یاد باد آن روزگاران (18)

به نام خدا

یاد باد آن روزگاران ... ، دوره معلمی / قسمت 18

در اواخر شهریور ماه سال 1374 با ابلاغ رییس وقت آموزش وپرورش به اداره رفتم و عهده دار مسئولیت دایره امتحانات شدم. کار امتحانات برگزاری همه آزمونها،اعم از امتحانات نهایی وداخلی، برگزاری المپیادهای علمی،مسابقات علمی،صدور گواهینامه های پایان تحصیلات،نگهداری سوابق تحصیلی ودهها کار دیگر مرتبط با آنان بود.

یکی- دوسالی بود که نظام جدید تحصیلی در دوره متوسطه در حال اجرا بودواجرای امتحانات آنان بجز یک یا دو درس که بصورت هماهنگ استانی بود،مابقی از طریق مدارس اجرا میگردید،ولی مدت کوتاهی پس از آمدنم به دایره امتحانات،برگزاری امتحانات نظام جدید همه به دایره تحت تصدی بنده واگذار گردید،برخی دروس بصورت هماهنگ وزارتی،تعدادی استانی وبقیه هم بصورت هماهنگ شهرستانی برگزار میشد واین یعنی بالا رفتن حجم کارها ودوندگی بیشتر!

تا آن موقع امتحانات در مدارس سه ثلثی اجرا میگردید،پس از مدتی زمزمه دونوبتی شدن امتحانات بر سر زبانها افتاد وبنا شد درهراستان تعدادی شهرستان بصورت آزمایشی مجری امتحانات دو نوبتی شوند،که شهرستان دهلران هم یکی از آنها بود که این امر هم مشکلات خاص خود داشت،ظاهرا" با کمتر شدن یک نوبت امتحانی باید حجم کارها هم کمتر میشد اما این اتفاق  نیفتاد بلکه حجم کارها بیشترهم شدو چون افراد همواره در مقابل تغییرات مقاومت می کنند،این مسئله هم با مخالفت مدیران مدارس وبسیاری از معلمان مواجه بود! به امتحانات مستمربهای بیشتری داده شد ومی بایست این آزمونها به دفعات بیشتر اجرا میشد ونمرات آنها در دفاتر ثبت ونگهداری ودرتعیین نمره پایان نوبت موثربود!

انسداد دفاتر امتحانی یکی از اموری بود که باید با دقت انجام میگردید،درهرسال قبل از پایان آبان ماه باید به مدارس مراجعه میشد ودفاتر امتحانی سال قبل ازهرحیث بررسی میشد،شرایط قبولی دانش آموزان ومطابقت آن با آیین نامه های امتحانی،شرایط اعلام نتیجه واستفاده از تبصره های ذیربط ،صحت درج نمرات در دفاتر،لیستها وشبه کارنامه ها،همه باید بدقت بررسی میشد ودر صورت صحت،توسط مامور انسداد،تایید ومسدود میگردید. عدم دقت در بررسی امکان بروز مشکلاتی را داشت چون برخی دفترداران ویا مدیران یا تبحر کافی در امور نداشتند ویا بدلیل نداشتن دقت درحین انجام کار،ایراداتی در کار آنان مشاهده میشد که در صورت عدم رفع بصورت یک اقدام خلاف برجای می ماندو مسئولیت آن متوجه فرد تایید کننده دفتر امتحانات بود!

هنوز سیستم ثبت نمرات ونوشتن مدارک واسناد امتحانی بصورت دستنویس بود،از یکسال قبل یعنی سال 1373 ثبت نمرات امتحانی پایه سوم راهنمایی وانجام برخی کارهای آن کامپیوتری شده بود وپایگاه کامپیوتر آن در اداره کل آموزش وپرورش استان مستقر بود،لیستها بین مدارس توزیع میگردید وآنان به ثبت مشخصات ونمرات دانش آموزان مبادرت میکردند،لیستهای یادشده از مدارس جمع آوری وبه استان ارسال میگردید،در استان پس از ثبت مشخصات دانش آموزان ونمرات آنان در کامپیوتر،یک نسخه از آنان چاپ میگردید وبرای بررسی ورفع اشکالات احتمالی به شهرستان ومدارس ارسال میشد واین رد وبدل کردن چک لیستها به دفعات ادامه می یافت تا اشکالات آنان برطرف گردد،گاهی یک لیست چندین بار دست بدست میگردید و اشکالات آن حتی بصورت تلفنی هم پیگیری میشد ولی اشکال همچنان باقی بود، چون در پایگاه استان حجم کارها بسیار زیاد بود،کارهمه ی شهرستانها در آنجا انباشته میشد ورفع ورجوع آنهمه کارهم زمانبر بود وهم حوصله ودقت فراوانی می طلبید!

