خاطره ای دیگر از آقای سیستانی


خاطره ای دیگر از آقای سیستانی

با سلام و عرض احترام 

 

سال 1354 یکی از اهالی محترم بیشه دراز که فکر می کنم برادر آقای پرویز اروانه بودند که آن سال ها جوانی برومند و آرام بودند که در همسایگی آقای حاتم نظری خانه داشتند. گفتند بره ای در خانه دارم و می خواهم آن را ذبح کنم و من را به اتفاق آقای حاتم نظری و دو معلم روستا یعنی آقایان جهانبخشی و ولدبیگی به شام دعوت کردند. قبل از اینکه به منزلشان برویم پرسیدند دوست دارید گوشت را چطور بپزیم به ایشان گفتم مقداری از گوشت را چرخ کنید و در ظرفی سرخ  کنید. موقع شام به منزل ایشان رفتیم، موتور برق روستا آن شب خراب بود و در زیر نور مهتاب سفره ای را پهن کردند و یک سینی متوسط به ابعاد تقریبا 35*45 که به نظر میرسید محتوی برنج با مخلوطی از چیز دیگری است در زیر نور مهتاب روی سفره گذاشتند و ما را دعوت به خوردن غذا کردند. هر کدام بشقابی را پر کردیم بخوریم که متوجه شدیم تمام محتوی سینی مذکور پر از گوشت چرخ شده خالص و سرخ شده است ایشان تمام گوشت بره را چرخ کرده و سرخ نموده بودند و ما هر کدام یک بشقاب کامل از این گوشت را خوردیم و من هنوز هم شرمنده این محبتشان هستم. شما فکر میکنید در کجای دنیا آدم هایی این چنین ساده و بی آلایش و مهمان نواز میتوان پیدا کرد؟      

تولید برق در بیشه دراز شامل دینامی بود که بوسیله یک موتور کامیون باری کار میکرد و چون هوا گرم بود زود به زود خراب می شد و مسئولش هم مرحوم عباس بیگ زاده بودند که آن مرحوم مردی مومن و باوقار و با اخلاق اسلامی و نیکوکار بودند. برق موتور روستا فقط برای روشنایی استفاده میشد که ابتدای شب روشن می شد و چند ساعت بعد خاموش می کردند. در روستا یخچال نبود فقط یک یخچال نفتی مربوط به اداره تعاون بود که در اختیار من بود و من هم باید هر چند روز یکبار فتیله اش را تمییز میکردم تا خوب خنک کند مردم روستا مخصوصا در تابستان برایشان در آن گرما روزگار به سختی می گذشت. برخی از اهالی روستا در روز های گرم برای نوشیدن آب خنک به نزد من مراجعه میکردند ، که از جمله میتوان به مرحوم کریم نادری اشاره کرد که به بهانه نوشیدن آب خنک به من سر میزد و جویای احوالم میگردید . مرحوم نادری قدی بلند و هیکلی درشت داشتند و از هوش بالایی برخوردار بود و اگر در جوانی از امکانات علمی و ورزشی برخوردار بودند به طور قطع در هر زمینه ای از قهرمانان می شدند و من گاهی اوقات برای نبود امکانات لازم برای چنین مردانی افسوس می خوردم.

خدا آن ها را بیامرزد.خلاصه اینکه برق روستا طوری نبود که بشود از وسایل برقی مختلف از جمله یخچال و کولر استفاده کرد و هیچ کسی هم در روستا آن وسایل را در اختیار نداشت.

                                             

  بااحترام سیستانی

 

 

 

 

دیدگاه‌ها  

 
#25 عموزاده ی صحرایی ها 1392-10-15 15:36
سلام/ جناب همسایه حرفت خنده دار داره! مرحوم شیرزاوگ سال 57 از دنیار رفت. این پیرمرد 90 ساله که پدرتان است!یحتمل الزایمر داشته باشد پس مواظبش باش گم نشود.جناب همسایه. کوچکترین بچه دما زای مرحوم حیر مرحومه هاجر بودند که پس از 90 سال دار با دنیا وداع کردند.
 
