یاد باد آن روزگاران(15)

یاد باد آن روزگاران

به نام خدا
یاد باد آن روزگاران ...، دوره معلمی / قسمت 15
پس از استعفا از امورتربیتی در مهرماه 1365 دوباره به مدرسه راهنمایی انقلاب روستای بیشه دراز برگشتم،مدرسه در ساختمان کودکستان مستقربود ومن مانند گذشته به تدریس علوم تجربی وزبان خارجه مشغول شدم وعلاوه برتدریس،سرپرستی مدرسه را نیز برعهده داشتم.درمدرسه راهنمایی یک خلاء وجود داشت وآن محرومیت دختران از تحصیل بود که بدنبال ممنوعیت تحصیل مختلط دختران وپسران از سال 1360همچنان ادامه داشت ودختران پس از فراغت از دوره ابتدایی،مجبور به ترک تحصیل می شدند زیرا مدرسه ای برای ادامه تحصیل آنان وجود نداشت!

به فکر تشکیل کلاس درس برای تحصیل آنان افتادیم چون تعداد قابل توجهی دختر در پایه پنجم تحصیل می نمودند که می توانست شروع خوبی برای این کار باشد،از این رو در تابستان 1366ودر ایام نزدیک به بازگشایی مدارس،از آنان نامنویسی کردیم وبرای آنان یک کلاس مستقل وجدای از پسران ودر نوبت دوم تشکیل گردید وتحصیل دختران از سر گرفته شد بطوریکه سالهای بعد پایه های دوم وسوم نیز شکل گرفت و همین باعث پی ریزی تشکیل مدرسه راهنمایی دخترانه ودبیرستان دخترانه در سالهای بعد شد.  درحوادث جنگ تحمیلی در تابستان 1367 که روستا برای مدت کوتاهی تخلیه گردید برای مدتی در زرین آباد اقامت نمودیم ولی با نزدیک شدن مهرماه دلم برای روستا ومدرسه آن تنگ شده بود ودر اواسط شهریورماه به روستا برگشتم،هنوز اکثر مردم مراجعت نکرده بودندوروستا خلوت بود،درماه مهر اهالی به روستا آمدند وروستا دوباره رنگ زندگی بخود گرفت وفعالیت مدارس از سر گرفته شد.

مدرسه راهنمایی از خود ساختمانی نداشت وبه تناوب در ساختمان کودکستان یا در قسمتهای خالی ساختمان دبستان استقرار می یافت،موقتا"بفکر تامین فضای تحصیل شاگردان افتادم چون ساختمان کودکستان دیگر در اختیار ما نبود،با مقداری آجرهای فرسوده دو اتاقک درست کردیم وبرای پوشانیدن سقف آنها با هماهنگی مسئولان آموزش وپرورش وبا اخذ مجوز از فرمانداری،از یک انبار سوله که بوسیله بمباران نیمه تخریب شده بود،نسبت به جمع آوری ورقهای شیروانی وپشم شیشه اقدام کردیم،باید بالای اسکلت سوله می رفتیم وورقهای سالم و پشم شیشه ها را از روی سقف جدا کرده و به پایین منتقل می نمودیم،کار دشواری بود ولی جز این چاره ای نداشتیم. پس از تکمیل اتاقکها وآماده شدن برای استفاده دانش آموزان برای ساخت یک مدرسه راهنمایی با اداره متبوع مکاتبه نمودم وبا پیگیریهای مداوم،اداره برای احداث ساختمان، تعیین یک زمین مناسب را خواستار شد که برای این کار زمینی در قسمت جنوبی دبستان در نظر گرفته شد،جمعی از اهالی به مدرسه دعوت شدند ومسئله را برای آنان تشریح کردم ویک صورتجلسه تنظیم گردید وبا نوشتن مشخصات ومساحت زمین وبا درج امضای آنان در ذیل صورتجلسه،آن را به اداره آموزش وپرورش ارسال نمودم که خوشبختانه مورد موافقت واقع شد. در نیمه دوم سال 1368یک پیمانکار با اخلاق وفعال بنام محمدی که از اهالی شوهان بود،به روستا آمد وکار ساخت وساز را شروع کرد،ایشان وقتی وضعیت مکان تحصیل دانش آموزان را مشاهده کرد بسیار ناراحت شد و وعده کرد که با سرعت کار را ادامه میدهدودر کمترین زمان ساختمان را برای استفاده دانش آموزان آماده خواهد نمود! و اینگونه هم شد که یک ساختمان 6 کلاسه با یک راهروی سراسری ویک انباری در مدت کمتر از شش ماه تکمیل وبه مدرسه تحویل نمود بطوریکه در فروردین ماه 1369 کلاسهای درس بدانجا منتقل گردید!

