشق شعر عیسام
 
 
#62 عیسی نصرالهی 1392-05-02 13:22
با سلام خدمت تمام برادران و خواهران خوب روستای داشتنیمان . راستش خیلی سرم شلوغه(فعالیت در اداره متبوع،حضور در دادگستری و...) خیلی کم به سایت سر می زنم، یکی از دوستام بهم گفت سری به مطالبت بزن ببین چه خبره؟ متوجه اینگونه اظهارنظرها شدم. نمیدونم یهو چی شده که تمام توجهات معطوف مطالب اینجانب گردیده.علی ایحال ضمن احترام به نظر تمام عزیزان خدمتتون عارضم، همانگونه که سابقا اعلام کرده ام :همه کامنتها لطف و بزرگواری دوستان بوده و احتمالا بعضی از پیامها فراتر از حد معمول بوده اند..در خصوص نظر جناب(( کوچه بالایی)) هم شایان ذکر است که انتهای شعر آن روزها تضمینی است از شاعر جوانی که بنابه درخواست همکارم مصطفی و برای بار معنایی آن آورده شده است و اگر اختیارات شاعری را کنار بگذاریم ممکن است که اینگونه اشعار دچار ضعف و نقایصی هم باشند.بارها گفته ام که شاعر نیستم و همه انتقادها را می پذیرم. علی هذا اینجانب می پذیرم که مطالب فوق الذکر کامل نیستند و از نظر آرایه،قالب وغیره باید تجزیه و تحلیل گردند..در هر روی از تمام هم ولایتیهایم بخاطر رنجش خاطر و سایر مسایل عذر خواهی میکنم.مع الوصف از نظر و توجه معلم وارسته ، انسان اخلاق و الگوی همه مان جناب مراد علی نصرالهی پسر عموی عزیزم کمال قدردانی و سپاسگذاری و تشکر دارم...ببخشید
 
 
#61 مراد نصراللهی 1392-05-01 07:06
انتقادیک فامیل که تذکر بجا وخوبی بود مرا واداشت تا سزی به لیست مطالب بزنم چون این شعرها را ندیده بودم !
از شعر" آن روزها "لذت بردم واقعا" زیبا سرودی
شعرهای دیگر مخصوصا"ایران پایدار وخداحافظ نیز قشنگند.
دست مریزاد عیسی جان ، برایت آرزوی موفقیت دارم
 
 
#60 بابای ونداد 1392-04-18 11:44
مقداد جان ،شما یکی از با معرفتترین پسرای فامیلی ،سپاس از نظرات لطیفت.چه در قبال سایت بیشه دراز وچه در خصوص شخصیتهای بیشه دراز....سپاسگزا رم
 
 
#59 مقداد 1392-04-17 19:21
از دایی های عزیزم تشکر میکنم برای این سایت زیبا مخصوصا از آقا عیسی و آقا نبی ببخشیید اگه به اسم کوچیک صداتون میکنم به خاطر احساس صمیمیتیه که با شما میکنم
با تشکر بابای ایلیا
 
 
#58 * 1392-04-11 08:24
*************** *************** *************** *************** *************** ********
 
 
#57 دیگر طوایف 1392-03-30 16:26
خیلی خیلی از بانیان این سایت وزین سپاسگزاریم§§ و برای آقایان نبی الله بیگزاده، عیسی نصرالهی و استاد پوراحمد عزیز آرزوی سربلندی و موفقیت از پیشگاه خداوند بزرگ خواستاریم.
 
 
#56 پوری 1392-03-24 15:34
ای کسی که خودتو با نام پژگچ غامغام معرفی کرده ای.کامنت دوستان کاملا صادقانه است و هیچ قضیه دیگری دربین نیست، جز صفا و سادگی شاعر عزیز
 
 
#55 پوری 1392-03-22 01:19
شعرات هم خوبن.انگار کلی طرفدار داری.احسنت%
 
 
#54 پوری 1392-03-22 01:14
بیش از اینکه شعرات زیبا باشند.عکس فوق العاده جنتلمنت تو چشم میاد.
 
