بر شاخه ی شکسته ی خشکم، تبر نزن

بر شاخه ی شکسته ی خشکم، تبر نزن


بر شاخه ی شکسته ی خشکم، تبر نزن/
بر این دل گرفته، تو نیش دگر نزن/
من زاده ی کویرم و قلبم بهاری است/
بر قلب پاره پاره ی خسته، تشر نزن/
تا من غریب شهرم و تو هم کلانتری/
بر تابلوی عاشقی عکس خطر نزن/
ما رهگذار جاده ی جبر زمانه ایم/
در کاروان خسته، تو بانگ سفر نزن/
گر رهگذار خطه ی سبز صداقتی/
بر سالکان راه طریقت ضرر نزن/
روزی که چرخ بازی دنیا علیه توست/
آتش به بیشه و همه ی خشک و تر نزن/
با این عروس سرخوش مست همیشه نو/
جامی دگر بزن، شرری تازه تر نزن.

دیدگاه‌ها  

 
#5 محمدحسین 1392-04-25 18:34
د م گرامی درود. مخاطبم شما نبودین شما که استادین دلا!
 
 
#4 سالم پوراحمد 1392-04-25 12:59
با سلام و ارادت هميشگي

به روزم با يك غزل جديد. منتظرم
 
 
#3 د. م. 1392-04-25 01:24
جناب کریمی
با سلام و احترام
ممنون از توضیحات ارزنده تون. در محضرتان می آموزیم.
 
 
#2 محمدحسین 1392-04-24 14:13
امکان اینکه در یک شعر مفهوم مورد نظر سراینده را به خواننده یا شنونده منتقل کرد کم است مگر در قطعات اخلاقی یا حکایتی ، وگرنه زبان شعر و کلا هنر زبانی مخفی و چند لایه است که سخنانی را که نمیشود به صورت آشکار بیان کرد بوسیله ی آن ابرازمیکنند.به همین خاطر شعرا را رند لقب میدهند چون ناگفته ها را در لفافه چنان بیان میکنند که هم خود از اندرون وجودبه رضایت رسند، وهم حرف دل هم اندیشان بیان گردد وهم دیگری آنرا با خواسته های خویش منطبق یابد.... و البته راهی برای گریز ازسیه اندیشان!
 
 
#1 بالابلند 1392-04-23 23:50
سلام
شعرهات قشنگ و خوش وزن هستن ولی
انشاالله که معنی و مفهوم انها از نظر خودتان به خوبی همان چیزی هستند که خواننده می فهمد. امیدوارم منظورم را گرفته باشید.
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز2
کاربران دیروز80
بازدید کل505915

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.