یاد باد آن روزگاران(5)

به نام خدا

یادباد آن روزگاران ... ، دوره دانش آموزی / قسمت  5

سال بعد آقای حبشی دیگر نیامد چون دوره خدمتش به اتمام رسیده بود و در آن سال یکی پس از دیگری مدرسه تعداد سه معلم به خود تجربه کرد. آقای صادقی حدود یک ماه ، آقای بیگ زاده حدود دو یا سه ماه ودر نهایت آقای اکبری به عنوان معلم در مدرسه مشغول بکار گردیدند .

دانش آموزان آن زمان چون اکثرا" در سنین بالا مثلا" 10 -  12 سالگی به مدرسه وارد می شدند ، دارای جثه های بزرگتر وحتی دارای ریش وسبیل بودند ! بالا بودن سن ودرشتی اندام ایراداتی هم داشت که بعضا" درسخوان نبودند ویا مثل  سایر شاگردان از معلم حساب نمی بردند وچه بسا در مقابل تنبیهات معلم ، مقاومت می کردند ، معلمان معمولا" سپاهی دانش بودند که طبیعتا" جوانانی بودند که پس از گرفتن دیپلم ، به خدمت سربازی اعزام شده وبه عنوان سپاهی دانش در روستاها به کار معلمی گمارده می شدند ، که با این وصف با برخی از شاگردان خود فاصله سنی آنچنانی نداشتند.

رابطه معلم با شاگرد هنوز متاثر از شیوه کار مُلا باجی ها در مکتب خانه های قدیمی بود ! با وجودیکه کار معلم تعلیم وتربیت است وچنانچه بین معلم وشاگرد رابطه دوستی برقرار شود ودر کلاس جو صمیمیت حاکم شود در یادگیری دانش آموزان وپیشرفت کار معلمان تاثیر فراوان دارد ، اما متاسفانه نه فقط این دوستی وصمیمیت وجود نداشت بلکه فضای رعب و وحشت ، امر یادگیری ویاد دهی را مختل می کرد !چون به قول شاعر:

درس معلم ار بود زمزمه محبتی     جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

در آن شیوه ی تعلیم وتربیت ، تنبیه نقش زیادی داشت وتشویق یا وجود خارجی نداشت ویا اینکه آنقدر کم  و ضعیف بودکه در سایه وحشت تنبیهات گم وبی اثر می گردید !  از طرفی آشنا نبودن به شیوه های درست تعلیم وتربیت ، عدم توجه به استعداد شاگردان ، توجه نکردن به حیطه های یادگیری وروشهای تدریس وصرفا" کار آموزش ویادگیری دانش آموزان با تکیه بر حفظ کردن مطالب ، اختصاص داشت واز درک وفهم دروس وتجزیه وتحلیل آنها هیچگونه خبری نبود واز همه بدتر تلاش برای یادگیری شاگردان با توسل به زور وتنبیهات شدید باعث تنفر محصلین از درس ومشق ونیز از معلمین می گردید و تنبیهات موجب شده بود که شاگرد ، معلم را دوست خود نداند ونیز تحصیل را یک امر مضر ومخرب به حساب آوَرَد ! البته این موارد فقط مربوط به یک سال یا معلم خاص نبود بلکه در بین همه عمومیت داشت وبه صورت یک فرهنگ در آمده بود ! گرچه هرچه جلوتر می رفتیم وبه کلاسهای بالاتر وارد می شدیم این شیوه های قدیمی کم رنگ تر گردیده و بتدریج شیوه های جدید و رابطه دوستی بین معلم وشاگرد جایگزین آن دوران مخوف می گردید ، بطوریکه در کلاس پنجم با  آمدن دو نفر سپاهی از خوزستان وضعیت تحصیل نسبت به گذشته به مراتب بهتر شد که بعدا" به آن خواهم پرداخت .    بدترین حالت تنبیهات ، به جان هم انداختن بچه ها بود ، یکی از معلمان برای مجازات دانش آموزان آنان را دو به دو مقابل هم قرار می داد واز آنان می خواست به صورت یکدیگر سیلی بزنند ، شاگردان بخاطر دوستی ونسبت فامیلی یا از زدن خودداری می کردند ویا ضربات را آرام می زدند که معلم با زدن سیلیهای محکم بر صورت آنان ، باصطلاح خودش ، نحوه سیلی زدن را به آنان یاد می داد !! شاگردان هم از ترس سیلیهای بعدی معلم ، بر صورت نفر مقابل بشدت سیلی می زدند که صورتها سرخ واشک آنان جاری می گردید ! سایر دانش آموزان نظاره گر این کار بی رحمانه بودند ولی از ترس نفسها در سینه هایشان حبس شده وصدای ضربان قلب آنان به وضوح شنیده می شد !