 
#53 mohsen 1392-03-14 14:34
سلام-بسیار زیبا و جالب بود.به امید موفقیت بیشتر
 
 
#52 محرم 1392-03-12 11:47
خداوندا تو به از آنی که در وصف بگنجی پس ما را در خویشتن خویش تنها نگنجان و بگذار تا با دیگران یکی شویم، همانگونه که استاد سخن فردوسی بزرگ می فرماید: بنی آدم اعضای یکدیگرند....پس دوستان سعی کنید انتقادتون سازنده باشد و نه از روی حسادت
 
 
#51 م.ف.ن 1392-03-12 11:40
طوری که من شنیده ام ،آقای نصرالهی در زندگی سختیهای زیادی متحمل شده اند تا به این مرحله رسیده اند.زندگی این افراد الگوییست برای همه اهالی بیشه دراز، وقتی در مراحل تحصیل..اداری..و ادبی پیشرفت میکند من به شخصه خوشحال میشم
 
 
#50 زیبا 1392-03-11 11:32
واقعا دست مریزاد
 
 
#49 عیسی نصرالهی 1392-03-11 07:51
سپاس ویژه از آقایان محمد کریم،مصطفی و مقداد(آ)..بی شک اگر باور بدون ریا ، کدورت و زیبای شماها نبود..ماها هنوز که هنوز است، پشت ذهن خروارها اندیشه خشک اوقات می گذراندیم.. پس سعی کنیم همیشه همدیگر را دوست داشته باشیم.
 
 
#48 مصطفی 1392-03-10 11:33
سلام به شاعر شعر و شوق و شعور. مثه همیشه یسار زیبا بود مخصوصا این بیت شعر :
گفتی: هوای تیره، باران زپی درارد

((آن مرد تا نیاید..باران نخواهد آمد.......))
روزی که ایده این شعر به ذهنت خطور کرد یادمه. اولین نفری بودم که این سروده رو براش خوندی.
با تشکر از همه مخصوصا مدیریت سایت
 
 
#47 محمدکریم 1392-03-08 21:41
سلام مقداد . خوبی ؟ اگه مطلب یا عکسی داشتی با داداشم نبی تماس بگیر بهت میگه چیکار کنی ، یا با عیسی هماهنگی کن . . . یاعلی
 
 
#46 محمدکریم 1392-03-08 21:34
حاج رضا ؟ میگم میشه حداقل یکی دوتا ایراد از سروده های عیسی رو بنویسی ؟ یادت باشه حسادت مانند شته زندگی آدم رو متلاشی میکنه . . . اینو شک ندارم هیچی از شعر نمی دونی قصدت فقط جلب توجه بود صاف میومدی مث من می نوشتی عیسی دست مریزاد راحت خلاص خودت می کردی . . . عیسی دست مریزاد گگه در ضمن قدم نو رسیده خیلی مبارک ، امید که با اومدنش خیر و برکت و شادمانی به خونه و زندگیت هجوم بیاره

درود بر ونداد ، خوش اومدی
 
 
#45 مسکن و شهرسازی 1392-03-08 13:30
خوب..عالی
 
 
#44 Guest 1392-03-08 13:28
کسی نمیدونه که من بهترین بابای دنیا رو دارم.
 
 
#43 اروانه 1392-03-06 11:57
فکر کنم بعضی ها به آقای نصرالهی حسودیشون میشه..ا
 
 
#42 ملکی 1392-03-06 08:06
ای...عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.عرض خود میبری و زحمت ما میداری..این در جواب غامغام خانه
 
 
#41 مقداد 1392-03-03 01:25
سلام عیسی جان خیلی زیبا بود دوس دارم در وصف آقا ونداد و آقا ایلیا هم یه شعر خوشگل بنویسی
راستی من چطور میتونم تو این سایت عکسو مطلب بزارم؟
 
 
#40 پژگچ/قیماخ/غامغام 1392-03-01 17:52
نمیدونم شما در عمرتون شعر نخوندید یا قضیه، یه چیز دیگس. دوستانی که کامنت گذاشته اید، شعر را این قدر دست کم نگیرید
 
 
#39 عیسی. 1392-02-29 13:58
سلام .خوبی؟ یک قطعه شعر بنا به درخواست دوستان واست فرستادم. رسیده یا نه؟

سلام نه
 
 
#38 سمیه 1392-02-26 10:11
فقط میتونم بگم عالیه داداشی
 
 
#37 رضایی 1392-02-18 13:12
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت: ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت.گل بخندید که ار چه راست گفتی ولی...هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت@با آرزوی سربلندی
 
 
#36 ف.رضایی 1392-02-16 10:40
من در بدر شهرم و تو پاکی و بی آلایش* با توام ای دل دل بسته به آن ده بالایی.
 