 
#24 محمد حسین 1392-10-11 23:07
با سلام. با توجه به خواسته دایی عزیزم مجید در رابطه با عدم پاسخگویی به این سو تعبيرها از کامنت من، کات! یا علی مددی
 
 
#23 .. 1392-10-11 20:44
خدمت آقای محمدکریم عرض می شود:
-جمله شخص گشاده دست و علامت سئوال کاملا" بی ربط است.
-ذکر اینکه آقای عبدالرضا خدادوست شوش بوده نه بیشه دراز ،کاملا" بی ربط است ، اصلا" نامی ایشان در خاطره نبوده است.
-مفهوم مخالف اینکه آقای پرویز اروانه شوش بوده، یعنی .....
- گوشت با چی چرخ کرده با علامت سئوال، مفهوم مخالف آن یعنی .....
- آقای سیستانی 2برابر ماه دارای تجربه کار فرهنکی و سن و غیربومی و...و علاوه بر این مهمان سایت است، طرح سوال به نوعی درقالب نفی و تشکیک در خاطره ارسالی ، آن هم در خصوص مهمان نوازی اهالی ، یا باروح فرهنگی و معنوی روستامان سازگار نیست یا کاملا" بی ربط است.
- متن موصوف به محمدحسین وقتی به اقسام دلالت های تعریف شده در ادبیات فارسی و منطوق و مفهوم ... مقایسه شود . معنی خدشه وارد نمودن به مهمان نوازی و خاطره و..به ذهن متصور می شود.( 2رکن مهمان نوازی یعنی نام صاحب خانه و عدم چرخ گوشت خدشه دار نموده)
- این نوع مناظره مجازی تند و خشن توسط بعضی ها،در علوم نقلی و عقلی کم سابقه است ،نیاز به تعدیل دارد. برای دوستان و طرفداران سایت خوب نیست.
 
 
#22 محمدکریم بیگ زاده 1392-10-11 09:59
سلام . بنظر من محمدحسین حرف بی ربطی نزده ، آیا سؤال پرسیدن از نظر شما زشته یا چسبیدن به مسائل فرعیه ؟ خوبه همه میدونید محمدحسین کیه . . . ولی شما دوستان همه ناشناس ناشناسید
 
 
#21 ....... 1392-10-11 07:00
هر سوال ونظری وزن افراد ونیت انها را ودر مجموع شخصیت واقعی هرکس پیدا میشود
 
 
#20 محمد حسین 1392-10-11 06:49
حدیث داریم که "پرسیدن "کلید دانایی است. متاسفانه دیدگاه ظلم پذیر " هرچه گفتیم بپذیر" و نپرس که ریشه در افکار دیکتاتور انه دارد با روح پرسشگر و مشتعل انسان در تضاد است، عده ای میخواهند روحیه پرسیدن و نپذیرفتن هر سخنی که با عقل جور در نمی آید را که در خودشان نهادینه شده ( متاسفانه) به دیگران به باورانند... یاعلی مددی
 
 
#19 دوستدار بیشه دراز 1392-10-10 23:47
خدایی دانستن اینکه گوشت با چی چرخ شده چه کمی میتونه به ما بکنه، فرع را چسبیده ایم و اصل مطلب را رها کرده ایم بعضی دوستان، زیادی سوال می کنند. حدیث داریم که لجاجت میوه جهل و نادانی است، این همه با هم لج نکنیم و ...
 
 
#18 ویشه رازی 1392-10-10 23:13
استاد محمدحسین عزیز : سلام

نمی دانم زحمات یکسال و اندی در ولاتمان و خاطرات خوب جناب آقای سیستانی چگونه جبران نماییم .
یک بار دیگر آنچه نوشته ای بخوان ؟ اگر سئوال این مفهوم داره ایراد چطور. ؟

درخت گردکان با این بزرگی/درخت خربزه الله اکبر
 
 
#17 محمد حسین 1392-10-10 22:05
خانم یا آقای مجهول ویشه رازی...! اولا بنده استاد نیستم یک آدم معمولی معمولی معمولی، دوما من سوال پرسیدم نه ایراد گفتم با چی گوشت چرخ کردن؟ سوما با این قلمفرسایی ها نمیتوانی برای من دشمن تراشی نمایی هرچه باشد هویت من معلوم وشما پشت پرده ی ترس پنهان گشته ای...! و این اباطیل را فقط از روی خشم و لجاجت وحسادت به اندک ذوق و اطلاعات حقیر نوشته ای! دشمن پنداشت که میگریزم ز نبرد/ کافر همه را ز کیش خود پندارد... یاعلی مددی
 
 
#16 یاسین 1392-10-10 22:04
ضمن تقدیر وتشکر فراوان از معلم مهروادب اقای سیستانی وتحسین حضور ذهن 40 ساله ایشان که نشان از منش وروحیه مردم داری ،وفاداری وقدرشناسی ایشان است.کامنت 12ازروحیات اخلاقی ودید بلند محمد حسین فاصله دارد.امیدوارم این کامنت کسی دیگر باشد
 
 
#15 ....... 1392-10-10 18:04
نبی جان بنظرم خیلی ذکر مشخصات برای یاداوری فتنه گران ضرورتی نداشت بنده توهین نکرده بودم ویا بار حقوقی نداشت معمولا شما در مناسبتها یی مانند یلدا هم نظراتی پخش مینمایید البته مطلب بنده مرتبط با شهرستانمان ونقش اهالی روستا در صحنه 9 دی بود به هرحال هر چه صلاح میدانید درخواست بنده شخصی بود نه تحکمی . ولی یاداوری این روز وزن سایت را بالا میبرد هرچند دل بیمارفتنه گران را به درد می اورید