تکالیف ومشق شبانه وحتی روزانه به مقدار بسیار زیاد گفته می شد ، به یاد دارم یک روز در فاصله نوبت صبح وعصر که برای صرف ناهار واستراحت به منزل رفته بودم به نوشتن تکالیف مشغول شدم که در این هنگام غذا آورده شد و والدین مشغول غذا خوردن شدند که مادرم به من گفت غذایت را بخور که سرد می شود ، آن روز چون هوا بارانی بود طبق عادات روزهای بارندگی ، ناهار شُله (  برنج وماش ) بود ،  چون تکالیف زیاد بودند ومن فرصت نداشتم ، زدم زیر گریه وگفتم مشقهایم تمام نشده ووقت برای غذا خوردن ندارم ! مادر فکری کرد ورو به پدر که تا کلاس چهارم در مدرسه نصریان درس خوانده بود ، کرد وگفت شما ادامه مشقها را برایش بنویس تا پسرم بتواند غذایش را بخورد!

حفظ کردن جدول ضرب ، نوشتن انشا واز بر کردن فرمولهای  درس هندسه از روی کتابچه های کوچکی که معمولا" از شهر برای بچه ها می آوردند ، خود حکایت های تلخ وشیرینی دارد ! جدول ضرب اعداد باید بطور کامل حفظ واز بَر می شد چون باید به سئوالات سریع وپی در پی معلم که اعداد مختلف را می گفت، دانش آموز فورا" پاسخ درست می گفت وحتی یک اشتباه هم قابل گذشت نبود که با این وصف اضطراب واسترسی وصف ناپذیر باعث می شد که شاگرد دست وپای خود را گم کند و نتواند جواب درست را بگوید وباید خود را برای تنبیه آماده می ساخت ! یکی از زنگهای  درسی ناراحت کننده ، انشا بود . به لحاظ اینکه به هرگونه منبع مطالعاتی ورسانه ووسایل ارتباط جمعی هیچگونه دسترسی وجود نداشت ، معلومات عمومی دانش آموزان در سطح پایینی قرار داشت در نتیجه نگارش انشا برای آنان بسیار دشوار بود . انشا همیشه توصیف فصلهای بهار ، تابستان ، پاییز وزمستان بود ، جمله معروف " علم بهتر است یا ثروت ؟ " هم از موضوعات دایمی انشا بود ! همیشه بچه ها انشای خود را با جمله : البته ما همه می دانیم که ... شروع می کردند ، اگر این جمله کشف نمی شد ، سرآغاز انشا چه بود ؟ اصلا" بچه ها می توانستند انشای خود را با جمله دیگری شروع کنند ؟

در دوران معلمی ، یک روز یکی از همکاران شاغل در دبستان بیشه دراز که خود روزگاری شاگرد آن مدرسه بود، از روی کنجکاوی بایگانی سالهای دور مدرسه را بررسی کرد که به دسته ای از برگه های امتحانی آن دوره برخورد، از قضا برگه امتحانی انشای کلاس سوم خودش را پیدا کرد که موضوع انشای امتحان، علم بهتر است یا ثروت بود ؟ که همکار کنونی ودانش آموز دیروزی نوشته بود علم بهتر است ویکی از دلایل خود را اینگونه نوشته بود : علم است که رادیان ( رادیو ) قصه می کند ....  با دیدن آن برگه وخواندن انشایش همه خندیدیم وگفتیم که معلومات دانش آموز به دلیل محرومیت در این سطح بوده است واز وسایل واختراعات وآثار علم ودانش فقط رادیو را دیده است ودیگر هیچ !