 
#35 از دوستان 1392-02-06 00:04
سلام عیسای عزیز.به راستی که اشعار زیبایت نمودی از شکوه وعظمت قلب پاک و بی ریایت است.از صمیم قلب برایت ارزوی موفقیت دارم.ولی ذکر این نکته بنظرم مهم رسید که در رسایی کردن اشعارت ،ان هم بخاطراسم و اوازه ات حتما تلاش مضاعف کن که مطمئنا پیروز می شوید.انشاالله.
 
 
#34 halk 1392-01-20 09:06
[جناب بیگزاده چرا پیامم را نزدی .اگه توی این دنیا بگردی آدمی به با معرفتی نصراللهی پیدا نمی کنی.
 
 
#33 halk 1392-01-17 11:02
بعضی اوقات ما انسانها البته با کمال تاسف نمی خواهیم بعضی از واقعیتهای زندگی را به خود بقبولانیم.در صورتی که آن واقعیت وجود دارد..بصیرت می خواهد..قابل توجه حاج رضا
 
 
#32 عیسی نصرالهی 1392-01-14 10:20
ضمن تشکرویژه ازآقای عباس آبسالان دوست داشتنی(داوطلب ورودی دکتری حقوق عمومی).در جواب به بعضی از دوستانی که بر قافیه اشعار مزبور خورده گرفته اند،معروض می دارم که در عناوین معنونه اقرب به سبک سپید-طرحی و هایکوی شرقی نزدیک میباشند و حد لحاظ قافیه اجباری در مباحث مطروحه خالی از اشکال نمی باشد.
 
 
#31 ميمه زا 1392-01-13 11:32
ميمه زا خوبي
شعرات زياد قافيشون جور نبود
ولي متنش نشان از معلومات عمومي فراوانت داشت
انتظارشو نداشتم
افرين
 
 
#30 سلمان 1392-01-11 12:22
خوب بود
 
 
#29 محرم...احرام بسته 1392-01-11 12:18
باسلام به همه ی دوستان عزیز و بخصوص منتقدین اشعار متفاوت و بکر اقای نصرالهی. بایست گفت: همینکه فرزندی از مردمان این خاک پاک چنین با زیبای و رسایی کلام دلنوشته های نگفته ما را به رشته تحریر در می آورد ابن خود دارای ارزش فراوانیست، باشد که زین پس بیش از تخریب یاد بگیریم بسازیم.یا حق
 
 
#28 ع.ن 1392-01-11 08:36
سلام حاج رضای دوست داشتنی . از حسن انتقادت سپاسگزارم ..راستش از رک بودنت خوشم آمد.اگه چیزی هست لطف دوستان است..همین
 
 
#27 حاج رضا 1392-01-06 08:33
اشعار ضعیف بود ، حرف تازه آی نداشت . پیامها اغراق آمیز
 
 
#26 عیسی نصرالهی 1392-01-02 23:06
بیشتر از این شرمندم نکنید: دوستانی که در هماوردی آب ، در سراشیبی ذهن.آوای ماندگار من هستید...و باز گویند این همه درد، این همه رنج؟ با رسایی به فراتر گویم: بچه بودم که مصیبت با دو بلای بهت آسا دزدید کالبد تنهای گهوارگی ام از مادر ..آن یکی افسوس خورد وآن یکی لرزید و من از این لذت درد عظیم با خودم خندیدم..و کنون رفتند و رفتند دگر
 
 
#25 نظری 1391-12-26 21:23
چقدر تواضع داری.اصلا باورم نمیشه شعر بگی چرا شعراتو انتشار نمیدی#همه فامیل بهت افتخار میکنند.
 
 
#24 س.نصری 1391-12-26 21:16
تمام احساسم را تقدیم شما میکنم.
 
