برای تاریخ

بسمه تعالی

برای تاریخ

هفته ای که گذشت شاهد انتشار مطلبی سخیف و بی پایه و اساس با نام جعلی و مستعار( یک دوست ) علیه سایت بیشه دراز تاریخ یک ایل بودیم .

نویسنده مطلب از سر استیصال و جهل و نادانی ، انتشار مطالبی در مورد شادروان شاه عباس بیگ زاده و همسر مومنه اش را نادرست و از مصادیق سوء استفاده شخصی از سایت دانسته و علیه آن موضعگیری نموده اند .

بنظر میرسد که مطالب بی ربط و بی سر و ته این به ظاهر دوست نیازی به پاسخگویی امثال بنده نداشته باشد ولی در این نوشته سعی شده است موضوع از جنبه های دیگر مورد مداقه و تبیین قرار گیرد .

عموم بیشه درازیها اعم از بالوی و جایروند اعتقاد راسخ دارند هر آنچه در مورد مرحوم شاه عباس بیگ زاده از نظر معنویت ، درستکاری ، کمک به همنوع و عادل بودن ذکر شود قطره ای از دریا است .

خاطراتی که گاهاً بزرگان دیار ما از وجنات و سکنات اخلاقی ان مرحوم نقل می کنند حقیقتاً شگفت انگیز و بهجت آورند . پدرم با ذکر خاطره ای گفتند : نظیرش هیچوقت ندیده ام .

می گفت : شخصی از طایفه بالوی با یکی از بستگان آن مرحوم بر سر قضیه ای دعوا کرده بودند و کار به خانه انصاف کشیده شده بود که مرحوم شاه عباس در کمال شجاعت و دینداری و بدون تعصب طایفه ای یا توجه به نسبتش با آن شخص ، حق را به طرف مقابل داده بود .

از یکی از اکابر مورد وثوق روستا شنیدم که فرمود : با توجه به اینکه بصورت سیاه چادر و عشایری گذران زندگی می نمودیم ، یکبار به هنگام توقف در بیشه دراز ، شب را میهمان آن مرحوم شدم . قسم یاد نمود که از سر شب تا طلوع فجر نماز می خواند ، برای ما که فکر می کردیم نماز خواندن در چند دقیقه خلاصه میشود تعج آور بود . صبح از آن مرحوم پرسیدم که این چه نوع نمازی بود در جواب گفتند : دیشب ، شب قدر بود . آن شخص می گفت : باور کنید ، به سبب عدم آگاهی و نبود رادیو و تلویزیون چیزی از این قضیه نفهمیدم ، بعدها متوجه شدم که شب قدر یعنی چه و چه اعمالی دارد .

در مورد همسر مومنه اش سایر دوستان ، کم و بیش مطالبی را عنوان کردند هر چند حق مطلب بطور کامل ادا نشده است ولی موارد بالا تیمناً و تبرکاً و بعنوان نمونه نقل شد .

با توجه به ارادت و شیفتگی تمام بیشه درازیها به آن مرحوم و همسر فداکارش و اذعان همه به این نکته که آن مرحوم حقیقتاً برای همه بیشه درازیها ( تاکید می کنم بالوی و جایروند ) پدری مهربان ، برادری دلسوز ، یاوری امین و ناصحی مشفق بودند ،

پس نویسنده آن مطلب ناروا چه کسی می باشد ؟

1-در وهله ی اول ، بنده عقیده دارم و بر این باورم که این شخص بنا به دلایل عدیده ، نمی تواند بیشه درازی باشد و با توجه به اینکه سایر طوایف دور و نزدیک در دهلران به غلط ، بعضاً حساسیتهای بیجا و کاذبی نسبت به بیشه درازیها دارند ، احتمال اینکه این سناریو از ظرف کسی از طوایف دیگر با هدف ایجاد اختلاف و دو دستگی و بر هم زدن برادری و وحدت میان اقوام بیشه درازی برنامه ریزی شده باشد ، دور از ذهن نمی باشد .

2-چیزی که باعث تاسف و تاثر عمیق دلسوزان بیشه دراز گردید این است ، این است که متاسفانه و در کمال تعجب عده ای از دوستان در نظراتی که فرستاده و چاپ شده بود این مطلب را به عموم بیشه درازیها نسبت داده و کاملاً احساساتی و بعضی منفعت طلبانه نتیجه گیری کرده بودند که ( بیشه درازیها ، چنین و چنان اند و چشم دیدن همدیگر را ندارند و ........ الی آخر .

فرض کنیم نویسنده آن مطلب کذایی بیشه درازی باشد ، آیا می توان خطای یک نفر را به پای همه بیشه درازیها نوشت ؟

آیا می توان نتیجه گیری کرد که مثلاً تمام بیشه درازیها مثل نویسنده آن مطلب  ، فکر می کنند و یا با آن هم عقیده اند .

پس ، چه باید کرد ؟

در این برهه تاریخی ، مسئولیت و تکلیف تک تک بیشه درازیها این است که :

اجازه ندهند بدخواهان و خناسانی که وحدت و تمامیت ارضی و برادری و امنیت بیشه دراز را بازیچه خود قرار داده اند به اهداف شوم خود برسند .

