دلتنگی سه

بچه ها سلام/ همی دیروز بود باور کنید فکرش نمیکنم که بیست و سه سال قبل باشه.تو یکی از روزای خوب خدا در پاییز 1368 من که چیزی از زندگی روزمره و هیاهوی اون نمیدونستم و آخرین روزای نوجوونی رو سپری می کردم و مست ومدهوش از هوای دل انگیز پاییزی اون سالها بودم در پشت پله روبروی دبیرستان فعلی مقداد داشتم از طبیعت زیبای اون موقع بیشه دراز که با بارندگی شب قبلش چهره ای دیدنی و جالب به خود گرفته بود و هوای سردی هم از یکی دو روز قبل حکم فرما شده بود,لذت میبردم و هر از چند گاهی با دنبال کردن پرنده هایی که برای دون خوردن به جایگاه گوسفندای مرحوم محمد رضا رضایی میومدن لحظاتی خوش داشتم.دقیق یادمه مرحوم علیمراد نادری که میونه ی خوبی با هم داشتیم و به نوعی دوستم بود و علاقه ی شدیدی بهم داشت  از اونجا گذر کرد. با همون تکیه کلامش گفت:کره کوره یک ربیع هه ده ای کووه حیف طیش خریف امونی نی و کوتی هوا برد هس و کم کم از من دور شد اینقد این جمله برایم زیبا بود که مدتها تکرارش میکردم. من که چیزی از گفته های ایشون نفهمیدم و به نوعی واسم جالب بود. اما سالها بعد در کتاب سال چهارم دبیرستان همین مطلب که از سعدی بود خوندم.یک بهاری در این کوه هست حیف باد سرد پاییزی امانش نمی دهد و کمی هوا سرد است.یاد اون روزا بخیر روزای عزیز و دوس داشتنی چقد بی حاشیه و بی غل وغش بودیم.....بازم میام

دیدگاه‌ها  

 
#7 بچه ی بیشه 1392-07-27 14:01
زمانی شعرمی گفتم برای غربت باران...ولی حالاخودم تنهام،تنها تر از باران...سلام باتشکر از متن عالی تون
 
 
#6 م رضایی 1392-06-08 22:41
می دونی چرا اون موقعا بی غل وغش بودیم چون سطح توقعات ما کم بود ساده وصمبمی وپاک بود چون ادم ها مرد بودن نامرد نبودن خودخواه نبودن ام حالا چی؟ مروت ومردانگی فدای پول میشه فقط مال دنیا.......
 
 
#5 م رضایی 1392-06-08 22:37
سعدی چی گفته بود بگو واسم نبی جان

یدم نیست ولی تو کتاب سال چهارم اگر اشتبا نکنم درسی بود از سعدی و تمام این کلمات داخلش بودن گل ضیمران طیش خریف هوای بارد ربیع شتا عمر برف است و آفتاب تموز
 
 
#4 عبدی 1392-03-01 15:01
سلام مرحوم نادری پیا خوبی بود بنده خدمتش بودم0
 
 
#3 حسین 1392-01-08 18:51
خوب است اما اگر در نوشتن خاطرات کلمات عامیانه کمتر باشند ویا اصلا نباشند خیلی جذابتر میشه.کلمات عامیانه رو نمیشه همه جا استفاده کرد.اگه جای خودشون نباشند از زیبایی کلاک کاسته میشه.
موفق باشید

موفق باشید/ داستان ملانصردین و پسرش و خرش راشنیدی// بازم ممنون
 
 
#2 چیمو 1391-12-05 00:05
عمو جان خیلی خوب بود. امیدوارم بهارت آنقد سبز و خرم و آفتابی باشد که هیچ باد پاییزی نتواند آرامشش را به هم بزند و همیشه گرم باقی بمانی.../////////////////

سلام عمو جان//از ابراز محبتت تشکر میکنم همیشه سبز و بهاری بمانید///زور زور سپاس
 
 
#1 طوقی 1391-11-27 17:05
صفا و صلح یکرنگی در این عالم قدیمی شد / توقع از رفیق و همدم و همسر قدیمی شد / به گرد شهر میگردم که تا آدم کنم پیدا / به روح حضرت آدم که آدم هم قدیمی شد . گذشت روزگار غارتگر خاطرات است . . .
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز20
کاربران دیروز51
بازدید کل503470

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.