مرثیه برای بیشه دراز

                                        مرثیه ای برای بیشه دراز 

 

                                                 د.م(عاشق بیشه دراز)


آی تو، ای حاکم آبادیِ بالا، چرا؟/
پَر نمی گیرد کبوتر بر فراز روستا/
گُر نمیگیرد، تنور نصف و نیمِ خانه ام/
نشنوی دیگر،تو بوی نان تازه در هوا/
دیگر اینجا هر پرنده فکر کوچی دیگر است/
خانه ها خاموش و ده متروک و بیشه بیصدا/
روزگاری تک تک این خانه ها آباد بود/
صبح، می پیچید در ده، های و هوی بچه ها/
چهچه گنجشککان و هی هی چوپان ده/
آه، دیگر نشنوی در هیچ جای شهر ما/
یاد ایامی که بیشه رونق بسیار داشت/
آه و افسوس و دریغا، رفت آن شور و صفا/
آه ای یاد گذشته، می کشانی ام کجا؟/
در پس هر کوچه ای، یادآره ای دارم به جا/
من غریب شهر خود افتاده ام بی هم نفس/
من نمی دانم چرا قسمت چنینم شد خدا؟/
آه ای کوه سَر اِسپی، آه ای تَنگ هور/
من ندیدم لذتی بهتر ز دیدار شما/
تو اگر بینی که من عاشق شدم بر بیشه زار/
بوی آن بوی شهیدان است و خاکش کربلا.

                                                                       د.م(عاشق بیشه دراز)

دیدگاه‌ها  

 
#31 م.ایلام 1392-05-04 14:02
انتقاد کرده بودم که چرا ... رو مورد حمله ناجوانمردانتون قرار دادیدو.... . واینکه ما دو نفریم نظری و من

سلام بعضی جاها را پاک میکنم تا کسی چیزی ندونه اگه ایمیلت داشتم برا ایمیلت میفرستادم// دروغگو کم حافظه هست ولی نه اینقد زود اگه اسمای قبلی که باشون کامنت گذاشتی یادت بود میگفتم که دو نفر بودید در ضمن من همه ی کامنتایی که با آی پی قبلی باشون کامنت گذاشتی دارمشون و تو با چندین اسم جعلی برای تمام مطالب سایت نظر گذاشتیت و گاها مطالبی هم با اسم واقعی خودتون اگه دوس داری همشون برات پرینت میگیرم خدمتتون میارم پس یا بیس سی نفرید با یک خط کامنت میذارید یا یک نفر با اسم چندین نفر در آخر من تا کسی ازم نخاد مطلب کسی رو پاک نمیکنم / موفق باشید بیشتر ازین هم ادامه نده/ به من گفتی خجالت بکش برات هم توضیح دادم/باور کن من به جا شما دارم آب میشم
 
 
#30 م.ایلام 1392-05-04 03:27
نبی.گل پسر..ارادتمندتم ولی انتقادپذیر نینه


چه انتقادی عزیزم کردینه که مه قبول نکردمه
م ایلام هم میتونه اسم هرکس و همه چی باشه
 
 
#29 محمدحسین 1392-05-03 11:37
پسر خاله گرامی سلام، تقصیر من نیست که! نبی میگه یه کله شیر یا وارکی برام بیار تا برات پست بزنم
 
 
#28 یاسین 1392-05-01 02:28
باسلام واحترام...واقعا هستند افرادی که اشعار قشنگ آنها دراین سایت قابل دیدن و ستایش است.وانتظار دارند برای پویایی ومانایی قلمشان مورد توجه وتشویق بزرگان باشند. درعین مجد وبزرگی شخصیتشان متاسفانه کارهای آنها رایا نمی بینیم یاآثار فاخر آنها را دورازجانشان ریز میبینیم. قابل توجه پدر معنوی این سایت.بالاخره یک نفر به زعم خوداز عدم بی توجهی گله مند است وانتظار داردحمایت شود وبزرگ ارجمند شودوکارهایش به چشم بیاید .انتظار بی جایی نیست حتی اگر فقط یک نفر باشدوآن هم به قول خودش از نزدیکان خونی باشد.حق آن است دل اورا بدست آورده واز اودلجویی شود. مخلص شما هم هستیم .
 