دست اتحاد ، دوستی و برادری را به سوی هم دراز کنید و از همین امروز برای اعتلای نام بیشه دراز و بیشه درازی ، تلاش و کوشش دو چندان و بل صد چندان و مجدانه ای را آغاز کنید و بدانید که عده ای قصد دارند با پرتاب سنگی تیره و کوچک ، دریای زلال بیشه دراز را اگر شده ولو اندک به تلاطم و تشتت در آورند و بذر نفاق و کینه را به جای محبت و صداقت در قلبهای شما بکارند .

آگاه باشیم که خطای یک نفر به پای همه تمام نشود.

و در آخر ...

نمیدانم حق مطلب را آنگونه که باید ادا شود ، ادا کرده ام یا نه . ولی خدا را شاهد میگیرم خوف بنده از عواقب تعمیم خطای یک نفر به تمام جامعه بیشه درازیها ، باعث و بانی نوشته فوق بود .

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید .

                                                              با احترام . رضا عبداله زاده

                                                                 آذر ماه 92 بروجرد

دیدگاه‌ها  

 
#48 ولی عبدی 1394-01-22 12:07
زنده یاد عباس بیگزاده یکی از مردان باتقوا و شجاع و همواره حلال مشکلات مردم بود.گرامی باد یاد و خاطرات آن قوم دلسوز مهمان نواز...
 
 
#47 محمد علیرضایی 1392-10-12 16:01
از سنن اجتماعی بشر است که در مراحل کودکی و پیری در سنین خردسالی و سالخوردگی تا قوا در حال ضعف و نقصان است نیرومندان و قهرمانان و ابطال ورزیده و زورمند به شکرانه داشتن بازوی توانا دست ناتوان ضعیف و رنجور را بگیرند و از جهت خردسالی به اطفال و صغار و از نظر احترام و خدمات دوران گذشته اجتماع پیروان و کبار بدیده احترام بنگرند و زیر بغل آنها را گرفته در معرکه زندگی کمک شایان نمایند این دین اجتاعی است که هر بزرگی نسبت به کوچکتر از خود یا کوچکی نسبت به بزرگتر از خود تبادل عواطف اجتماعی نمایند.
در مکتب اسلام احترام بزرگان از وظایف اولیه هر مرد توانائی است که درباره مسائل زندگی ناتوانی را دستگیری کنید و آنها را بر خود مقدم دارد و این وظیفه اجتماعی بصورت ضرب‌المثل در افواه عام است.
شکرانهٔ بازوی توانا بگرفتن دست ناتوان است.
احترام بزرگان نه تنها برای صرف کبر سن یا صغر سن است بلکه یک ادب اجتماعی است که باید افراد نسبت بهم رعایت کنند و چون بزرگان چه از نظر جسم و جسد و شستشو خست و هرم و پیری چه از نظر جان و روان علم و فضیلت درخور تعظیم و تکریم می‌باشند وظیفه هر مسلمانی است که آنها را در تمام شئون زندگی خاصه در پیری و رنجوری و درماندگی با آن‌که ثروت و مکنت و توانائی مالی هم داشته باشد احترام ننماید و درخور مقام دانش و اخلاق پاس احترام پیران که رهبر جوانان بوده‌اند می‌نمایند.
هر جوانی پیری را برای شرافت پیری گرامی دارد خدای تعالی کسانی را بر می‌گمارد که در پیری او را احترام کنند و گرامی دارند.
(قال - صلّی الله علیه وآله وسلم - ما اکرم شاب شخاً لکبره الاقبض الله علیه عند کبر سنه من یکرمه
و در حدیث دیگر فرمود: من تواضع‌لله رفعه‌الله که بشارت داد متواضعین را در رفعت جاه و مقام و سخن که به پیری برسند و مورد احترام قرار گیرند.
تعظیم احترام بندگان خدا خاصه سالخوردگان و علماء از وظیفه اولیه هر مسلمان است در حدیث قدسی است که فرمود باید ایمن شود از غضب من هر که اکرام کند بندهٔ مؤمن مرا و به تجربه ثابت شده که هر کس به هر نظری مردم را می‌بیند مردمان نیز به آن چشم او را می‌نگرند.
احترام عموم از شرایط ادبی اسلام است خاصه اهل علم و فضیلت و تقوی و پیرمردان و سادات و ذراری خاندان نبوت و ولایت که درباره احترام آنها کتاب‌‌ها نوشته‌اند.
بزرگان خود را احترام کنید و برخردسالان رحمت آرید
(قال - صلّی الله علیه وآله وسلم - و قرو اکبارکم و ارحموا صغارکم)
احترام بزرگان در حقیقت تشویق خادم و تقبیح خائن است در خانواده یا کشوری که خادم تشویق نشود و خائن توبیخ نگرد شالودهٔ اجتماع آنها استوار نمی‌گردد: - این درسی است که پیغمبر خدا (صلّی الله علیه وآله وسلم) و ائمه هدی (علیه‌‌السلام) عملاً در مکتب اسلام درس داده‌اند و علماء، صلحا، زهاد، اخیار و ابرار را به فضیلت و ذکر خیر ستوده‌اند.
هر قوم و ملتی عشیره و فامیل و خانواده‌‌ای که در میان آنها احترامات معموله متبادل گردد و بزرگ نسبت به کوچک و خردسال نسبت به سالخورده احترام کند و حق و مقام هر یک را بشناسد در کمال سعادت و نیکبختی خوش‌می‌گذرانند و حس خوش‌بینی و احترام و رضایت و نشاط و سرور در ملاقات یکدیگر تقویت می‌شود و این است معنی سعادت در خانواده.
● انصاف
انصاف حفظ حق مردم است از افراط و تفریط گفته‌اند مراد از انصاف این است که به هیچ آفریدهٔ حیف و ظلم و تضییع حق نشود اگرچه در انصاف دادن زیان دولت و نقصان عزت رخ دهد که گفته‌اند:
گر ز تو انصاف آید در وجود به که عمری در قعود و در سجود
مرد منصف مورد احترام کلیه افراد بشر است در کیش و مذهب باشد ولی متأسفانه وجودش حکم اکسیر دارد.
مکتب اسلام پیروان خود را به فضایل آراست و از آن‌جمله آنها را در هر کار منصف تربیت کرد تا هرگاه سخن بشنوند و منطبق با حق باشد آن را بپذیرند و اعتراف کنند و حق را به جانب گوینده بدهند در جاهلیت رسم بود هر که هر سخنی می‌گفت اگرچه به‌خطا هم باشد بالای حرفش ایستاده و حاضر بود خونش ریخته شود و حرفش از بین نرود اسلام آموخت که انسان در خطا و نیسان است.
والعصر ان الانسان لفی خسر - آدمی به همه علوم اطلاع ندارد به همه اسرار آشنا نیست - خطا و لغزش بسیار از او سر می‌‌زند معصوم فقط چهارده نفر بودند و هرگاه نامربوطی گفت و شنید و بعد فهمید غلط و اشتباه بوده انصاف بدهد و سخن حق را کتمان نکند بر اثبات باطنی پافشاری ننماید اگر خودش غلطی گفت و دیگری بهتر فهمیده و انصاف دهد و سخن او را تأیید کند عصبیت جاهلیت جز خسران و زیان چیزی ندارد انصاف آن است که مدرس چون به‌مدرس نشست و مواردی را به‌غلط رفته یا لغزش و اشتباه کرد یکی از شاگردانش بهتر فهمیده مستدل‌تر بیان کرده - برهان او روشن‌تر و قابل قبول است فوری انصاف بدهد و او را احترام کند چنانچه اکثر علمای اسلام این‌طور بوده‌اند.
رئیس یک خانواده پدر - مادر اگر اشتباهی کرد و فرزند متوجه و ملتفت شد و درست آن را بیان کرد غریزه و استعداد او را به مقام پدری نکشند و حق را به او دهند تا غرائز فهم و ادراکش قوی‌تر گردد. سخن آخر اینجانب مرحوم بیگ زاده را بخوبی نمی شناسم اما فرزندان اصلح وخوش زبان و خوش برخوردی دارد واین نشان از پدری نیکو دارد که خدای متعال روحش را شاد کند....همواره به نیکی از گذشتگان یاد کنیم ...بااحترام به همه اندیشمندان وجوانان خوب این مرزوبوم ...محمدعلیرضایی
 