پس از مدتی که اواسط سال 1375 بود،روش کار تا اندازه ای تغییر نمود،بدینصورت که برای هرشهرستان یکدستگاه کامپیوتر همراه با چاپگر اختصاص داده شد وکارهای مدارس به شهرستانها واگذار گردید،من وهمکارم در کار کامپیوتر سررشته ای نداشتیم ولی با آموزشها و راهنماییهای آقای درخشان مسئول پایگاه کامپیوتری امتحانات استان ومقداری تمرین،با نحوه ثبت مشخصات دانش آموزان ودرج نمرات امتحانی آشنا شده ولنگ لنگان انجام اینکار را آغاز نمودیم. آقای درخشان ازاهالی استانهای شمالی بود و دارای تحصیلات در رشته کامپیوتر،که در استان ما خدمت می نمود،جوانی خوش اخلاق، خوش برخورد،متین وفهیم بود،که هرکجا هست خداوند یار ونگهدار او باد. بعدها کارثبت نمرات امتحانی پایه های اول ودوم راهنمایی هم به آن اضافه گردیدو حجم کار خیلی بیشتر شد ودیگر فرصت انجام آنرا کمتر داشتیم،با رییس اداره صحبت کردم ویکی از دبیران ریاضی شهرستان بصورت پاره وقت برای انجام آن به همکاری گمارده شد،یکبار از اداره کل اعلام شد که  برای نصب " ورژن" جدید دستگاه کامپیوتر رابه ایلام ببریم،ازطرفی خودم هم چون کار اداری داشتم باتفاق آن دبیر همکار کل دستگاه یعنی کیس،مانیتور وکیبورد را به ایلام حمل کردیم،چون نمی دانستیم که فقط برای اینکار به کیس نیاز است وبه مابقی احتیاجی نیست،آقای درخشان وقتی که این صحنه را دید با خنده گفت چرا اینها را آورده اید؟ فقط کیس را می آوردید! وقتی متوجه این اشتباه شدم،خندیدم وگفتم اتفاقا" اگر ماشین جای میداشت،میخواستیم چاپگر را هم با خودمان بیاوریم،کلی به این شیرین کاری خندیدیم،اکنون آن دبیر ریاضی همکار،یکی از مهندسان ماهر وزبردست کامپیوتر است که پس از آن در رشته کامپیوتر به تحصیل پرداخت،هروقت او را می بینم آن خاطره را یادآوری می کنیم وبه آن صحنه می خندیم،می گفت اتفاقا" انجام آن کارهای اولیه با کامپیوتر باعث آشنایی وکسب مهارت وی در کامپیوتر شده ودر هنگام تحصیل برای وی مفید بوده است.

