بچه هاي چه شوره

بچه هاي چه شوره

مطالبي زيبا از يكي از بازديد كنندگان سايت كه من هم بي كم و كاست بر روي سايت گذاشتم

راستی چه مکانی را حداقل در دهلران ویا استان ایلام میتوان یافت که اینگونه دارای تمدنی کهن فرهنگی اسلامی ومبارزاتی وانقلابی باشد ومصداق شرف المکان به مکین باید گفت تعصب ما نه بخاطر ایل وخرافه گویی های دیگری که بعضی از هم ولایتی هایمان به زبان میاورند وبجای افتخارات دینی به اراجیفی مانند طایفه کرد جایروند می بالند درحالیکه ما اینها را پوچ میدانیم به لهجه وگویش افتخار نکنید بلکه به هویت دینی وانقلابی خود ببالید وحفظ کنید همانطوریکه همینطور هم هستیم وهمدیگر را خیلی دوست داریم وشاید این محبت های ارزشمند موجب حسادت برخی از بیرون میشود نماز را در هرجا وسن وسالی هستید فراموش نکنید که مارا با نماز مسجدمان در دهه سی میشناسند از طعن سرزنش هراس نداشته باشید این زخم زبانها را برای خدا تحمل کنید واگر به خودمان بیاییم می بینیم اگر کسی مارا مورد استهزا قرار میدهد بخاطر دشمنی انها با مسایل دینی وانقلابی است اگر ابرویتان دراین راه بدهید در مقایسه با شهدا کاری نکرده اید همواره سربلند باشید وعمرتان با عزت باشد تا ایندگان شمارا هم یادکنند.

دوست دارم فرصتی بیابم تا کتابی در وصف مشاهیر روستایمان بنویسم شاید اگر نسل امروز بدانندکه بزرگانشان چه معرفتهایی داشته اند هرگز به خود گناه راه نمی دهند نمونه این اسناد را از انسانی با تقوی اللهی وشاید بهتر بگویم روحانی حوزه نرفته ای که در دورترین منطقه از کشور دغدغه دین دارد با علما ومراجع دینی در ارتباط است مسجد میسازد ومردم را امربه معروف میکند چه کسی به او این شعور داده است پای کدام منبر نشسته بود تلویزیون که هیچ حتی رادیو هم نداشت سلام بر روح مطهر مرحوم عباس بیگ زاده وصدها مرد وزنان مومن هم ولایتیش که عمل به نماز ودین در کویر ودوران ظلمانی کفر انها همچون چراغهایی میدرخشیدند مردانی مانند میرزابیگ ابراهیم شانظر محمدحسین فریداله نورعلی کوری محمدخان یاره پاپا کریم خان کریم علیمراد صیدحسین حسن علی محمد شامحمد قاسم صادق خان علی حسین قربان عبد المحمد محسن اورام کاظم هم ولايتيهياي بالووي محمدرحيم و صفرعلي و عله آذرپيرا وهمه کسانیکه میتوان در توصیف انها کتابها نوشت.

نقل ا:زبچه هاي چه شوره

دیدگاه‌ها  

 
#12 مقصد بيشه.روگه. 1392-06-12 18:56
و اي خدا داغ ويــــــشه راز..داغ گــــرونه
 
 
#11 maral 1392-06-06 12:15
سلام
سایتتون عـــــالیه
ولی اگـــــرمیشه یک
بالابر براش بذارید
ممنون
اگه بالا بر میخواید برید به این آدرس : http://logo-felorida.blogfa.com/ هر عکسی که میخواین برا بالا بر براتون درست میکنه
*************** *************** ******* واقعا بیشه دراز جاهایی دیدنی بسیاری داره ولی حیف که بهش نمیرسن
اگه بیان اون جا باغ درست کنن یا
یا آب آبشار هور رو لوله کشی کنن وبصورت رود دربیارن
این روستا به زیبا ترین روستای استان ایلام درمیاد

ممنون
 
 
#10 هادی 1392-05-26 18:29
چه شوره- توهمان شقایق شعر خوش سهرابی تاتو هستی زندگی باید کرد
 
 
#9 عکاس 1392-04-16 17:42
عکس های نبی با لباس لری را دیدم جالب بود اما خوب است اصالت خودمان را حفظکنیم این لباسها مخصوص شهر وروستای ما نیست بیشتر برادران اهل تسنن میپوشند

لباس كردي نه لري/عكاس امير حسيني اتفاقن مخصوص روستاي ما هستن و فقط دستمال سر كمه
 
 
#8 امیر حسین ملکی 1392-04-16 16:49
سلام
این مکان یکی از ماندگار های بیشه درازه
همیشه تو یاده منم کم کم دارم با هاش خاطره میسازم
 