امکانات ، وسایل کمک آموزشی ، کتاب ومجلات وروزنامه ، وسایل ارتباط جمعی مثل تلویزیون اصلا" وجود نداشت ، تنها وسیله ای که در برخی از خانه ها وجود داشت ، رادیو بود که آنهم بعلت ضعیف بودن امواج یا نبود باتری، کمتر مورد استفاده قرار می گرفت، به همین دلیل اطلاعات عمومی بچه ها از جهان اطراف خیلی پایین بود و نوشتن انشا برای آنان دشوار وشاید انشا به عنوان مشکل ترین ماده درسی به حساب می آمد !  روی خلاقیت وقوه تفکر واندیشیدن شاگردان ، کار نمی شد وکسانی که از استعداد بالایی برخوردار بودند، استعدادشان همچنان به صورت نهفته وبلا استفاده می ماند . یادگیری دانش آموزان حالت طوطی وار بود والبته محتوای کتب درسی نیز مزید بر علت بود ، مواد درسی بیشتر جنبه حفظ کردن داشت وجنبه درک وفهم و تجزیه وتحلیل در آنها پایین بود . ...ادامه دارد..

                                                مراد نصراللهی

دیدگاه‌ها  

 
#7 همولاتی از ایلام 1392-08-29 12:04
شغل معلمی شغل انبیااست ،معلمین انسان ساز هستند، معلمین هدایتگر جامعه ونتیجه زحماتشان ماندگار و پایدارخواهد بود تاابدالدهر. البته بد آموزی بعضی ازمعلمین زمان طاغوت خصوصا" در روستاهای محروم و... ، اغلب بعلت پایین بودن دانش تعلیم و تربیت و تقلید و ضعف بازرسی و احساس خود مختاری و خود محوری و ....بود.که این موارد منفی و رفتار نامناسب با پاک ترین بچه های بی غل و غش روستاها حاکی از ضعف اخلاق اسلامی بود که در میان سران طاغوتیان رواج داشت و به زیر مجموعه ها هم کم و بیش نیز سرایت می کرد. و مختص آموزش وپرورش نبود ، بدهنی و بد آموزی در میان سایر ادارات ونظامیان نیزوجود داشت. با آمدن انقلاب اسلامی ، بدرفتاری و بد اخلاقی و تنبیه بدنی و..... معلم با دانش آموز، ریس باکارمند وزیر دست و.... رخت بربست. دیگر بچه ها نه ترس ار معلم داشتند نه ترس ار مامور دولت و نظامی، حتی چریک و سرباز وظیفه ؟؟؟؟.چرا چون همه خادم ملت می دانستند وهمین تفکر باعث صمیمیت بین شاگرد و استاد و ....شده و این محبت و دوست داشتنی ناگسستنی شد.بگذارید استاد امروز وبچه باصداقت روستایی دیروز، بدون تحریف تاریخ، واقعیت را مکتوب نماید و ذکر این خاطرات و کمبود های مادی و اخلاقیات نیکوی اسلامی در آن دوران ، خدشه ای به عملکرد خوب دیگر معلمین واردنمی کند.قطعا " در پایان مجموعه محاسن و معایب نظام آموزشی و تربیتی آن دوره، نمایان وعلت آن هم مشخص میشود.
 
 
#6 احسان 1392-08-29 00:11
آقای نصراللهی عزیز
مدیر محترم دبستان روزگار قدیم
از اینکه این همه با دقت و حوصله خاطرات قدیم را نوشته اید سپاسگزارم گرچه بخش بزرگی از آن برای بچه های امروز به افسانه شبیه است! تصویر شما همیشه برای من محترم و متشخص بود. جدی و کم حرف و مرتب... حتی در آن روستا که پر از گرد و خاک بود. چراغ دلتان روشن و لبتان پر لبخند.امیدوارم خاطرات را تا روزگار دانش آموزی ما در سال های 66 و 67 ادامه بدهید و عکسهایی از آن دوران منتشر کنید.
 