 
#27 مراد نصراللهی 1392-04-31 20:11
عزیزی به نام " نصراللهی ها " نظر گذاشته واز من به دلیل اینکه برای اشعار یا نظرات نزدیکان خونی ام !! اظهار نظر نمی کنم ، انتقاد نموده است . حضور این عزیز که یک نفر است وبنام همه ی فامیل گله مندشده است باید عرض کنم که : اولا" هر اثری چه شعر یا هر مطلب دیگر وقتی از کسی منتشر میشود ومیخواهیم در مورد آن نظر بدهیم ، دیگر این نظر دادنها غریبه وفامیل وآشنا نمی شناسدوآنچه مهم است خود اثر ومطلب است نه صاحب آن !
دوما" حضرتعالی هر موقع مطلب واثری فرستادی مطمئن باش بنده اولین نفری هستم که از صمیم دل برای آن نظر خواهم نوشت .
آرزوی قلبی من سربلندی همه ی عزیزان است .

سلام بر مراد عزيز استاد اول و آخر مي خواستم خودت پاسخ بدهيد و زيبا پاسخ داديد// نبي اله
 
 
#26 مصطفی از شوش 1392-04-30 15:20
سلام
این شعر سوز عجیبی و همراه با واقعیته.از شاعر این شعر که نمیدانم کیه خیلی تشکر میکنم.کاشکی اسم شاعر رو مینوشتید .بیشه دراز نباید فراموش بشه.
 
 
#25 Tohi72. 1392-04-30 15:06
نبی جان چند روزی هست سایت آپدیت نکردی دیگه تکراری شده!

به جان تهی یه سایت خبری هم اینقد زود به زود به روز نمیشه
 
 
#24 6554/ 1392-04-30 12:44
این روستای عزیز چه مکانهای دارد که پر از خاطره است چه شوره کناسرده پشت پله قبرستانه گری سرده بنوزنه سرابه کلو شاممی و...... هرکس مکانهای دیگری میشناسد نام ببرد
 
 
#23 نصراللهی ها 1392-04-30 12:29
یه انتقادی خدمت عموی خوبم حاج مراد نصرالهی دارم، واسه چی در مورد اشعار و کامنت نزدیکان خونییت مطلب نمیگی؟ ....آقای بیگزاده لطفا پخشش کن
 
 
#22 مراد نصراللهی 1392-04-30 05:46
شعری که محمدحسین بعنوان یک کامنت گذاشته واقعا"که قشنگ است وبازبان زیبای شعر خوب توصیف کرده اند مطمئنا" غیر از شعر هیچ نوشته ای نمی تواند اینگونه جذاب وگویا باشد . ولی ایکاش بصورت یک پست مستقل می فرستاد که در آن صورت جذابیتش دو چندان می گشت ،زیرا نوع نگارش و ترتیب قرار گرفتن ابیات ومصراعها باعث میشود که مخاطب وخواننده بیشتر به آن توجه کند . منتظر آثارت هستیم
 
 
#21 خاطره 1392-04-30 02:11
ببخشیدمن یک مطلب رویادم رفت واون اینکه من بایدیکباردیگه ازجناب د.م معذرت خواهی کنم چون بدون بررسی کامل شعراشون درموردشون نظردادم.من بااوزان شعرفارسی کاملاآشنایی دارم واولین آشنایی من دردرس قافیه وعروض پیش دانشگاهی بودوبعدازاون کتاب های دیگری رودراین زمینه مطالعه کردم والبته من خودم هم شعرمیگم واکثرشعرام بروزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هستن.من همه ی شعرای استادد.م رومیخونم وواقعاهمشونودوس تدارم.جناب استادد.م بازهم ازشمامعذرت میخوام.فقط هنوزازدست خیلی هاناراحتم که به راحتی به آدمهاتوهین می کنند.
 
 
#20 فا1367 1392-04-30 01:37
محمدحسین شعرت عالی، چند جا انگار کلمه نیست شاید موقع تایپ از قلم افتادن - فقط یک چیز یا شعر فارسی بگو یا کردی، الان فارسی اما کلمه کردی توشه دلیلش چی؟ توزیع بدید ممنونم میشم
 
 
#19 خاطره 1392-04-29 21:42
اگه دقت کنیدبرااین مطلب اولین کامنت رومن گذاشتم وازتون خواهش کردم توی سایت به این خوبی دیگه دعوانکنیدامامثل اینکه نمیشه.فقط من نمیدونم بعضی هاالان چراپیداشون نمیشه تابازبشن کاسه ی داغ ترازآش وبازهم بشن مدافع؟؟؟
 
 
#18 Guest 1392-04-29 11:29
سلام به همه دوستان عزيز

گاهی دلم میخواهد بگذارم بروم بی هرچه آشنا
گوشه ی دوری گمنام
حوالی جایی بی اسم
گاهی واقعا خیال میکنم روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام.
 
