یاد

بسمه تعالی

یاد  

سال دوم راهنمایی در مدرسه راهنمایی انقلاب بیشه دراز درس می خواندیم . معلمی داشتیم که آرزو دارم : هر کجا هست خدایا تو نگهدارش باش ، مردی مخلص و بی ریا که تمام سالهای جوانی خود را وقف تعلیم و تعلم نوجوانان و جوانان بیشه درازی نمود . این معلم عزیز که در فضای فقر و تهیدستی مردمان روستا و مشکلات و گرفتاریهای ناشی از جنگ ، چون شمعی ، روشنی بخش محفل مردمان نجیب روستا بود و حقاً با گفتار و رفتار خود ، غم و اندوه را از چهره دانش آموزان روستا میزدود ، هر وقت سئوالی از دانش آموزی می پرسید و دانش آموز جواب درست نمیداد نگاه عاقل اندر سفیهی به او می نمود و می پرسید : مطمئنی ؟ دانش آموز معمولاً با دستپاچگی میگفت : آقا ، ببخشید اشتباه کردم و استاد با لحنی صمیمی و عاطفی و خنده ای ملیح می فرمود : اشتباه با غلط فرقی ندارد ، پس بفرمایید غلط کردم . و کلاس با این شوخی ظریف و همیشگی مانوس شده بود .

اواخر سال تحصیلی ، دمدمه های اسفند ماه ، معلم عزیز ما می خواست مشق نوروز را که آن وقت ها تکالیف سنگین مرسوم بود به ما اعلام کند ، استاد زنگ آخر گفت : بچه های عزیز ، تا صفحه فلان درس را تمام کرده ایم و بلافاصله خودش گفت : ببخشید ؛ اشتباه کردم ، تا فلان صفحه صحیح است . یکی از دانش آموزان از انتهای کلاس گفت : آقا ؛ ببخشید اشتباه با غلط فرقی ندارد ؛                    پس بفرمایید ....... !!!!

شلیک خنده کلاس ؛ دانش آموز بخت برگشته را متوجه اشتباه فاحش خود نمود ولی دیگر کار از کار گذشته بود ، معلم عزیز ما ، اما با بزرگواری و متانت بی نظیر خود ، از سر تقصیر دانش آموزش گذشت و آنروز درس بزرگی از گذشت و ایثار و تواضع و عفو در هنگام قدرت به ما دادند که برای همیشه سر لوحه زندگی مان باشد .

پیامبر (ص) فرمود :

هر کس از خطاهای دیگران درگذرد ، خدایش از او درگذرد و هر کس گذشت کند ، خدایش نیز از او گذشت کند .

امروز بیش از هر زمان دیگری جامعه اسلامی ما محتاج به فراگیر شدن و رواج این سنت پسندیده و خصلت نیکو و حسنه می باشد .

آن معلم عزیز ، امروز در دهلران ، از مفاخر بیشه دراز می باشد و آن دانش آموز ، یکی از معلمان برتر در شهرستان دهلران است .

ارسال کننده : حاج رضا

دیدگاه‌ها  

 
#30 رضا صحرایی 1392-05-23 03:07
حیفه که از معلمان خوبم یادی نکرده باشم
کلاس اول: خدیجه بشیری کلاس دوم: زهرا امجدیان
کلاس سوم: خضیر رضایی کلاس چهارم: علیرضا هیوری(موحدی)کلا س پنجم : ابراهیم علیزاده-هوشنگ وثوق-محسن برخورداری
کلاس اول راهنمایی:مراد نصرالهی-غلامعلی تاجدینی-محمدعلی میرانی
کلاس دوم راهنمایی: مراد نصرالهی-صید محمد ملکی-برزو اسماعیلی-غلامعل ی تاجدینی
کلاس سوم راهنمایی:مراد نصرالهی-محمدعلی پورمند-صیدمحمد ملکی........... دست همه معلمان عزیزم را میبوسم وبرایشان سلامتی وطول عمر با عزت از درگاه احدیت خواستارم.
اونا وقتا بیشه دراز فاقد دبیرستان بود.
من وجعغر نظری وحسین ملکی ومحمد شکری وحسین شیرکول از اول ابتدایی تا سوم راهنمایی همکلاس بودیم وهیچگاه عقب نیافتادیم. کلاس دوم راهنماییمون باصفاترین کلاس دوران عمرمون بودیادش به خیر اون روزای برگشت ناپذیر
 
 
#29 امیدوار 1392-05-17 12:33
قومی متفکرند ، اندر ره دین / قومی به گمان ، فتاده در راه یقین / می ترسم از آن بانگ برآید روزی / کای بیخبران راه نه آن است و نه این .
 