 
#46 عبداله زاده 1392-10-11 10:52
یاد و نام نیکان را ، همیشه باید زنده نگه داشت . نباید اجازه داد این نشانه های الهی و اسوه های حسنه در این دنیای مادی به دست فراموشی سپرده شوند . امروز نسل جوان ، بیش از پیش تشنه حقایق است و دل نورانی جوانان بیش از سایرین مستعد هدایت است . باید نسل را دریابیم . وجود هزاران آنتن ماهواره اثبات ميكند که دشمن برای انحراف نسل جوان با برنامه‌ به میدان آمده است .
 
 
#45 محمود... 1392-10-10 11:27
ضمن تشکر از نویسنده محترم باید بگویم متاسفانه امروزه جوانان ما خیلی از مسایل شرعی را بلد نیستند ولی اسم و مشخصات و قد و وزن خیلی از هنر پیشه ها و فوتبالیستها را میدانند و ایت درد بزرگی است . ما باید به گذشته خود وفادار باشیم و از این خاطرات درس بگیریم . یقین دارم که آن مرحوم در جوار رحمت الهی ، در جنات نعیم سیر میکند
 
 
#44 روح اله 1392-10-07 18:29
سلام و دورود و رحمت واسعه الهی بر آنان که آزاده به دنیا آمدند ، آزاده زیستند و آزاده از دنیا رفتند .
 
 
#43 دشتی 1392-10-06 09:09
جناب بیگ زاده سلام
از متن و خاطره ها حظ معنوی بردم و چند سوال از حضور شما دارم .
1- مرحوم پدرتان کی به رحمت ایزدی پیوستند و آیا درس حوزوی خوانده بودند ؟
2- اگر ما راجع به بزرگان طایفه خودمان مطلبی بفرستیم چاپ می کنید یا سایت فقط متعلق به بیشه دراز است ؟

سلام/نخیر حتی درس مکتب و مدرسه نخونده بودن اما کاملن با خط و ادبیات فارسی و دین و مذاهب از کسانی که سواد داشتند آشنا بود.
بله در صورتی که با اسم و فامیل و مشخصات مطلب بفرستید چه اشکالی دارد حتمن منتشر میکنیم. با تشکر بیگ زاده
 