در دایره امتحانات هم حجم کاربالا بود وهم دقت بسیارمی طلبید،برگزاری امتحانات نهایی پایه های پنجم ابتدایی،سوم راهنمایی،چهارم متوسطه وبعدا" سوم متوسط نظام جدید به آنها افزوده شد،باضافه بسیاری از امتحانات هماهنگ پایه های دیگر ازوظایف این واحد بود،درموعد امتحانات بخاطر حجم زیاد کارو کمی فرصت ،مسئولان تکثیر از ساعات اولیه شب ویا حوالی ساعات 3یا 4پس از نیمه شب باید در محل تکثیر مستقر شده وکار خودرا انجام میدادند، تحویل سئوالات به آنان باید در حضور رییس اداره ویا معاون وی ومسئول حراست انجام میگرفت ومراتب صورتجلسه وامضاء میگردید،خودم با وسیله نقلیه شخصی باید در آن ساعات شب همه را جمع آوری وبه ساختمان تکثیر منتقل میکردم وحتی در مواردی کار بیدار نمودن آنها بوسیله تلفن هم برعهده خودم بود،یادآقای جارون بخیر در آن مدتی که معاونت اداره را برعهده داشت همیشه یکپای ثابت نفرات حاضر در تحویل سئوالات بود. در امتحانات خردادماه یکسال که بعلت حجم بالای سئوالات تکثیری،افراد تکثیر از ساعات اولیه شب در آنجا مستقر وکار آماده کردن سئوالات را آغاز نمودند،ماهم برای استراحت به منازل خود رفتیم تا بتوانیم صبح زود برای پیگیری کارها در محل کار حضور یابیم،حدود ساعت 3 نیمه شب بود که باصدای زنگ تلفن از خواب پریدم،از آنسوی خط صدای سرایدار اتاق تکثیر می آمد که گفت برق ساختمان تکثیر قطع شده هرچه زودتر چاره ای برای آن بیندیش که هم کارتکثیر وآماده سازی سئوالات ناتمام مانده است وهم نفرات مشغول در آنجا تاب وتحمل گرما وتاریکی را ندارند! این جناب سرایدار همیشه در موقع صحبت کردن تکیه کلامش کلمه بدبختی  بود،با این خبر بیاد آن کلامش افتادم که برخلاف همیشه آنرا برزبان نیاورده بود! به او گفتم تو همیشه کلمه بدبختی را تکرار می کنی،الآن که این مشکل پیش آمده وبا کلمه بدبختی منا سبت دارد،از ذکر آن خودداری می کنی واوهم در پاسخ گفت: ای بدبختی ،راستی که بدبختی ست !! در آن وقت شب پیدا کردن کسی که به امور برق کشی وارد باشد، دشوار وغیرممکن بود،همکارمان آقای جواد خیراللهی که اتفاقا" در همسایگی ما هم زندگی میکرد در برق کشی ورفع اشکالات دارای تبحر وسررشته بود،بناچار به او زنگ زدم واورا از خواب بیدار کردم وماجرا را برایش گفتم واز او خواستم مرا در رفع این معضل یاری نماید که ایشان هم بزرگوارانه پذیرفت وبا هم،راهی ساختمان تکثیر شدیم که پس از بررسی متوجه شد که فیوز اصلی دچار سوختگی شده است وباید تعویض میشد وبعلت نبود فیوز نو موقتا" با یک قطعه سیم،برق را وصل کرد تا کار آماده سازی سئوالات بر زمین نماند.

تا قبل از سال 1376 کنکور سراسری در شهردهلران برگزار نمی شد وداوطلبان برای شرکت در این آزمون عازم شهرهای ایلام،دزفول واندیمشک می شدند،در هنگام ثبت نام داوطلبان ورود به دانشگاهها یعنی در پاییز سال 75 مسئولان شهرستان اعم از فرماندار،امام جمعه ورییس آموزش وپرورش برای حل این مشکل وتعیین حوزه برگزاری آزمون در دهلران،با پیگیریهای مداوم وتماس ومکاتبه با مسئولان سازمان سنجش برای این مهم چاره ای اندیشیدند.     ... ادامه دارد

                                                                             مراد  نصراللهی

دیدگاه‌ها  

 
#5 آشنا 1393-02-08 16:08
درود بر استاد مراد ، بسیار سلیس و روان نوشتید واسه همین آدم دلش میخواد چندین و چند بار بخونه . انشاالله که همیشه شاد باشید و مثل همیشه مهربان و خنده رو . . .
 
 
#4 حبیبی 1393-02-07 22:21
سلام.عمو مراد توهمیشه خوبی.حیف یکی هستی
 
 
#3 میثم 1393-02-07 13:30
مثل همیشه قشنگ بود. خسته نباشید. بازم منتظر ادامه ی داستان هستیم
 
 
#2 جامانده 1393-02-05 21:35
باسلام خدمت استاد فرهیخته وبا اخلاق،جناب آقای نصرالهی
وسایر خوانندگان محترم سایت وزین ومفید ومردمی بیشه دراز تاریخ یک ایل.
خیلی وقتها از بی معرفتی نسل کنونی وبی تفاوتیشان نسبت به همنوع وقوم وخویش وهمسایه گله ودرد دل می کنیم.آهای همه اونهایی که مثل من دلتون واسه کمک ویاری
وداس ودرو تنگ شده!یکی از نمادهای صبر وتلاش وکوشش
وخستگی ناپذیری بیشه دراز یعنی خانم پری مؤمنی،یکه وتنها
ودر اوج مظلومیت ونجابت ،مشغول درو کردن محصول گندم وجو
هست.اگه دوست دارین یادی از گذشته پر شکوه اتحاد وبرادری
قدیمیهای بیشه دراز نجیب وسرافراز کرده باشین ودر عین حال
ورزش وتفریحی هم کرده باشین،بسم الله.آدرس:بیشه دراز-
پاتلن چفته-زمان:از خروس خون صبح تا افتو نشین.
 
 
#1 محمدکریم بیگ زاده 1393-02-05 12:07
سلام . استاد بسیار زیبا نوشته اید ، ممنون از حوصلتون . . . خدا نگهدارتون باشه .
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز59
کاربران دیروز122
بازدید کل493303

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.