پاسخ:سلام من هم چیز خاصی نگفتم فرمایش شما هم درست میباشد اما دفاع از این مقوله ها که کار بدی نیست و مخفی کاری نمیخاد اگر کار خوب و حسنه ای هست مطالبی میفرستادی و من هم یه پست براش میزدم و بازدیدکنندگان هم نظرات خود میدادند و چه بسا با معرفی خود تاثیر آن بر خوانندگان بیشتر بود.به هر حال سایت محلی است و چنانچه یکی از فرزندان بیشه دراز مطلب بفرستد و البته با رسم و نام به دیده ی منت منتشر میکنم و قضاوت آن هم با دوستان میباشد.انشااله همه ی ما برای همدیگر منفعت داشته باشیم.باور کن و باور کنیم گوینده و نویسنده ی مطالب مشخص باشند مردم فهیم و آگاه بیشه دراز بیشتر در مورد آن تفکر میکنند مقبولیت یه مطلب به نویسنده ی آن بستگی دارد....دست یاریت را میفشارم ..یا حق
 
 
#14 ویشه رازی 1392-10-10 16:16
استاد محمدحسین : سلام

بجای خدا قوت به استاد پیشکسوت جناب آقای سیستانی ،از دیار مردم ولایتمدارو خون گرم و شهید پرور کرمان، با این سن و سال و موقعیت و....که زحمت تهیه و ارسال خاطرات شیرین برای استفاده ماها می نمایند ، به این شکل ایراد می گیرید. ؟
بهتر است اول تاریخچه تولید چرخ گوشت دستی و ...از چین و ماچین وصادرات آن به ایران بگیرد و بعد قضاوت نمایید.
اصل مسئله سنت حسنه میهمانوازی بود،چه صاحب خانه پرویز باشد یا مرتضی ، یا هر وسیله ای دیگر گوشت را ریز یاچرخ نمایند ؟

عزیزم بگذارید استاد مارا شرمنده لطف خود کنند،و خاطرات بیشتری متحمل و ارسال نمایند.
کمتر فرعیات و مستحبات فدای اصل و واجبات نمایید.
والا با این ایرادات ،استاد به زحمت بیشتری می اندازی که برای هر خاطراه ای باید به یکی از دوستان فرهنگی زنگ بزند، کی مرده کی زنده است و کی مسئول آسیاب بوده و .....، بعد از چندی تحقیق جزء به جزءو نظر خواهی از اهالی روستا که تا خوزستان و ایلام وتهران و کرج و ورامین رودهن و بومهن رفته و ساکن شده یا در جوارمتبرک امامزادگان شریف، سیداکبر و سید ابراهیم و ابراهیم قتال علیها السلام آرمیده اند، خاطره ای برای ولاتمان بفرستد؟؟؟؟

هل جزاءالاحسان الی الاحسان

بینندگان عزیز از اطاله کلام مارا ببخشید.
 
 
#13 سیستانی 1392-10-10 14:53
بنده زمان ورودم به بیشه دراز ابتدای سال 1353 بود و تا اواسط سال 1354 آنجا بودم و من بین این تاریخ آقای پرویز اروانه را می شناختم که مشخصاتشان را هم داده بودم.
 
 
#12 محمد حسین 1392-10-10 10:01
با سلام تا جایی که یادمه پرویز آروارنه و عبدالرضا خدادوست سال 1354 ساکن شوش بودن و سال 1357 پرویز برگشت به بیشه دراز. راستی اون شخص گشاده دست با چی گوشت را چرخ کرده بود؟!
پاسخ:یه چرخ گوشتی دستی مکانیکی داشتن تا سالهای اخیر هم بودش
 
 
#11 سیستانی 1392-10-09 19:55
با سلام و تشکر
در پاسخ کاربری با نام محمدحسین باید بگویم خیر ایشان نسبتی با بنده ندارند.
در پاسخ کاربری با نام میثم هم رفت و آمدم خودش ماجرایی دارد که انشاا... سر فرصت ذکر میکنم.
موفق باشید.
 