 
#42 میثم 1392-10-04 14:03
گوهریست بی قیمت این یک رنگی
رنگ ها را همیشه دوست داشته ام از وقتی مدادهای رنگی را توانسته ام در دست بگیرم ، از مدادهای شش رنگ کودکی تا رنگ های درهم و برهم بزرگسالی ، همیشه فکرم این بوده که مداد رنگی ها تنها برای رنگ کردن کاغذ ها و دیوارها هستند و از گرفتن هرکدامشان و رنگ و لعاب دادن به آنچه که در تصورم بوده لذت برده ام از آن رنگ آمیزی های که تمام رنگ هایش از خط و خطوطی که رسم شده بودند می زدند بیرون . از خورشیدی که همیشه از شدت تابستان های روستا در نقاشی هایم زردِ زرد بود ، از درخت های کناری که تنها درختان داخل روستای نقاشی ام بود. با اینکه همیشه جای درخت کنار بین تمام درخت های زندگیمان خالی است اما تک درخت کنار نقاشی های من درختی سبز با کنارهایی سرخ و ترش و بر دار و بر زمین بود.
کلوهای(کوه های) روستای نقاشی هایم را همیشه قهوه ای کم رنگ و پر از گل های شقایق سرخ و آسمان آن را به رنگ آبی کشیده ام چرا که این رنگ آمیزی زیبا رو از نعمت بزرگان روستا می دانم که من همیشه از برکت بزرگان آن بهرمند بودم و خدا آن را در پاسخ به تلاش مردان روستا داده است ، نقاشی هایم همیشه سراسبی سرفراز را هم در خود داشته است سراسبی که جای جای آن را حتی در زیر آفتاب گرم و سوزان نقاشی هایم سفید پوش ترسیم می کردم ، نقاشی هایم را دوست دارم همان پسرهایی را که همیشه با جیب هایی پر از کنار و با دستانی پر از گل های شقایق را به رنگ، یک رنگ می کشیدم.
خانه ی نقاشی ام همیشه کاه گلی و به رنگ قهوه ای بود و دارای یک ناودن حلبی که از شدت زنگ به رنگ قهوه ای تیره در اومده بود، سقف خانه ی نقاشی هایم از چوب های زرد کم رنگ بود که سرتاسر سقف رو با آن و تخته چوب گرفته بود که در بعضی جاها حد فاصل این چوب ها رو با دلق های رنگی می پوشاندم، آه، نقاشی های کودکی ام همیشه پر از رنگ بود اما لبریز از یک رنگی ، نه دوپهلو بود و نه با نیش و کنایه ، ساده بودند ساده ی ساده.
رنگ ها زیبایند، پر از زندگی و شادی و نشاط ، هر آدمی هم رنگی دارد ، یکی سفید و دیگری سیاه ، یکی پر از آبی و آن یکی لبریز از سرخی ، مشکلی با این تک رنگی و یک رنگی ها نداشته و ندارم اما مانده ام این آدمیزاد رنگارنگ را چطور درکش کنم ، آنی که می گوید کجای کاری پسر؟! من گنجشک را رنگ می کنم جای قناری می فروشم !!!
خداییش مانده ام دغل کاری و هزار رنگی هم افتخار دارد ، دنیای رنگارنگی که با رنگی های نازیبا ، زشت و زشت ترش کرده ایم ...!
می دانستم نه بهتر است بنویسم حدس میزدم نهایتش و ختم کلام چه خواهد شد ، شنیده ها و دانسته ها را نشنیده گرفتم تا شاید درصدی اندک تغییر حاصل شود ولی نشد که نشد .
 
 
#41 محمد رضا 1392-10-02 19:28
( دوست بنده خد)ا توصیه به شما :

عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه . ویلیام تن

مانند علما بنویس و مانند توده مردم حرف بزن.


خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است .

انچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند.
پدرم از خوبی ها وغیرت بی نظیرش توصیف ها دارد سیف الله فضل الله خدارحمتش کند
 
 
#40 عارف 1392-10-02 19:17
ما در جوار یکدیگر زندگی می کنیم، پس اولین مقصود ما در زندگی این است که به یکدیگر محبت کنیم و اگر نمی توانیم دست کم دیگران را آزار ندهیم. دالایی لاما

نمیدونم چی نوشته ولی یعد ازچند وقتی به این وب سایت سرزدم، انصاف نیست درمورد ان علامه اینچنین گفته بشه.

البته پدران ونیاکان ما همه مهماننواز بوده اند.جناب بنده خدا ،بنده سلام علیکی با مجیدو محمد کریم دارم چقدر صمیمی وفامیل دوس هستند واولین چیزی که هم میپرسن بابات خوبه.؟

زندگی یک هدیه است، به ما حق ویژه، فرصت و مسؤولیت می‌دهد. باید به ازای آن، چیزی بازگردانیم و آن « خود اصلاح‌شده » ماست. « آنتونی رابنیز »

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.
امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
 
 
#39 محمد 1392-10-02 18:17
بردار دوست بنده خدا(شما کشمش خوردی ) ذهن ها هنگ میکنند ودهان ها خشک میشوند از خوبی وبزرگواری ودرستی ان مرحوم وهمسرش.
فرزندانش هم مانند خودش عزیز وخوش بیان وخوش برخورد هستند. برپایی همین وب نشان از دلسوزی نبی الله برای بشه دراز است.

این را هم بگویم بگفته بزرگان آن زمان که بیشه دراز محل فروش جنس به طوایف مختلف بود ، در بین گذشتگان مرحوم شاه عباس ومرحوم کریم رزالی ومرحوم عله میرزابیگ اینها نان میدادند حتی از انها هم خرید نمیکردند اما نهار یا همان چاس درمنزل این افراد بودند.