 
#17 محمدحسین 1392-04-29 04:05
/با تو دارم سخنی، خاطره نه، دردی....درمانش؟ نه ، همدردی... درد از زخم تنم نیست رفیق / درد من پنهانست درد من پیدا نیست/ دردمن... نادیدن/ درد من بی درمان درد من رویا نیست/ روزگاری دره ام یک بیشه داشت/ بیشه ای با عطر عشق آمیخته/ زرق وبرقی را نبود بر جامه اش / شور وشوقی بر رخش آویخته/خانه هایش کاهگلی...پرگفتگ و/ کوچه ها از بچه ها پر های وهو/بوی آتش، بوی نان،بوی تنور/ بوی شیرتازه و مشکان دو/ هرسحرعطراذان دایی ام / با خدا آغاز میشد زندگی/ یا خدا گویان وضو می‌ساختند/ از ته دل...نه فریب...نه ساخته گی /گرگ ومیش سربی صبح شفق/خنده ی زنگوله ی بزهای مس / چوب ارژن در کف چوپان ما/ هی هی و هاها کردن یک نفس / کوچه ها کوتاه بود بیشه دراز.../ خانه ها چون گل ولی بی تیغ وخار/ دختران همپای مادر در هنر /پای دار قالی و نقش ونگار/ چون شبان میشد به نور فانوسی/ خانه ها نوری قشنگ می یافتند/ متل مادربزرگ در بچه ها/ توری از رویا بجان می بافتند/ در بهاران بیشه چون باغ بهشت/ سبز میشد دره ام خندان کلاه/ در میان کشت دیم هر بهار/ خرمن گلها چو نخجیران شاه/ آه...ای مردم بیشه دراز/ چامه ی بیشه برفت از یادتان/ اشک شرمی گر بریزم من رواست/ جای کاهگل سنگ شد دیوارتان/ روزگاریست آسمان قهر وملول /ناودان از خشکسالی نا نداشت/ گر نتوفد آب در مرزیق ما/ کوچه ی دلهاچرا پر گل شود؟/ گر شقایق رستنش افسانه گشت/ ساغر یارم چرا پر مل شود؟/ درد من اینست درمانش بگو/ چاره ی بیشه دراز ما کجاست؟/ این سکوت مرگبارو بوی غم / گریه ی کوگ"وملیچک تا کجاست؟........
 
 
#16 مجیدشیخی 1392-04-28 18:45
خیلی عالی بوداین مرثیه شامل همه روستاهای بخش مرکزی میشه چون اگرنحوه ی مهاجرت ازروستاهابه این شکل تداوم داشته باشد تاچندسال آینده کسی درروستاهانمی ماندولی یک خواهشی ازاین آقا یاخانم د.م دارم لطف کنن اسم واقعی خودش اعلام کنن تامابشناسیم چون شعرهاش قشنگن حالت عامیانه وملموس دارن دست مریزاد

جناب آقای شیخی با سلام
ایشان یکی از تحصیل کرده های دهلران با مدارج عالی هستن و خودشون صلاح دونستن اسم مستعار داشته باشن/با تشکر از نظرات دوستانه و قابل ستایش شما و قابل توجه کاربران و بازدیدکنندگان دیگه که با چه روش والفاظی سعی به حاشیه کشاندن دارند. نقد و نظر منصفانه باشد پاسخ منصفانه هم دارد//جناب آقای شیخی سپاس
 
 
#15 Tohi72. 1392-04-28 15:24
بعضی نمیدونن چی کار کنن که سایت ب حاشیه بکشن !افراد باسوادی چون محمد حسین و جناب د.م سکوت بهترین کار است،زیرا جواب...خاموشیست
 
 
#14 د. م. 1392-04-28 13:29
دوست و برادر عزیز جناب محمدحسین گرامی
خاطر عزیزتان را با گفته های این کوته نظران مکدر نفرمایید. من با نظر آقای معلم موافقم. نبی نباید نظرات بودار را بگذارد ولی به هر حال نبی مدیر سایت است و تصمیم گیرنده. اگر هم کامنتی گذاشتن، سکوت بهتر از پاسخ دادن به این اراجیف است.
 