 
#23 عباس آبسالان 1391-12-23 16:54
سلام دایی جان؛اشعارت فوق العادن؛هم حقوقدانی،هم شاعر و هم فوتبالیست؛الآن هم که دانشجوی کارشناسی ارشد جزا هستی. من که خیلی دوست دارم.امیدوارم که همیشه شاد و سالم باشی...قضای تو...کاکه گان...
 
 
#22 سعید عنبری 1391-12-20 13:09
ایول....
 
 
#21 دهلران 1391-12-20 13:07
با سلام خدمت دوست دلسوزم ،جناب مهندس نصراللهی.شعرهای ت رمانتیک و جای تقدیر دارند...
 
 
#20 دادگاه 1391-12-17 12:46
آقای نصرالهی لطفا شعر جدیدی بفرست شعرت پر از احساس و متانت است
 
 
#19 سال نو دهلران 1391-12-16 14:00
بده ساقی بده از آن می نا یاب افسانه....با آرزوی موفقیت برای استاد نصراللهی
 
 
#18 یزد 1391-11-29 10:42
سلام داداش ،عیسی جان تشکر میکنم از کارهای جالبت امیدوارم خداوند روز به روز برتوفیقاتت بیافزاید.
 
 
#17 ارمغان 1391-11-28 21:22
سلام . عیسی جان خسته نباشی ، دستت درد نکنه از بابت شعرای قشنگت . پاینده باشی
 
 
#16 شهرک هزارانی 1391-11-28 10:23
دوست دوران دانشجویی و خیلی با مرام هستی.خاطرات اهواز یادته؟گل سرسبد بچه های دهلران بودی..
 
 
#15 عیسی نصراللهی 1391-11-28 10:18
باسلام...مجدداً از همه دوستانی که در خصوص اینجانب اظهار نظر می نمایند، سپاسگزارم.
 
 
#14 اندیشه 1391-11-25 20:48
سلام . دست مریزاد ، واقعا لذت بردم . . . راستی از چه م قروش چه خبر ، اصلا تا حالا رفتی، میدونی کجاس؟
 
 
#13 طوقی 1391-11-22 23:49
درود بر تو عیسی جان کارت عالیه . . . خیلی دوست دارم چشم براه کارای جدیدت هستم . برقرار باشی . . . خدا رحمت مادرت بکنه
 
 
#12 مهدی اروانه 1391-11-21 12:17
عیسی...گوهری با تلالو خاص خودش در صندوقچه ای در بسته...کسی نمیداند که کیست . فقط باید درک کرد..لمس کرد که این مرد کیست...خوشبختیش و میخوام
 
 
#11 قاسم 1391-11-05 11:23
تورا من چشم در راهم...فوق العاده زیبا هستند.
 
 
#10 رووشنا 1391-11-04 11:20
باسلام.شعرات حرف نداره آفرین.امیدوارم بازم با این شعرهایت مارو مشعوف و شاد نمایی. منتظر چاپ کتاب شعر بزرگت هم هستیم.
 
 
#9 یاسین ب 1391-10-30 14:46
سلام بر عیسی کارت قابل ستایش است .دست مریزاد.
 
 
#8 محمد 1391-10-28 22:32
با قرائت فاتحه برای شهدای بیشه دراز در این شب جمعه ازشون شفاعت طلب کنیم!
عیسی جان خیلی خوب و با احساس بود سعی کن ادامه بدی.
 
 
#7 عیسی نصرالهی 1391-10-28 21:11
سپاس ویژه از دوستانی که من را مورد لطف بزرگ خودشان داشته اند را دارم..
 
 
#6 amin 1391-10-27 15:04
چاکر اقا عیسی گل
 
 
#5 دهلران 1391-10-25 11:08
به تو افتخار میکنیم..امیدطای فه
 
 
#4 مرد 1391-10-20 13:33
چاکر اقا عیسی گل.
 
 
#3 غریبه 1391-10-17 13:20
آقای نصراللهی از همکارامه،بسیار خوش سلیقه و مهربان و کمی هم خشن می باشد.
 
 
#2 مجید.ب 1391-10-17 12:53
آفرین عیسی،شعر احساساتی بود،برای معرفی این چنین شهدایی،بمردانی چون تو نیاز می باشد
 
 
#1 غریبه 1391-10-17 11:39
شعرهای ایشان خیلی زیباست
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز3
کاربران دیروز43
بازدید کل507668

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.