چو بیشه نباشد تن ما مباد



اندکی تعقل کن برادر (دوست بنده خدا)
کز دیو و دد ملولم و انسانیت آرزوی من استت...
 
 
#38 یاسین 1392-10-01 18:05
فراموش نکنیم بعضی مواقع سکوت علامت رضایت نیست ونشانه تفکر است وتعقل .دریای بیکران ،لطف بی حدوگشاده رویی،درقبال انواع نظر واندیشه های متفاوت دراین سایت آیانشانه ی مهمان نوازی نیست؟سعه صدرومتانت والبته نجابت گوشه ای از هنر به ارث رسیده از این خانواده نجیب ونجیب زاده است.خدایا ماراهدایت وعاقبت به خیربگردان.
 
 
#37 دوست بنده ی خدا 1392-10-01 16:33
سکوت علامت رضایت است . اگر واقعاً مهمان نواز هستند پس چرا نبی اله هیچ اعتراضی به این قضیه نکرد . چرا هیچ جوابی نداشت . وقتی جواب نداد یعنی تایید کرد که مهمان نواز نیستند .

پاسخ:سلام دوست عزيز سكوت من نشانه ي رضايت نيست همانگونه كه شما و بنده ي خدا يكي هستيد و به نوعي شما را شايد بشناسم اما ميخواهم ديگران پاسخ شما را بدهند كه البته در عجبم اين كامنت شما با طرز فكر و مطالب قبلي شما در تضاد است و نميدونم از اين نوشته چه مطلبي ميخاي بر داشت كني... موفق باشيد
 
 
#36 امین بیگ زاده 1392-10-01 15:07
سلام
بعضی از این بازدیدکنندگان با اسم مستعار نظر میدن و پاسخ به يه شخص مجعول درست نباشه اما
در جواب بنده ی خدا فقط اینو میگم:
آخرالأمر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
 
 
#35 یه بنده خدای دیگه 1392-10-01 12:39
خدمت این بنده خدایی که گفته بچه های مرحوم بیگ زاده خصلت مهمان نوازی را به ارث نبرده اند باید گفت حداقل اگ شناختی از فرزندان آن مرحوم داشتی هیچ وقت چنین سخن گزافی را به زبان نمی آوردی.خوان گسترده مهمان نوازی حاج حمید بیگ زاده و عبدالکریم بیگ زاده زبانزد خاص و عام است.باید انصاف داشته باشیم انصاف.در ضمن چون ارتباطی با دیگر فرزندان آن مرحوم نداشتم نمی توانم قضاوت کنم اما به یقین سایر فرزندان آن مرحوم به تبعیت از پدر بزرگوارشان و همچنین برادران بزرگشان انسانهایی مهماندوست و مهمان نواز می باشند.برادر من انصاف هم چیز خوبی است.
 
 
#34 مهدی 1392-09-30 18:35
تهمت زدن گناه کبیره است . نمیدانم آن بنده ی خدا از روی چه چیزی گفته که فرزندان آن مرحوم میهمان نواز نیستند . باید در قضاوتها خدا را مد نظر داشته باشیم . من تقریباً تمام پسران آن مرحوم را می شناسم و تا جایی که میدانم همه آنها مردمی و اصیل و خوش برخورد هستند . دوستان برای خاطر خدا دو پهلو حرف نزنید .
 
 
#33 ویشه رازی 1392-09-30 16:51
در جواب بنده ی خدا:

واقعا" مهمان نوازی آن شادوران و همسر فداکارش مانند بقیه اهالی روستا ستودنی بود، افسوس که اغلب مراجعه کنندگان از راههای دور و نزدیک جهت حل اختلاف و مشتریان دکان وراویان و...در قید حیات نیستند.
یا توانایی ارسال کامنت وخاطرات ندارند.

همچنین دیانت ومهربانی و دلسوزی و مهمان نوازی فرزندان گرام آن شاد روان ، برای اهالی و آشنایان مبرهن است.
"والعاقبه للمتقین "
 
 
#32 نصیری 1392-09-30 16:32
نظر این دوست عزیز با نام مستعار (بنده ی خدا)
محترم است لیکن باید توجه داشت امروزه هر کسی را نمی توان تحت عنوان میهمان به حریم خانوادگی وارد نمود ، شرایط قدیم فرق میکرد ، آن وقتها مردم ساده و بی غل و غش و بی پیرایه تر بودند ضمن اینکه امروزه به مدد هتلها و مسافرخانه ها کسی میهمان دیگران نمیشود .
در ضمن ، شهامت آقای بیگ زاده در چاپ این نظر انتقادی قابل تحسین است .
 
 
#31 بنده ی خدا 1392-09-30 14:19
هر چند اکثر خصوصیات اخلاقی مرحوم شاه عباس عالی و غیر قابل دسترسی اند ولی هیچکدام از دوستان به مهمان نوازی او اشاره نکرده اند که متاسفانه هیچکدام از فرزندانش این خصلت را به ارث نبرده اند.
 
