جوان نمونه

یاد و خاطره ی یک جوان نمونه

علی اکبر مباشرفرد

در تابستان سال 1348 یک دستگاه کمپریسی وارد روستای بیشه دراز گردید که یک جوان در لباس نظامی از آن پیاده شدند که یک جلد کتاب رساله ی توضیح المسائل در دست داشت.آن فرد یک سپاهی ترویج و آبادانی بود که علی اکبر مباشرفرد و اهل شمیران تهران بود.و از آن روز روستای بیشه دراز برای ادامه ی خدمتش تعین گردیده بود.سپاهی ترویج و آبادانی فردی مومن و مذهبی بود ودر دل همه ی اهالی جا داشت.اهل نماز و روزه  بطوریکه در روزهای دوشنبه و پنجشنبه هر هفته روزه های مستحبیش ترک نمیشد.به محرومان وایتام کمک میکرد.در کارهای عمران و آبادانی روستا از هیچ کوششی دریغ نمی کرد و در این راستا تلاش فراوان داشت.در مراسمات مذهبی همواره حضوری چشمگیر داشت و خود بانی و مجری مراسم و جشنهای مذهبی بود.در آن مدتی که در روستا حضور داشت میلاد با سعادت امام زمان را با جشن و شادی و پخش شیرینی برگزار میکرد.سپاهی ترویج  جوان از مسائل سیاسی روز کاملا آگاهی داشت و خود از خانواده ای  مبارز بود و با رژیم شاه میانه ی خوبی نداشت و ظلمها و ستمهای حکومت پهلوی را برای مردم بازگو میکرد و از نقش روحانیون برجسته از جمله امام خمینی(ره) که آن زمان در تبعید بود برای اهالی تعریف میکرد.وقتی به آن زمان فکر میکنم در آن شرایط سخت و دشوار ورود اینگونه افراد متدین به یک روستای محروم و دور افتاده موهبت الهی میدانم که با حضور خود در روستا باعث آگاهی  و آشنایی مردم آن زمان با مسائل دینی و سیاسی و علمی میشدند. یادش بخیر

نگارش و ارسال:مراد نصرالهی    

دیدگاه‌ها  

 
#3 هم ولایتی 1392-06-17 12:18
سلام دایی عزیز!
متوجه میشویم که در زمان قدیم! همه کارهایی که انجام شده بد نبوده ! وبعضی کارهای خوب هم انجام شده
 
 
#2 محمدکریم 1392-03-08 21:56
درود استاد . ممنون از مطالب قشنگت .
 
 
#1 از ایل و تبار 1391-10-17 22:55
با تشکر از مراد جان لطفا از این دست مطالب زیاد بنویسید و در سایت بگذارید.خسته نباشید
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز8
کاربران دیروز32
بازدید کل503363

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.