 
#5 عبدا.. 1392-08-28 08:18
بعضی از بزرگان روستایمان گنجینه هایی هستند از تاریخ وفرهنگ منطقه اما حیف هنوز کسی بصورت جدی نتوانسته است این خاطرات شفاهی را مستند کند برای نمونه با وجود اینکه در عصر ارتباطات قرار داریم ولی هیچکدام از ماها یک تصویر وصوت مناسب از پیر غلام فقید روستایمان مرحوم درویش عبدالی نداریم واکنون افسوس میخوریم شاید کمتر کسی میداند که حاج عزیز نصراللهی والد عزیز استاد چه خاطرات واطلاعات نابی از هرانچه که در تاریخ وفرهنگ اسلامی وتاریخی روستایمان گذشته است تسلط کامل دارد اما دریغ از یک کار مستند توسط نوه ها ووابستگان از استاد انتظار میرود که در این باره اقدام نماید ماکه خیلی به روستایمان مفتخر هستیم باور کنید در مورد تاریخ احداث روستا ویا بنای مسجد اختلاف نظر داریم دقیقا نمی دانیم ویا متفق القول نیستیم پس اگر همه دوستان در این زمینه ها تلاش کنند به یاد بیاوریم چه چهره هایی که میتوانستند مارا در این زمینه کمک نمایند اما در بین ما نیستند چهره هایی مانند مرحومان شاه عباس ملا اورام گنجعلی ابسالان رضا ابسالان شیرزابگ درویش علیمراد وکریم نادری عبدالحسین وحاج غلام ملکی و کسان دیگر چه خوب است عکاسان هنرمندان ونویسندگان روستا این کارهای خوب را در برنامه های کاری خود قرار دهند بنده هم به سهم خود در تلاش هستم اما دسترسی ام وموقعیت شغلی فعلا تا دوره بازنشستگی مجال را گرفته است موفق باشید
 
 
#4 همولاتی از ایلام 1392-08-27 14:24
ویژگی شخصیت های فرهنگی و مردمی و خوش نام این است که مانند علماء بازنشستگی ندارند، انتظار ما این است عزیزانی مانند استاد نصرالهی زحمت زکات علم وتدوین تاریخ بیشه دراز و خوبی هایش ، بکشند . که الحمدلله زحمات دست اندرکاران سایت چشمگیر و امیدوار کننده است . حداقل وظیفه ما خدا قوت و ایراد نگرفتن و..... است.قدر زر زرگربداند قدر گوهر گوهری.
 
 
#3 ملکی 1392-08-27 14:04
استاد نصرالهی سلام علیکم
در بین معلمین آن زمان انسانهای درستکار و خوش فکر و آشنا به مسایل روانشناسی روز هم وجود داشت . انصاف نیست همه معلمین آن موقع را انسانهایی خشن و بیرحم و سفاک معرفی نماییم که هنری جز کتک زدن و متنفر نمودن دانش آموز از درس و مشق و فضای مدرسه نداشتند . بالاخره بقول شاعر : عیب آن جمله بگفتی ، هنرش نیز بگو .
منتظر اظهار نظر صریح حضرتعالی هستم .
 
 
#2 مراد نصراللهی 1392-08-26 22:26
سلام برعزیزی که به نام " شاگرد " نظر گذاشته وبه بنده ابراز لطف نموده ، ضمن تشکر از توجه واظهار محبت شما ؛ چندسالی هست که از کار در آ . پ بازنشسته شده ام ودر حال استراحت .
اگر صلاح بدانید وخود را معرفی نمایید ، سپاسگزار می شوم ، خدا نگهدار
 
 
#1 شاگرد 1392-08-26 20:38
سلام و درود بر استاد گرامی و با تشکر از قلم شیوایتان، لطفا در صورت صلاحدید و مزید اطلاع علاقمندان جناب عالی از جمله بنده، بفرمایید اکنون به چه کاری مشغول هستید.
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز1
کاربران دیروز80
بازدید کل505914

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.