 
#30 حجت 1392-09-30 00:12
آقای بیگ زاده سلام
اگه امکان داره بفرمایید که مرحوم پدرتان در کجا دفن شده است که اگر گذر انسان بیفتد حداقل فاتحه ای نثار روح ملکوتی اش كنيم .
با تشکر
پاسخ:سلام و با تشکر از شما دوست عزیز / زرین آباد امامزاده سید ابراهیم
 
 
#29 امین ... 1392-09-29 15:33
آنچه که ما از بزرگان بیشه دراز در مورد آن مرحوم شنیده ایم بسان قطره در مقابل دریاست . نسل جوان ما باید متاسف باشد که او را زیارت نکرده است .
آب دریا را اگر نتوان کشید /
هم بقدر تشنگی باید چشید .
 
 
#28 نصیری 1392-09-29 15:27
بیشه دراز چه گذشته ی تابناکی دارد . چه مردان بزرگی از آن برخاسته اند و در آن رشد و نمو كرده اند . در این روز جمعه که متعلق به وجود نارنین حضرت ولی عصر (ع) می باشد فاتحه ای نثار روح مطهرش کردم و از خدای متعال مسئلت نمودم جوانان ما را از خطر انحراف و خودباختگی فرهنگی نجات دهد و تا ابد در كنار ولایت باشیم .
 
 
#27 مرتضی 1392-09-29 01:44
مردی که هرگز ، تکرار نخواهد شد .
 
 
#26 محمد حسین 1392-09-28 14:26
با سلام. ضمن تشکر اتوپره مینچری از برادر عبد الله زاده بخاطر ادای دین به دایی و زن دایی. در رابطه با آن مطلب قبلا هم گفتم که چنان پیش افتاده و مبتذل بود و نگارنده اش چنان بیسواد اندیشه ای تشریف داشتند که اصلا احتیاجی به قلمفرسا یی نداشته و ندارد، و نویسنده آن مطلب اگر شهامت اخلاقی داشتند با هویت معلوم آن گزافه گوییهای آشفته را بیان میداشتند. من قبلا هم در رابطه با اسم مستعار مطلب گذاشتن سخنان بلند بالایی عرض کردم اما دوستان عزیز متاسفانه مسئله را به کانال دیگر برده و اصل قضیه را لوث نمودند. آقا یان و خانمهای گرامی باید بدانند سایت و فضای وادی پر خطری است و دردسرهای خاص خودش را دارد. پس لطفا برای نبی دردسر درست نکنید، بعد بگید کی بود کی بود من نبودم... یاعلی مددی
 
 
#25 مجید بیگ زاده 1392-09-27 22:14
با سلام جناب آقای بیگ زاده با توجه به اینکه جنابعالی مدیر این سابت می باشیدو در فضای مجازی فعالیت دارید طبیعی است پیام های زیادی دریافت دارید مطالبی را که به نظرتان مناسب نیستندپخش نکنیدو اگر مطلبی را پخش نمودیدزیبنده نیست بالحنی تند و احساسی پاسخ دهیدحتی اگر آن شخص ناشناس باشدقضاوت را بر عهده ی بازدید کنندگان از سایت بگذارید

با سلام. برادرمجید من بارها توضیح دادم که هر کلامی خط قرمزی دارد و فراتر از آن رفتن هم پاسخ و جوابگویی میخاد و......این طیف از دوستان که شمار آنها هم خیلی کم میباشد انتقادهایی با اسم مستعار دارند که مخاطب آنها اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای دولتی میباشند و بارها هم اصرار میکنن که پخش کنم و......دیگر انشااله از این گونه نظرات پخش نخواهم کرد//متشکر
 
 
#24 Guest 1392-09-27 18:35
‏‎ ‎آقای بیگ زاده یه کم انتقادپذیرباشید اگه دوستانی که پیام انتقادآمیزمی فرستندباچشم دل آنهاراقبول کنید
پاسخ:من که نویسنده نیستم من فقط مدیریت سایت به عهده دارم.شما و امثال شما با هویت مشخص مطلب بفرستید و انتقاد بکنید اگه پخش نشد اون وقت بگید انتقاد پذیر نیستم هر چند هزار بار این مطلب و ذکر کردم اما افراد..... نمیتونن آشکارا حرف بزنن در ضمن در مورد خودم هر نظری باشه که بتونم پاسخگوی عموم باشم حتمن پخش میکنم.جامعه ی ما جامعه ای ارزشی مذهبی و سنتی هست و به همین دلیل نمیشه این خط قرمزا رد شد.اگه شما و امثال شما نمیخاید بفهمید هیچ نفهمید و تا ابد در همین جهالت و نادانی سیر کنید. موفق باشید و پایدار
 
 
#23 محمود - ن 1392-09-27 18:32
چه خوب زندگی کردند گذشتگان ما و بهوش باشیم که ما هم خوب باشیم و خوب بمانیم .
 