 
#28 12 1392-05-15 17:50
چه کسانی که در صحنه نبرد حق وباطل بودند اما شهید نشدند مطمن هستید صرفا باحضور در فلسطین یا لبنان همه شهید میشوند اصلا بی خیالش عاشق خدمت به مردم یک یخچال ابسردکن خوب بخر نصب کن برای این همشهری هایمان که وقتی می ایند خیابان بقول خودمان یک گپی اب بنوشند دعایی هم برایت بکنند
 
 
#27 امیدوار 1392-05-15 12:08
اگر آه تو از جنس نیاز است /
در باغ شهادت ، باز باز است .
چرا نشسته ای ، مگر الان ما در فلسطین جنگ حق و باطل نداریم ؟ مگر حزب الله در جنوب لبنان در حال دفاع از تمامیت شیعه و اسلام نیست ؟
اگر واقعاً در آرزوی شهادتی و آن را فوزی عظیم میدانی ، بسم الله ، ای گوی و این میدان .
 
 
#26 12 1392-05-15 08:47
حضرت علی علیه اسلام دررکاب پیامبر شهید نشد؟خادم بودن وکار برای خدا کردن خیلی خوب ولی بپذیر که بالاترین امتیاز شهادت است وباید به انها غبطه خورد
 
 
#25 امیدوار 1392-05-14 13:55
اگر انسان بتواند به مردم خدمت کند ، اجرش کمتر از شهادت نیست ، در جا مانده به کسی می گویند که عمرش را در راه باطل صرف کند . چرا حضرت علی (ع) در رکاب پیامبر به شهادت نرسید ، مهم درست زندگی کردن است حالا دست خداست شهادت یا .......!!!!!
 
 
#24 12 1392-05-12 15:17
دانش اموزان سال دوم راهنمایی سال 62 شهیدان علی بیگ زاده ویارمحمد صحرایی وهمچنین اقایان غلام حسنی جعفر نظری اصغر ملکی رضاصحرایی حسین شیرکول ذبیح اله وکلبعلی نظری حسین خوب ایند کریم ابسالان حسین ملکی محمد شکری پرویز باسره بودند فقط دونفرشان که شهید شدند خوشبخت شدند ومرحوم کریم ابسالان که روح این سه نفر شاد باشد اما بقیه درجا مانده گان هستند
 
 
#23 Tohi72. 1392-05-01 14:36
عمو مراد آن دو دانش آموز یکی بهرام نصرالهی ودیگری عیسی ملکی پور(دبیر زبان)درسته?
 
 
#22 مراد نصراللهی 1392-04-31 19:58
آقا مرتضی دست مریزاد ؛ واقعا" زیبا سرودی
 
 
#21 مرتضی 1392-04-30 22:09
برای جدایی از بیشه دراز :
سنگین گذشت ، لحظه ی از هم جدا شدن /
این بود ، انتهای همان آشنا شدن /
ما را به دست باد ، سپردند دوستان /
دردآور است ، در دل طوفان رها شدن /
وقتی دلی ، برای تو آیینه می شود /
انصاف نيست ، دشمن آیینه ها شدن .
 
 
#20 صادق 1392-04-30 02:08
بهترین تعبیر این است که بگوییم :
بیشه دراز در عنفوان جوانی ، جوانمرگ شد .
برای چول شدن ، بیشه دراز خیلی زود بود .
 
 
#19 محمد _ ن 1392-04-29 23:58
چه روستایی داشتیم ، چه شور و نشاطی در او موج میزد ، چه چهره هایی که از این روستا برخاسته اند . خیلی حیف شد . واقعا در یک کلمه باید گفت :
بیشه دراز به تاریخ پیوست .
 
 
#18 سعید 1392-04-28 22:40
چقدر زود گذشت .
دوران خوش تحصیل در بیشه دراز . دوستانی که اسمشون در نوشته دوستمون نبود . عبداله ملکی نیا ، حجت حسنی ، سعید نصرالهی ، حیدر میشی ، باقر اذرپیرا ، عبدالرحمن و رضا صحرایی ، عبدالرضا بازدار
 
 
#17 د. م. 1392-04-28 13:19
جناب کریمی بزرگوار
من خاک پای همه ی دوستان و عزیزان و شما هستم. خیلی مهم نیست کی باشیم مهم این است که انسان باشیم .همیشه و همه جا. نه مثل بعضی دوستان با نام بن وزنه و ریه وزنه فقط بلدیم افترا ببندیم و حرف مفت بزنیم. طوری از پارتی بازی حرف زده انگار نبی نصف دهلران رو رایگان به اسم من زده.
انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال. گوینده مهم نیست مهم سخنی است که زده می شود.
 