 
#7 مراد نصراللهی 1392-04-07 08:29
سالهای فراموش نشدنی دهه شصت است ورزمندگان در جبهه های نبرد در حال آفریدن حماسه،جوانان روستا هم جزو رزمندگانندودر خط مقدم.
پدران ومادران آنان درحال رازونیاز ودعابرای پیروزی عزیزانشان.
گرمای سوزان تابستان وماه رمضان ونبود هرگونه امکانات، همه روزه هستند بزرگ وکوچک وکودکان ونوجوانان وجوانان،تنها محل مناسب برای درامان بودن از گرمای طاقت فرسای تابستان چه شوره بود وسرداب کناری آن !
یادش بخیر که همه آنجا جمع بودند وهرکس یک تکه گلیم وزیراندازی با خود می آوردوروی آن می نشست وراز ونیاز میکرد،همه مثل هم بودند،ساده وصمیمی وکسی خود را برتر ازدیگری نمی دانست واز فخرفروشی خبری نبود!
لذت صمیمیت وعبادت آن ماههای رمضان برای همیشه در خاطرم هست وبه آن سالها وایام غبطه می خورم ! یادش بخیروروح آنانی که در آن جمع بودند والآن در بین مانیستندشاد باد ویادشان گرامی
 
 
#6 عیسی نصرالهی 1392-03-29 10:53
آن روزها رفتند ،آن روزهای شاد..تو گویی لختی از آن .تو گویی یک نفس، آه آن دوران روزافزان...
 
 
#5 بچه های چه شوره 1392-03-28 15:39
برادر مجید طایفه یک اصل است یعنی چه ازنظر شما فرع چیه ضمنا قران کریم خطاب فرموده است شمارا شعبه شعبه افریدم برای اینکه همدیگر بشناسید لتعارفون. نه اینکه به طایفه مباهات وافتخار کنید بخاطر برخی مسایل دنیوی چون هرکس به اندازه ریگی دارای تعصب قبیله باشد بهشت را نخواهد دید پس پسرعمو بپذیر که اصل همان دینداری وایمان به ذات اللهی است وطایفه را اصل دانستن یعنی بت پرستی نه ازنوع سنگ صنام وچوب بلکه ازنوع بتی بنام قبیله موفق باشید دعایت میکنم
 
 
#4 خاطره 1392-03-27 20:54
سلام.متاسفانه من اکثرمکان های تاریخی وتفریحی بیشه درازروازنزدیک ندیدم وفقط اسمشونوشنیدم شایدبیشترعلاقم بسایت شمابه خاطرهمین مکانهای مختلف بیشه درازه که هیچوقت ندیدم

سلام خاطره جان تشریف بیار ببینشون//در ضمن باید خاطره و حس نوستالژی بهشون داشته باشی بیشه دراز با خاطراتش زیبا و ماتدگار است
 
 
#3 مجید 1392-03-27 11:06
ایل وطایفه یک فرهنگی است که دردرون مانهادینه شده درست است که ایمان واعتقادیک اصل فراموش نشدنی وثابت ومهم است ولی درکنارآن طایفه هم یک اصل است چراچون کلام خداست که برای شناساندن همدیگر ماراطایفه ای وقومی قرارداده است .ایل کرددارای فرهنگ وتمدن طولانی وارزشمدنی است که همه مابه آن افتخارمیکنیم جناب آقای بیگزاده لطفاً این نظرمن پخش بشه چون قبلاً نظراتی دادم ولی متاسفانه پخش نشد

سلام دوست عزيز نظرت نيومده هر نظري بياد من پخش ميكنم
 
 
#2 محمدکریم 1392-03-27 00:24
سلام . ای کاش از سرداب های طبیعی روستامون هم می گفتی ، مردان و زنانی که جداگانه در ماه های رمضان تابستانهای گرم روستامون ، با زبان روزه برای تحمل گرمای طاقت فرسا به اونجا (کنا سرده) پناه می بردن . . . از سال 62 به بعد یادمه که با مرحومه مادرم میرفتیم کناسرده بالایی که متعلق بود به زنها که فقط مرحوم پپا علی عباس که بخاطر کهولت سن نمی تونست مسیر کنا سرده پایینی رو طی کنه مجاز بود اونجا بمونه ، چه فضای دلچسب و معنوی داشتن ، به خدا خوش به حالشان ای کاش برا حتی یک لحظه بر میگشتم به اون دوران ولی افسوس و صد افسوس . . . انشاالله خدای مهربان همه اون زنان مؤمنه و پاک دامن رو با فاطمه زهرا (س) و همه اون مردان با سخاوت و خدایی رو با امام حسین (ع) محشور کنه . ممنون از متن زیبایت . یاعلی
 
 
#1 محمدحسین 1392-03-27 00:01
آری اینچنین بود برادر... بهترین زبانحال این شعر ه.ا سایه است: در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند/یکی زشب گرفتگان چراغ برنمیکند/کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند/نشسته ام در انتظار این غباربی سوار/دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند/ دل خراب من دگرخرابترنمیشود / که خنجر غمت ازین خرابترنمیزند/ چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته / برو که هیچکس ندا به گوش کر نمیزند/ نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست/ اگرنه بر درخت تر کسی تبر نمیزند...
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز64
کاربران دیروز58
بازدید کل505897

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.