 
#22 م - مومنی 1392-09-27 18:26
هر چند بنده توفیق زیارت آن ولی خدا را نداشته ام ولی از خواندن شرح حال و ذکر نمونه هایی از رفتار و اخلاقش ، شیفته او شده ام و آرزو می کنم بتوانم رهروی صدیق و ادامه دهنده راهش باشم . باید این اسطوره های اخلاقی را بیشتر به همشهریان بشناسانیم . یا علی مدد
 
 
#21 مهدی 1392-09-27 14:01
مطلب زیبای جناب آقای عبداله زاده و کامنت های دوستان را تک تک و بدقت خواندم . اولین بار است که جامعه بیشه درازیها در مورد مسئله ای اتفاق نظر دارند و تمام دوستان پیامهای عالی گذاشته اند . این هم از انوار قدسی آن مرحوم است که هم در زمان حیات طیبه اش منشاء خیر و برکت برای بیشه دراز و هم بعد از مرگ عامل وحدت و برادری شده اند و صلح و صفا را میان دوستان ایجاد کرده اند و برای مردان خدا همیشه زنده اند .
دورود بر بیشه دراز و عارفان برخاسته از آن
 
 
#20 اشکان 1392-09-27 12:02
لزومی ندارد در مورد این رفتارهای سخیف واکنش نشان دهید. می توانید خیلی راحت اجازه عدم انتشار به کامنت ها را بدهید.
وب سایتی مثل شما برای افزودن بر دوستی هاست و گره زدن رشته هایی که شاید کمی گسسته شده است. وقت و انرژی تان را صرف آدم هایی کنید که دوستتان دارند. بعضی ها تمایل به دیده شدن دارند،بدترین شکنجه "ندیدن شان" است! آنها را نبینید!
موفق باشید
 
 
#19 آذرپیرا 1392-09-27 01:19
در مقابل این همه عظمت ، حرفی برای گفتن ندارم :
از شمار دو چشم ، یک تن کم
و ز شمار خرد ، هزاران بیش .
 
 
#18 از ایل بالوی 1392-09-26 23:14
تردیدی نيست که شهدای ما ، اسلام را سرافراز و به ما عزت و اقتدار بخشیدند ولی ایکاش در كنار برگزاری یادواره شهدای گرانقدر ، یک روز هم بزرگداشت این انسانهای آسمانی را برگزار كنيم و با ذکر خاطرات و محاسن اخلاقى این متدینان بی ریا ، با هم پیمان ببندیم که ادامه دهنده راهشان باشیم و لحظه ای از این عالم مادی به عالم ملکوت سیر كنيم . این نکته که شخصی حتی در مورد فامیل نزدیک خود عدالت را رعایت كند آیا انسان را به یاد سیره مولا علی (ع) نمی اندازد که چه رفتاری با برادرش عقیل كرد . هر شب جمعه به روحش دورود و فاتحه ای نثار میکنم .
 
 
#17 جایروندی 1392-09-26 23:02
تلاش كنيم این خاطرات انسانهای شریف دیارمان در سینه ها نماند پ نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شوند
 
 
#16 محمدکریم 1392-09-26 19:24
درود خدا بر دایی بزرگوارم جناب آقای محمدملکی . . .
 
 
#15 محمد ملكي 1392-09-26 13:15
سلام بر بيشه دراز و مردم ديروزش و نسل امروزش من تشكر مي كنم از آقاي مجيد بيگ زاده كه به حق درست فرمودند كه بزرگان ما انصافا انسانهاي بزرگ و مومن و متعهدي بودند مصداق اين حرف هم تربيت فرزندان شايسته اي بود كه ديروز حماسه ها آفريدند و در جبهه هاي حق عليه باطل اسطوره آفريدند و امروز نيز فرزندان همان بيشه درازي هاي ديروز الگوي به تمام معناي انسانهاي فرهيخته و مومني هستند كه هر كجا باشند نام و ياد بزرگانشان را زنده نگه ميدارند دوستان عزيز و هم ولايتيهايم ايل و تبار ما همچون خورشيد مشرق است كه هر چشمي توان نگريستن به آن را ندارد و تنها آنان كه از تبار خورشيد باشند مي توانند اهميت و اعتبار فروغ خورشيد را درك كنند پس ما را چه باك از خفاش صفتان كه تاب و تحمل ديدن خورشيد ندارند و در شب ظلماني و كوره راه تاريكي دست و پا ميزنند و باورشان به روز روشن را از دست داده اند
 
 
#14 نظری 1392-09-26 13:00
در زمانی که اکثر مردم بیسواد بودند کسی مانند آن مرحوم اعمال شب قدر را بجا می آورده چیز کمی نیست . یقیناً آن اعمال ذخیره قبر و قیامتش شده و دعا می کنم فردای قیامت شفاعت آن مرحوم که از اولیاء الله بوده شامل حال همه ما بشود . انشاالله
 
 
#13 آبسالان 1392-09-26 07:05
مرحوم شاه عباس بیگ زاده مانند خورشید فروزانی بود که به همه نور و روشنایی می بخشید . ما باید قدر گنجینه های روستای خود را بدانیم و در تایید فرمایشات برادر خوبم جناب عبداله زاده باید بگویم کمترین حد قدر شناسی این است که با ذکر محاسن اخلاقی آن بزرگواران ، کردار و مرام آنها را سرلوحه زندگی خود و فرزندانمان قرار دهیم .
 