 
#16 کریمی 1392-04-28 11:38
بالاخره نمردیم و حاج رضا را شناختیم .ایکاش یک روز حاج د _ م هم خودشون را معرفی کنند .
 
 
#15 س 1392-04-28 11:35
یاد همه همکلاسی ها بخیر .
نبی اله بیگ زاده ، کرم اله نصیری ، سلیمان شیری ، عباس کریمی ، مجید بیگ زاده ، رضا عبداله زاده ، مهدی نظری ، ابراهیم آبسالان ، احمد بازدار ، یاسین باسره ، رضا ولیزاده ، بهرام
نصرالهی و سایر دوستان که متاسفانه اسمشون در ذهنم نيست .
برای معلم عزیزم نصرالهی آرزوی سلامتی
 
 
#14 یاسین 1392-04-28 10:38
سلام بررضا.درپناه حق باشی.خاطره زیبا بانوستالژی زیاد برای بنده که درآن کلاس بودم.علاوه بر قابلیتهای اخلاقی وعلمی،شخصیت کاریزمای اقای نصراللهی اورااز سایر معلمان متمایز مینمود. برای شما وهم آقای نصراللهی آرزوی موفقیت دارم.
 
 
#13 مراد نصراللهی 1392-04-28 05:59
سلام بر رضا عبدالله زاده عزیز؛
در این ماه میهمانی اللهی برای شما وخانواده محترم آرزوی قبولی طاعات وعبادات وهمچنین سلامتی وسربلندی بیشتر دارم.
حقیر خود را لایق این اوصافی که جنابعالی بکار برده اید نمی دانم واین ابراز محبتها را از روی لطف شما وسایر عزیزان تلقی میکنم .
برایت موفقیت ، سرافرازی و سعادت اللهی آرزومیکنم ، مارا از دعای خود محروم نکنید .
 
 
#12 حاج رضا 1392-04-28 01:33
جناب نصرالهی ،
عرض ارادت خالصانه خود را پس از گذشت سالهای متمادی به محضر حضرتعالی تقدیم میکنم . تمامی آنچه که نوشته بودم ، قطره ای بود از دریای مکارم اخلاقى حضرتعالی و مصداق ران ملخ به نزد سلیمان بردن. اگر هر کدام از شاگردان حضرتعالی در علم و ادب ، موقعیتی کسب كرده اند بخش اعظم آن موفقیت مرهون هدایت و تلاش و از خود گذشتگی شما می باشد . در عظمت استاد همین بس که مرحوم امام (ر ه) از استادش با تعبیر روحی فداه یاد می‌نمود ، خیلی از بزرگان ما حتی دراز کردن پا در حضور استاد را جایز نمیدانند ، چرا ما به فرزندان خود ، ادب در برابر معلم را نیاموزیم .
شاگرد همیشگی ات : رضا عبداله زاده

سلام بر رضا//به به/ دست مریزاد//منتظرت بودم.
 
 
#11 مراد نصراللهی 1392-04-27 18:24
خاطره قشنگی از حاج رضا خواندیم ، پاسخ به موقع آن دانش آموز هم در جای خود زیبا بوده است وبرای معلم درسی که تا او باشد ودیگر از آن شوخیها نکند!!
دوستانی مثل عبدالله نسبت به حقیر لطف کرده وکریمی عزیز هم نسبت علت سکوتم را جویاشده!!
راستش این شوخی که اشتباه با ... فرقی ندارد رابرای تنوع ورفع خستگی بچه هادر کلاس بکار میبردم ولی این خاطره حاج رضا را بیاد ندارم ! ولی آنچه مرا وادار به سکوت کرد جناب حاج رضا تعریف وتمجیدهای بسیاری نوشته که من خود را در آن حد نمی دانم فلذا شاید آن مطالب در وصف کسی دیگر باشد .
به هرحال از لطف همه دوستان وهم ولایتی ها بالاخص دانش آموزان عزیزم بسیار سپاسگزارم ودر اینجا از همه کسانی که احیانا" در دوران معلمی باعث رنجش آنها شده ام عذر میخواهم واز آنان طلب حلالیت دارم.
واما در مورد انتقاد Tohi72باید بگویم که رفتار آنچنانی برخی معلمها از سر دلسوزی بوده است گرچه من از آن برخوردهای خشن اصلا" دفاعی ندارم زیرا کرامت انسان خیلی بالاتر از آن رفتارهاست ولی بخیال ما که راه این بوده ودلسوزی هم این !
مشکل دیگر بسیاری از معلمین ما این بود که دوران دانش آموزی خودمان اینگونه سپری شده بود خیال میکردیم روش تعلیم وتربیت همین است وبس !!
شاید من زمانی متوجه اشتباه بودن این روش شدم ودر مقابل آن می ایستادم که دیگر کار از کار گذشته بود وما در آستانه باز نشستگی قرار داشتیم .
 