پس از برگزاری امتحانات ثلث سوم در اردیبهشت وخرداد ماه 69 و اعلام نتایج به دانش آموزان،به علت نبود برق ونداشتن امکانات خنک کننده،تصمیم براین شد برای فرار از گرما موقتا" عازم دهلران شویم وتا پایان تابستان در دهلران بمانیم چون شهر دهلران دارای آب وبرق بود وامکان استفاده از وسایل خنک کننده برایمان وجود داشت. در شهر دهلران ستاد بازسازی مستقر شده بود ولی هنوز بازسازی منازل شخصی آغاز نشده بود و شهر به چهار محله تقسیم شده بود وبنا بود که بازسازی به ترتیب محله در شهر شروع شود. در روز 15/3/1369 به دهلران آمدیم ودر منزل پدری که هنوز ساختمان آن سرپا وقابل استفاده بود،مستقر شدیم. در اواخر شهریور که خود را برای بازگشت به روستا وتمهید مقدمات بازگشایی مدرسه آماده میکردم از طرف اداره آموزش وپرورش پیامی دریافت نمودم که برای کاری به اداره مراجعه نمایم.        ... ادامه دارد]

پی نوشت :

در فاصله سالهای 1361 تا 1369 معلمان خوب ودلسوزی در مدرسه راهنمایی بیشه دراز بعنوان همکار بنده مشغول خدمت وتدریس به دانش آموزان بودندکه برای پیشرفت فرزندان روستائیان جانانه تلاش میکردندودر فضایی صمیمی در شرایط جنگی وبا تحمل مشکلات عدیده هرگز یاس و ناامیدی به خود راه نمی دادند وعاشقانه به خدمت مقدس معلمی مشغول بودند از جمله این همکاران زحمتکش می توان از آقایان غلامعلی تاجدینی - محمدعلی میرانی - صیدمحمد ملکی - برزو اسماعیلی - نادعلی نادی - فریدون یاسمی - نورالله عزیزی پور - ضافر کاوریزاده - خدامراد نادری - عبدالرحیم امیری - عیسی خوشوقت وغلامشاه خدایاری نام برد.
 یاد آن روزها ویاد آن معلمان دلسوز ویاد آن همه صمیمیت و آنهمه تلاش وایثار بخیر باد


                                                   مراد نصراللهی

دیدگاه‌ها  

 
#9 عبداله زاده 1392-11-28 07:17
استاد نصرالهی سلام .
در معرفی همکاران نام استاد گرانقدر آقای احمد پاپازاده از قلم افتاده بود و همچنین استاد فهیم و روشنفکر آقای فرود فرضی .

پاسخ:سلام- من فقط نام دبیرانی که درمدرسه همکار خودم بوده اند ذکر کرده ام،این عزیزان همزمان با خدمت من در مدرسه بیشه دراز حضور نداشتند. باتشکر از توجه وحسن نظر جنابعالی
 
 
#8 مدرسه انقلاب 1392-11-23 13:27
عالی بود استاد ، دست مریزاد . . .
 
 
#7 مجید شیخی 1392-11-22 19:56
درود براستادشیرین سخن . عالی نوشتی به خوبی مارا به هوای آن روزها بردی
 
 
#6 صدرا 1392-11-18 17:40
با سلام و عرض خسته نباشید به معلم گرانقدر آقای نصرالهی در صورت امکان موثرترین معلمی که نقش مهمی در پرورش فکری و شخصیتی شما داشته و او را الگو قرارداده اید معرفی نمایید؟ با تشکر
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاسخ: سلام ضمن تشکر از توجه ولطف همه دوستان،با توجه به دامنه وگستره تعلیم وتربیت والگو پذیری از بسیاری از معلمان،نمیتوان فرد خاصی را نام برد چون هر روشی چه در مسائل تربیتی وچه آموزشی از هر معلمی مورد علاقه واقع شده بعنوان یک الگوی خوب استفاده شده است که در حقیقت بنده خوشه چین همه معلمانم بوده ام.
 
 
#5 حبیبی 1392-11-18 16:07
سلام عمو مراد.توهمیشه خوبی.به خانواده محترم سلام برسان.
 
 
#4 دوستدار استاد 1392-11-18 00:26
سلام استاد با تشکر از قلم زیبایتان، لطفا بفرمایید منظورتان از ساخت مدرسه در ضلع جنوبی دبستان، همان دبستان واقع در قسمت بالویی بود یا کودکستان؟ چون تا آنجایی که به یاد دارم در کودکستان ساخت و ساز نشد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاسخ: سلام- باتشکر ازتوجه ولطف شما،ساختمان احداثی ،ساختمان مدرسه راهنمایی در جنوب دبستان واقع در محله بالوییهاست . ساختمان جنب مسجد متعلق به کودکستان است ودر ایام جنگ موقتا" در اختیار مدارس قرار داشت.
 
 
#3 ویشه رازی 1392-11-17 22:09
مداد العلماء افضل من دما الشهداء .
خدا قوت .
ایشاله توان و خاطره و قلمت در راه ارزشها و آرمان شهدا و خوبان دیارمان ، پر صلابت باد.
 
 
#2 Guest 1392-11-17 09:46
مثل همیشه عالی بود،خسته نباشید .
 
 
#1 رضا صحرائی 1392-11-16 23:57
از معلم عزیز دوران راهنمائی ام آقای نصرالهی که از هر لحاظ نمونه بوده وهستند تشکر میکنم
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز13
کاربران دیروز46
بازدید کل507997

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.