 
#12 مجید بیگ زاده 1392-09-25 23:18
ضمن تشکر فراوان ازبرادرعزیزرضاع بداله زاده و همه ی عزیزانی که به خانواده ی مااظهار لطف و برادری نمودندمیخواستم مطلبی به عرض همه ی عزیزان برسانم وآن اینکه عزیزان نسل های قدیمی ما(طوایف مختلف) همه انسان هایی پاک،بی آلایش و جوانمرد بودندمنظورم اینست که تمام مردان و زنان نسل های گذشته ما طوایف مختلف مانند بالوی ، جایروند و...تک به تک انسان هایی با ایمان و خداپرست بودندوهیچ جایگزینی برای آنها پیدا نخواهد شد و پدر و مادر ما هم قطره ای از این اقیانوس بزرگ و بی همتا بودندو راز این همه خوبی و جوانمردی آنهاهماناایمان حقیقی به خدا، پیامبرو ائمه اطهار،دوری از مادیات و تجملات و سادگی و بی ریایی آنها بود،خداوند همه ی درگذشتگان را غریق رحمت فرماید و همه ی ما را نیز به خاطر خوبی های گذشتگانمان ببخشاید بیایید برای همدیگر دعا کنیم ، دنیای پر از حادثه ای است هرآن ممکن است فردایی نباشد،دوستی ،برادری و احترام انسان ها نسبت به هم بسیار خوب و پسندیده است و به قول معروف زود دیر می شود . با تشکر مجید بیگ زاده
 
 
#11 عاشق برادری 1392-09-25 19:00
دوستان سلام
افسوس که ما بیشه درازیها قدر خودمان را نمیدانیم . تمام طوایف به ما غبطه می خورند .
گذشتگان ما از بهترین انسانهای روی زمین بودند تلاش کنیم از نظر اخلاقی و رفتاری خودمان را به آنها شبیه کنیم . انصافاً فرزتدان مرحوم شاه عباس از نظر رفتار و اخلاق جا پای پدر مرحومشان گذاشتند و در مردمداری و پاکدامنی نظیر ندارند ، خدا حفظشان کند و روح تابناک پدرشان را با اولیاالله محشور فرماید .
 
 
#10 سعید 1392-09-25 18:52
دل انسان واقعاً به درد می آید که چرا روستایی با این انسانها و مردان خدایی نظیر شادروان بیگ زاده و همسر مکرمه اش باید خالی از سکنه شود . بیشه دراز والله روستا نیست یک فرهنگ غنی است به امتداد تاریخ . یاد بیشه دراز که می افتم آن همه مردان و زنان با غیرت و متدین جلوی چشمم می آیند . خدا همه گذشتگان را غریق رحمت و نورانیت فرماید .
 
 
#9 م . م 1392-09-25 17:24
آقای عبداله زاده سلام مطلب چون دریایی خروشان خار و خاشاک ها رو با خود برد.
 
 
#8 شاگرد 1392-09-25 17:21
جناب استاد لذت بردیم فکر نمی کنم کسی مثل جنابعالی می توانست به این استادی واقعیات را اینگونه در مورد مرحوم شادروان شاه عباس و خانواده گرامیشان بر کاغذ جاری کند. احسنت
 
 
#7 دوستدار بیشه دراز 1392-09-25 17:15
جناب آقای عبداله زاده عزیز با قلم بسیار زیبایی که نشان دهنده توانمندی ایشان در نویسندگی است حق مطلب را به خوبی ادا نموده اند دست مریزاد ادیب توانا
 
 
#6 بیشه درازی 1392-09-25 17:13
مطلب زیبا و پر از احساس و سرشار از عاطفه .
بسیار زیباست که ما از گذشتگانمون یاد کنیم و از محاسن و ذکر خوبیهای آنها هم ثواب ببریم و هم الگویی برای پیران و جوانان و فرزندان ما باشند . انسان به خود می بالد که بیشه دراز چنین ذخایر گرانبهایی داشته و ما در کتابها دنبال قهرمانان و پهلوانان می گردیم .
بیدلی در همه احوال ، خدا با او بود /
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد .
 
 
#5 محمدکریم 1392-09-25 13:24
درود . با تشکر صمیمانه از خواهر زاده عزیز و دوس داشتنی جناب آقای رضا عبداله زاده . به واقع که حق مطلب را به نحو احسنت ادا فرمودید ، منطقی نیست که بخاطر اشتباه یک فرد تمام بیشه درازیهای خوب و اصیل مؤاخذه بشن و خطای یک نفر را به پای همه گذاشت مردم بیشه دراز اعم از طایفه رضا و بالویی یکی هستن و آنهم اصیل ، شک ندارم نظرات نابجا و ناجور بعضی افراد مستمند از نظر . . . . ، هیچ خللی در وحدت و برادری و قرابت مردمان بیشه دراز ایجاد نخواهد کرد % امید که خداوند مهربان دلهای همه بیشه درازیهای عزیز را نسبت به هم روشن نگه دارد . یا علی مددی
 
 
#4 هالوزا 1392-09-25 09:11
احسنت
 
 
#3 بیطرف 1392-09-25 02:16
نظراتی که دوستان در جواب مطلب یک دوست نوشته بودند بدور از انصاف بود . نباید بیشه درازیها را متهم میکردند که از دم اینجوری اند . بالاخره همه جا ، هم خوب وجود دارد و هم بد .
 
 
#2 چوبین 1392-09-25 02:11
انصافا طایفه بالوی و جایروند سالهاست در كنار هم برادروار زندگی می کنند و مرحوم بیگ زاده به گردن همه ما حق داشتند . روحش شاد
 
 
#1 صحرائی 1392-09-25 02:03
لذت بردم ، حرف درستی زده اند . نمیشود که اشتباه یک نفر را به پای تمام بیشه درازی‌ها نوشت . بیشه درازیها نقش خود را در جنگ و در انقلاب با تقدیم شهدای گرانقدر ادا كردند .
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز15
کاربران دیروز46
بازدید کل507999

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.