باغ خشکیده

باغ خشکیده


این اسب زین شده، به سواران نمانده است

این سبزه و چمن، به بهاران نمانده است

کم کم بهار بگذرد آن گونه دی گذشت

این روزگار و بیشه به یاران نمانده است

عمرم ز چل گذشت و بهارم به سر رسید

آن نغمه های خوش، به هزاران نمانده است

گویی شکسته قلب من از پنجه خودم

وقتی پلنگ و قوج اناران نمانده است

اینک کویر گشته دل از ناسپاسی ات

آبی به چشمه و نم باران نمانده است

ما مانده ایم و حسرت چیدن ز باغ تو

متروکه ای به جز، خس و خاران نمانده است.

ارسال:د.م

دیدگاه‌ها  

 
#13 السید 1394-06-04 10:45
شعر بسیار زیبا اما با معنایی دلخراش و شکننده که خود واقعیتی است از مظلمویت سرزمینی به نام بیشه دراز.
افسوس وصد افسوس بیشه دراز هماننددهلران بی کس است .خیلی از روستاهای استان به بخش و شهرستان تبدیل شدن اما بیشه دراز روبه نابودی .
ازنویسنده شعر تشکر می کنم
از مهندس نبی عزیزکه به بدون چشم داشت زحمات زیادی را دراین خصوص می کشند تشکر ویژه دارم.
 
 
#12 محمدکریم 1394-05-28 16:21
سلام . من موندم این دوستان عزیزی ک اینقد خوب بلدن ایراد بگیرن چرا خودشون دست بکار نمیشن یکی دو تا غزل بفرستن واسه نبی الله بذاره توی سایت ، ما هم لذتی ببریم ؟من منتظرم . . .
 
 
#11 کاش برمیگشتم 1394-05-23 05:36
دوستان عزیز اینجا جای انتقاد از فرم و وزن شعر نیست.دوستمون فقط خواستن احساسات خودشون رو به نحوی به ما منتقل کنن.حالا ما هی بزنیم تو ذوقش
 
 
#10 منصف 1394-05-15 12:18
با سلام خدمت دوستان و همولایتیها و هم روستاییان عزیز. والله تا جایی که من و حتما نبی الله این بنده خدا د. م. را میشناسیم اصلا خودش را شاعر نمیداند و بصورت تجربی چیزهایی یاد گرفته و میگوید. گاهگاهی برای دل خود و خاطرات خود چیزهایی میگوید که برای برخی دوستان میخاند و تشویق دوستان سبب شده از نبی الله خاهش کند که اگر ارزش انتشار دارند انها را منتشر کند. خیلی بدنبال پویایی و این بهتر و ان بهتر نباشید. همین بیت اول که دوستان گفته اند میشد بهتر باشد را میتوان به همه چیز ربط داد. هم به خود بیشه دراز. هم ثروت هم پست و موقعیت و هم چیزهای دیگر. اگر کسی میتواند این شعر را بهتر شروع کند خوب بگوید تا منتشر شود. تا جایی که من د. م. را میشناسم ادعایی ندارد که اگر داشت خودش یا نبی معرفیش میکرد. به نظرم یا نبی از خود شاعر توضیحی بخاهد یا اصلا نظرات رامنتشر نکند. اینجا سایتی عمومی و برای درددل است و سایتی تخصصی نیست که بدنبال کلاس گذاشتن باشد. البته این نظر من است و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد.
 
 
#9 جا نمانده 1394-05-15 10:17
سلام...وقتی یه شعر میذارین رو صفحه سایت همه میشن شعر شناس ..مدرس شعر..وقتی یه عکس میذارین همه میشن عکس شناس ..عکاس حرفه ای .از این حرفا خلاصه ما همه جور نخبه داشتیم و نمیدونستیم...نب ی شدی مرکز استعدادیابی دمت گرم ...عکس بذار نبی عکس ...به یاد گذشته حال کنیم
 