 
#13 محمدحسین 1392-04-28 12:54
بن وزن عزیز و گرامی ، قضاوت کردن امری مشکل و بسیار پیچیده است که گاهی در یک امر قضاوتی یک درصد مجهولات بر نود ونه درصدمعلومات غلبه می یابد. حالا چه برسد به برعکسش! با تهمت و افترا و انگ زدن ، حرف خود راجلو بردن کار ناپسندی است که فقط از انسانهای پوک و هوچیگر وبی ریشه سر میزند. نبی اگر قصد پارتی بازی داشت که می باید هوای مرا بیشتر میداشت؟! نبی میتواند شهادت دهد که من سالها قبل از ایجاد سایت برایش شعر، خاطره و مطلب میفرستاده ام و خدا میداند من حتی یادداشتشون نکرده ام . پس خواهشمند است با رنگ لعاب دفاع از بنده به دیگران توهین ننمایید و فضا را مسموم نکنید که هوا و فضا به اندازه کافی غبارآلود است! صوفیان جمله حریفند ونظر باز ولی _ زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد... یا علی مددی
 
 
#12 د. م. 1392-04-28 10:57
استاد نصراللهی عزیز
با سلام و احترام.
ارادت داریم و دست بوسیم.در خدمت شما هستیم و همیشه شاگرد شماییم.
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
گریه ی پنجره زیباست اگر بگذارند
آی مردم، غضب آلوده نگاهم نکنید
دل من مال شماهاست اگر بگذارند.
 
 
#11 یک معلم 1392-04-28 10:32
با سلام. من یک دبیرم و راجع به شعر و خصوصا شاعران معاصر اطلاعات زیادی دارم چون به این مقوله ها علاقمندم. کاری به مطالب آقای بن وزنه (ته اون گوداله) ندارم چون به نظر می رسد ایشان از شعر به لحاظ ساختار و محتوا اطلاعات چندانی ندارد و شاید با شخص مدیر سایت مشکلی دارد که به این نوشته بنده مربوط نیست. من یکی از کاربران همیشگی این سایتم و همیشه موضوعات مطرح شده را می بینم و می خوانم. اتفاقا نقطه ی قوت سایت را در این می بینم که به نحوه فعالیت خود تنوع داده اند و به جز پخش عکس های خاطره انگیز قدیمی خاطرات. نوشته ها و اشعاری را پخش می کند که قابل تقدیر است. از ابتدای گذاشتن شعر و غزل در این سایت همه آنها را مطالعه کرده ام و نظر دوستان را هم خواندم. در مورد شعر د. م. چند نکته را جهت یادآوری دوستان عرض کنم. این اشعار و غزل ها که عاشقانه و عارفانه اند مانند هر اثر علمی و ادبی دیگر از روایی و روانی خوبی برخوردارند. روایی به معنای دارای اعتبار و ارزش بودن و اوریژینال بودن. که بنده به بیشتر اشعار شاعران معاصر و خصوصا استان آشنا هستم و با جستجو در اینترنت میتوان به این نتیجه رسید که کاملا اشعاری منحصر به شخص آقا یا خانم د. م. هستند. در مورد روانی و شیوایی اشعار نیز باید گفت که نقطه قوت شعر ایشان همین سادگی و صمیمیتی است که در شعر ایشان وجود دارد که گویی شعر دارد با انسان حرف می زند و این از خوبی شعر های ایشان است. از نظر ساختاری و محتوایی اشعاری بر اساس اوزان شناخته شده که در بیشتر غزل ها از یک وزن خاص - مسفعلن مفاعل مفعول فاعلن- استفاده شده و چارچوب کلی وزن ها رعایت شده است. از نظر محتوایی با توجه به چندلایه بودن شعر و داشتن یک مفهوم ظاهری و یک مفهوم باطنی هیچ ابهام و پیچیدگی خاصی در شعر ایشان دیده نمی شود. اما گاهی این نقطه قوت یعنی سادگی شعر می تواند به نقطه ضعف شعر هم تبدیل شود و شاعر محترم بایستی اشعار شاعرانی مانند بهمنی محمودی قزوه و کاکایی و حسینی و ....که قطعا می شناسد را مورد مطالعه قرار دهد و بر دامنه لغات و اصطلاحات خود بیفزاید. بنده اولین بار است که پیغامی می گذارم چون احساس کردم مطالبی را عرض کنم شاید به درد دوستان بخورد. ضمن تشکر فراوان از آقای بیگزاده که بدون چشمداشتی و فقط جهت سرگرمی و مطالعه دوستان اقدام به راه اندازی و مدیریت این سایت کرده انتظار داریم از گذاشتن هر نظر سخیف.خشک.بی مغز و مغرضانه از طرف حسودان و معاندان و کینه ورزان و ناآگاهان که فقط مایه کدورت و ناراحتی افراد می شود اجتناب شود.امید آنکه همه دوستان در پر بار کردن سایت، کمک کرده و نظرات صائب خود را ابراز نمایند.