 
#10 کریمی 1392-04-27 12:25
آفرین عبداله . فکر می کنم درست حدس زدی ، ولی چرا حاج مراد هیچی نمیگه ؟
 
 
#9 Tohi72. 1392-04-27 10:29
نبی مازتعلیم تعلم خسته بودیم _دل ب أمید تقلب بسته بودیم_مابرای کسب مدرک آمدیم_نه برای درک مطلب!
 
 
#8 عبداله 1392-04-26 23:36
یادش بخیرحاج مراد
 
 
#7 Tohi72. 1392-04-26 16:33
قبلأ بعضی معلم ها همچون ... بودن اگر نمره کم میگرفتیم باشلنگ خط کش چوبی یاکمربند دانش اموزان را بدجور میزدن خدا ازسر تقصیرشان بگذرد

دوست عزیز باور کنید از سر دلسوزی بعضی معلما این کار رو میکردن و تعداد قلیلی هم از سر ناآگاهی و گرنه هدفی جز تعلیم و تعلم نبوده است. بیگ زاده
 
 
#6 #12 1392-04-26 11:54
حاشیه حاشیه در مورد موضوع بحث شود یادبگیریدنظر خوب بدهید
 
 
#5 علی آقا 1392-04-26 08:54
چقدر خوب است معلمین عزیز هم در حال حاضر چنین اخلاق پسندیده ای را در برخورد با دانش آموزان داشته باشند ، مطمئن باشید در روحیه دانش آموز و آینده او تاثیر مثبت خواهد داشت.
 
 
#4 علی - ر 1392-04-26 07:36
آقای بیگ زاده عزیز ،
از قرار معلوم نمیخوای حاج رضا را معرفی کنی . تا کی میخوای قایمش کنی . خودم کشفش می کنم . آره ؛ منو دست کم نگیر .حالا می بینی .

سلام برادر عزيز
كاش پيداش كني منم دوست دارم حاج رضا را ببينم
 
 
#3 کریمی 1392-04-26 01:21
سلام .
نبی جان ، ایکاش نام این معلم شریف و مهربان و با گذشت را ذکر میکردید چون از قرار معلوم به گفته حاج رضا الان در دهلران هستند . ما در برابر این معلم و سایر معلمین زحمت کش که حق حیات معنوی به گردن ما دارند سر تعظیم فرود می آوریم .
خودم با توجه به بعضی خصوصیات ذکر شده ، گمانه زنی در مورد نام این معلم دارم ولی مطمئن نیستم . انشااله سایر دوستان بیشه درازی یاری کنند . متشکرم

سلام من هم میشناسمش و مطمئنم خودش به موقع پاسخ خواهد داد
 
 
#2 د. م. 1392-04-26 01:01
سلام
خاطره ای ساده و صمیمی را خواندیم که
ما را به دوران سادگی و صمیمیت گذشته برد. به راستی دیگر آن روزهای سادگی و صمیمیت بازمی گردند. بعید می دانم. چون زندگی ماشینی امروز که عاطفه ها را تضعیف و حوصله ها را محدود و همه را با کمبود وقت مواجه کرده است بدون آن که کار خاصی هم انجام دهیم ما را از هم جدا کرده است. یک نکته اینکه حافظه ی دانش آموزان حافظه ای تاریخی است وهمه نیکی ها و بدی ها را ضبط می کند. ما معلمانی داشتیم که مانند این خاطره مظهر مهربانی و گذشت بودند که همیشه در ذهن ها ماندگارند. معلمانی هم داشتیم که بداخلاقی خاطره ی ماندگار انهاست و تنها اثر ماندگارشان تعداد افرادی بودند که ترک تحصیل کردند.
باز هم ممنون حاج رضا.
قربانت حاج د. م.
 
 
#1 سعید 1392-04-25 23:20
جناب حاج رضای عزیز .
خاطره ی زیبای شما را خواندم ، از قلم توانای شما باید بیشتر استفاده كنيم . ایکاش خودتون را دقیقتر معرفی فرمایید .
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز20
کاربران دیروز51
بازدید کل503470

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.