بیشه دراز جاودان

بیشه جاودان

یکی بود یکی نبود زیر آن سقف کبود
بیشه ای بود سراسر همه مهر
دودمانش همه پاک
بود در ده ردی از مردی و مردانگی و آسایش
دست در دست یکی:
همه یک ریشه در آن بیشه ناب
یکی بود یکی نبود
توی آن بیشه بی محنت روزای بزرگ
چه کسانی که به شوق رفتن:
سنگ بر تارک ابلیس زدند و رفتند و در آن راه اساطیری فردوس خیال
{ وارث شهد شهادت بودند
رهگذر .... خالی تشویش بلند بودن،خنده می کرد بر آن بیشه و با خود می گفت:
یکی بود... خدایی بود... همه بودند و من موسم خونین
 به زمان تعبیرم: مردمانم پاک... دودمانم پاک
قصه بیشه من،قصه که نیست
یکی بود یکی نبود،غصه که نیست
قصه لاجرم فانی شدن
 یا
چو مادر بانی خاک شدن
خود به تیشه،ریشه شادن زدن

 «قصه که نیست»
قصه بیشه من شیدایی است
بخدا بیشه من رویایست
-قصه آن شب سرد
-قصه رنج عزا و بودن
-قصه نغمه روزای فرار
- قصه مقصد نا پیدائی


رهگذر باز به تعبیر زمان «بودن»
{ قصه می گفت در آن عالم خواب:
یکی بود.... یکی نبود
بیشه ای بود میان آن کوه
مردمانش نستوه
مردمانی که نوای ابدیت خوانند
-رهگذر گفت و در عالم خود:
پرده برداشت از آن جاده نور
پرده برداشت از آن زمزمه ها
...(رهگذر باز در آن عالم خواب )
با رسایی به فراتر می گفت:
قصه خواب خیال خوبی
قصه ای بود در آن وادی مهر

.....بیشه ها .... خاطره ها
رنگ رنج «بودن»
قصه بیشه دراز ...... قصه بیشه ناز
و چنین بود که بعد از سالها:
خاطر مرد اساطیری روزای نبرد
در دل بیشه ما
 «آرام است»
 «گلگون است»
 «افسون است»

عیسی نصرالهی

دیدگاه‌ها  

 
#17 عیسی نصراللهی 1395-01-14 14:05
سلام

تصحیح میگردد


یا چو مادر بانی خاکی شدن
خود به تیشه ، ریشه ی شادی زدن



ممنون
 
 
#16 مسکن 1393-10-01 09:19
ایول کاک عیسای برریز
 
 
#15 بالویی 1393-06-17 10:19
آنقدر زیباست که اشکم درامد احسنت
 
 
#14 م.ب 1393-03-18 11:48
شعر خوبیست .مارا به دنیای روستا بردی، هرچند اهل این روستا نیستم
 
 
#13 ف.نصری 1393-02-18 07:44
خیلی زیبا بود
 
 
#12 عیسی نصراللهی 1393-02-16 14:04
سپاس فراوان از همه دوستانی که نظر دادند.
 
 
#11 محمدکریم بیگ زاده 1393-02-14 07:53
درود بر عیسی . زیبا بود ، دستت درد نکنه . . . یا علی
 
 
#10 عنبری غ 1393-02-13 12:48
عیسی جان باتمام وجود دوست دارم واقعا شعرات مثل خودت زیباست
 
 
#9 مهدی اروانه 1393-02-13 12:41
یکبار دیگر عیسی افتخار آفرید و روستایم را از پیشتر دلچسبتر توصیف نمود،عیسای عزیز مستدام باشی.
 
 
#8 ابوالفضل 1393-02-13 12:35
عیسی جان خسته نباشی از خواندن شعرت لذت بردم
 
 
#7 احمدرضایی 1393-02-13 11:49
شعر بااحساسی بود .آفرین
 
 
#6 بچه های شهرسازی 1393-02-13 11:44
واقعا در حد لالیگا بود دست مریزاد
 
 
#5 درویشی 1393-02-13 11:44
عالی عالی
 
 
#4 صحرائی 1393-02-13 00:00
عیسی جان سلام. شعر نغر و زیبایی سروده ای،شعرت سرشار است از شور، شعور و احساس
من که لذت بردم ممنونم زنده و پایدار باشی.
 
 
#3 بله جی جی 1393-02-12 22:22
دست مریزاد.
خوب بود ولی گاهی کلمات را زیادی تکرار می کنی.
 
 
#2 رضا 1393-02-11 16:41
افرین عیسی جون چقدر زیبا سرودی...ممنون
 
 
#1 نصرالهی 1393-02-11 12:51
سلام.احساست را تحسین می کنم .خیلی زیبا و بامعنا بود.درود برشما . باز هم اگر سروده ایی داری حتما روی سایت بزار
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز8
کاربران دیروز32
بازدید کل503363

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.