سلام بر یک معلم عزیز
از اینکه با متانت و حوصله نوشتید ممنون و متشکر/ عقیده و نظر من بر این است که همه ی نظرات پخش بشن و آنهایی که خشک و خشن هستن توسط دوستانی مثل شما پاسخ داده و راهنمایی شوند و این گفتگوها بتونه فرهنگ تعامل و گفتگو و تحمل پذیری ما را بالا ببرد تا حسد و کینه و بد اخلاقی کم رنگ بشه و ادب و خوش اخلاقی پررنگ تر/ با تشکر مجدد بیگ زاده
 
 
#10 بن وزنه 1392-04-28 01:51
نبی والا بالا اشهدان لا.... شعر مهدی و محمد حسین از شعرله خانم دال. میم بهترن. ، کم پارتی باری بگن از خدا بترس خانم دال میم سرفه کره برش پست میزنی، والا خدا بده شانس

تنگ نظری تا چه حد دوست عزیز از کجا برات مسجل شد که دال میم خانم هستن یا مرد/شما از خدا بترس/تا چه حد انسان باید اینقد منفی نگر باشد وانگهی شعرهای محمد حسین و مهدی که خودشون نگفتن/با منطق و موفق باشید
 
 
#9 مهدي 1392-04-27 17:56
سلام
درود بر استاد بيك زاده
درود بر د.م
زيبا بود.

یاد دارم کودکی بودم خرد
با صدای گرم مادر
هر صبحدم
در میان بستری نرم و تمیز
می گشودم چشم بر نور سفید
می گشودم دل بر نور امید
یاد دارم سفره خانه ما
بوی سنت می داد
داخل خانه ما
جلوه ای زیبا داشت
از زن ایرانی
جلوه ای از یک شمع
ذره ذره می سوخت
و نداشت پرو ایی
که به آخر برسد
کودکم هوش بدار
قبر مادر اینجاست
جای مادر خالیست
دل من تنگ شده
مادرم دیگر نیست.

نظرتون چيه راجع به مادر ....
 
 
#8 مراد نصراللهی 1392-04-27 10:42
احسنت بر شاعر توانای دیارمان
الحق زیبا بود وزبانحال همه مردمان ما
و وصف وضعیت فعلی روستا !
 
 
#7 Tohi72. 1392-04-27 10:25
این بیشه دراز بیشه دراز دیروز نیست*زیرا سکوتی سنگین گلوی بیشه راسخت بسته*خانه ها یک ب یک خالی گشته کمر روستا خم شده شکسته* نیست یک عابر حتی برای لحظه ای درنگ کرده در روستا بنشسته*خیابان روستا بوی غم گرفته وخسته*امروز بیشه تک تنها أفتاده بدون همدردی نشسته*آری امروز قلب روستا خرد شده شکسته!
 
 
#6 مشهدی 1392-04-27 01:00
نبی جان این پیام های بی سر و ته چی هستن؟ بگو ما هم متوجه شیم.

مشهدی جان ازجناب آقای سالم پور احمد بپرسی راهنماییت میکنه...
 
 
#5 ... 1392-04-27 00:41
من .... بودم براي.... بي چشم و ...
ليك من هستم همان اما به غير از د....

مرسی استاد مرسی //نبی
من نبی بودم برای ...بی چشم رو
لیک من هستم همان اما به غیر از....
مرسی مرسی/نبی اله
 
 
#4 مشهدی 1392-04-27 00:26
آه ای یاد گذشته می کشانی ام کجا
در پس هر کوچه ای یاداره ای دارم بجا
زیبا بود و خاطره انگیز.
 
 
#3 محمد 1392-04-27 00:04
دلمان تنگ شد ولی قشنگ بود.
 
 
#2 نظری 1392-04-26 21:17
سلام و تشکر از شعر فوق العاده عاشق بیشه دراز . از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند .
 
 
#1 خاطره 1392-04-26 19:32
به به زیبابودکاش میشدبازهم ازراهنمایی های جناب د.م درزمینه شعربهره مندبشیم.دوستان من بخودم قول دادم حداقل تواین سایت دیگه باکسی دعوانکنم.شمام بیایدقول بدیدلطفا.فکرنکن م دیگه کسی حوصله ی دعواداشته باشه.
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز92
کاربران دیروز129
بازدید کل501167

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.