 
#10 محمد حسین 1392-10-08 21:08
با سلام خدمت آقای سیستانی، در سال 1355و1356 در دبستان دانیال شهرستان شوش دانیال یه خانم آموزگار بنام خانم سیستانی داشتیم، آیا ایشان نسبتی با شما دارند؟ و اگر بله، الان کجان و چکار میکنن؟
 
 
#9 عبدالله 1392-10-08 11:29
سلام ودرود خدا برهمه مردان خدا.
سلام ودرود خدا بر مردان مردی که میراث گرانبها
وجاودان عشق به خدا وخوبیها را سینه به سینه
برای تاریخ،نقل می کنند.
سلام ودرود خدا برشهیدانی که از دل همین خوبیها ومعنویتها سر برآوردند وبا بصیرتی مثال
زدنی،جان عزیز خویش را فدای حفظ وحراست از همین خوبها کردند.
وسلام ودرود خدا بر تمام بیشه درازیهای با بصیرت
وآگاه که همگام با سایر بنده های خوب خدا،در 9
دی88،با خشمی مقدس وغیرتی حسینی طومار
فتنه رادر هم پیچیدند وخواب شوم حامیان شیطان صفت آنهارا به کابوس تبدیل کردند.
 
 
#8 میثم 1392-10-08 11:14
زندگي ما آدم ها معجوني از لحظات تلخ و شيرين است و اين وسط دوستاني كه نجيبانه صداقت و همدلي خودشان را نثارمان مي كنند، جزيي فراموش نشدني از پيكره خاطرات ما هستند.از زبان پدرم و بزرگان روستا آقای سیستانی از بچه هاي خونگرم و مهربان است كه مهرباني خود را از بزرگان آن زمان روستا نيز دريغ نداشته است و تبسم هميشگي اش در ذهن بيشتر اهالي روستا برجاي مانده است.
جناب آقای سیستانی سلام و عرض ادب.بابت نگارش خاطره های زیباتون از ایل و تبار و همولایتی هامون ممنون.
اگه امکامش هست در رابطه با نحوه رفت و آمد از کرمان به بیشه دراز یا بالعکس از بیشه دراز به کرمان ، در آن زمان و نبود وسایل نقلیه مناسب برامون توضیح بدین و اگه خاطره ای در این رابطه دارید ممنون میشیم بفرستید.
 
 
#7 عبدا.. 1392-10-08 09:38
دوستان توجه کنند که ادم خوب و دارای رفتار حسنه چقدر ماندگاری دارند خیلی از ماها جوانان امروزی حتی در دوران خدمت جناب سیستانی شاید متولد هم نشده ایم اما در ذهن ما خاطره خوبی ها وارزشی وانقلابی بودن این عزیز نقش بسته است واین مطلب قابل عرض است که مگر کسانی دیگر از افراد غیر بومی در روستای ما نبوده اند مانند اسامیکه در همین خاطرات اورده شده چرا کسی از انها یاد نمی کند پس به برخی از دوستان که گاها راه غیر راست وفکرهای سیاسی غلط دارند باید یاداور شویم که مانند سیستانیها زندگی کنیم تا همیشه ماندگار باشیم
 
 
#6 Guest 1392-10-08 07:53
با سلام و آرزوی سلامتی برای حاج آقای سیستانی اگر از کودکان آن دوران خاطراتی دارندهم بفرستند - سپاس
 
 
#5 محمد 1392-10-07 23:24
باسلام وخسته نباشید/خاطره زیبایی دستت دردنکنه آقای سیستانی یاعلی
 
 
#4 ملکی 1392-10-07 22:59
خاطره جالبی بود
انسانهای راست گفتار و خوب همه را خوب می بینند
 
 
#3 احسان 1392-10-07 21:52
با سلام خدمت آقای سیستانی ؛ خاطره خیلی زیبایی بود دستتون درد نکنه . یا علی مددی
 
 
#2 محمدکریم بیگ زاده 1392-10-07 21:48
درود آقای سیستانی . از اینکه باز مارو شرمنده محبت خودتون کردید صمیمانه سپاسگزارم . . . شادکام باشید و برقرار برای خانواده عزیزت .
 
 
#1 مراد نصراللهی 1392-10-07 21:29
سلام بر آقای سیستانی یار و همراه دلسوز مردمان روستایمان، وتشکر از یادآوری وارسال خاطرات زیبای خود از همنشینی با روستائیان صمیمی وبی آلایش ؛
آن جوان که حکایت مهمانی شام وی را نوشته ای بنظرم آقای مرتضی اروانه بوده است که اکنون با محاسن وموهایی سپید ولی روحیه ای جوان در دوره بزرگسالی بسر می برد!
از شادروان کریم نادری یادی نموده بودید درعکس اولی(بالای مطلب) از راست نفر سوم ،آن مرحوم است .
حاج آقا دوستان مشتاق رویت تصویر چهره جنابعالی هستند اگر لطف کنید عکسی از دوران خدمت در بیشه دراز ونیزعکسی از الآن خود را به ایمیل من برای انتشار در سایت ارسال نمایید ، سپاسگزار وخوشحال میشویم .
ارادتمند ودوستدار شما نصراللهی
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز15
کاربران دیروز46
بازدید کل507999

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.