 
#8 ابوطالب 1394-05-14 23:45
شعرش خوب بود ولی ذوق شاعری ایجاب میکند از کلمات روانتر و سلیس تر در بعضی از ابیات استفاده میشد ضمن اینکه بیت اول باید دلنشین تر باشند.
برای شاعر گرامی ارزوی موفقیت دارم
 
 
#7 محمد 1394-05-14 14:51
مهم اینه که این دو دوست د م و شاعر بالویی هر دو از مفاخر بیشه دراز هستن کاش هردو خودشونو معرفی میکردند
 
 
#6 لحظه های ماندگار 1394-05-14 11:41
د.م ......عالی عالی .....من شاعر نیستم ولی ای دوبیتی رو گفتم....زخم خورده ی روزگار شده ام//بس عاشق روی نگار شده ام//تنها و رفوزه در مکتب عشق//شرمنده ی آموزگار شده ام
 
 
#5 مهرداد 1394-05-13 14:16
دمت گرم خدایش خیلی شعر شعری بود
کارت درسته
 
 
#4 شعر شناس 1394-05-13 10:09
با سلام و تشکر از شاعر گرامی و همیشه ناشناس و تشکر از شاعر بالویی. قطعا هیچ انسان و شاعر کاملی وجود ندارد و همه باید انتقاد سازنده را بپذیرند بنابراین تخطءه کردن کسی معنی ندارد.
بنده با توجه به رشته تحصیلی ام، تا حدی به شعر و شاعری و وزن و قافیه آشنایی دارم به نظرم می رسد که وزن این شعر چندان ایراد فنی ندارد هرجند شاعر محترم میتوانست از کلمات هم وزن بهتری استفاده کند. کلماتی که شاعر محترم بالویی پیشنهاد کرده اند در جهت روان سازی متن و فهم بهتر آن اگر نثر می بود شاید موثر باشد ولی وزن این شعر را کاملا به هم می ریزند. و این نکته قابل ذکر است هر شاعری از ظن و حس خود شعر می گوید که باید به آن احترام گذاشت.
 
 
#3 ميثم 1394-05-13 09:37
درود بر د.م عزيز. بسيار زيبا بود
خيلي وقته منتظر اشعار نابتون هستيم. خوشحالين از اينكه اشعارتون رو دوباره در سايت بيشه دراز ديديم
 
 
#2 جامانده 1394-05-13 08:04
آفرین،زیبا بود.
 
 
#1 شاعر بالویی 1394-05-13 00:38
با تشکر از غزلسرا به خاطر سرودن این شعر زیبا که زبان حال بیشه دراز است؛ برای پویایی این شاعر گرامی نکاتی را به عرض می رسانم، قبل از آن از خوانتدگان گرامی درخواست دارم از تخطئه نظرات دیگران جدا” خودداری فرمایند چرا که هیچ انسانی کامل نیست و احتمال اشتباه از سوی انتقاد کنتده یا انتقاد شونده وجود دارد.
و اما نکات: غزل را با بیتی بهترین از این می توان شروع کرد گذشته از وزن آن که قابل اغماض است از نظر مفهومی نیز برای خواننده عادی قابل درک نیست با تغییری کوچک در آن به مفهوم مد نظر شاعر می توان رسید مثلا” : یک اسب زین شده ، به سواران نمانده است / برگی ز سبزه و چمن ، به بهاران نمانده است در بیت دوم اگر که را اضاف کنیم هم شعر روان و متوازن می شود و هم زیبا و با معنی ترکم کم بهار بگذرپ آن سان که دی گذشت، مراد از شکسته شدن قلب از پنجه خود چیست؟ استعاره بهتری می شد به کار برد، در مصرع بعدی قوچ درست است، نم باران نیز اصطلاح مناسبی برای خشکی چشمه نیست، اگر کلمه ای مانند لطف باران نمانده است گنجانده شود بهتر است ، چون باران قرار نیست بماند در هر صورت تلاش برای فهم خواننده خیلی مهم است چون قرار نیست شاعر پیوست شعرش شود و منظورش را بیان کند، و نکته آخر اینکه خارها با ان جمع بسته شده است‌.
با عرض پوزش
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز95
کاربران دیروز129
بازدید کل501170

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.