یادگاری از آسمان در زمین

یادگاری از آسمان در زمین/ کلاه خلبان لرستانی نزد خانواده شهید هدایت به امانت مانده است
 
دهلران - خبرگزاری مهر: روستای بیشه دراز را می توان به مکانی برای بازدید راهیان نور تبدیل کرد؛ چراکه بنای این روستا و کوچه پس کوچه های آن بکر و دست نخورده باقی مانده است، روستایی که هنوز خاکش بوی شهادت می دهد و از همه مهمتر خانه سردار شهید هدایت صحرایی است که با همان حال و هوای ایلیاتی و روستایی اش، از سادگی ها حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، حدود ساعت 9 صبح بود که به طرف منزل سردار شهید هدایت صحرایی عازم روستای بیشه دراز شدم روستایی که 35 شهید ، یک جاوید الاثر ودهها جانباز تقدیم انقلاب کردند آن چیزی که در ورودی این روستا بسیار جالب بود نصب تمثال تمام شهدای روستا در ورودی آن بود بعداز ورود به روستا و گذر از چندین خانه گلی به مر کز روستا رسیدم روستایی که عدم توجه مسئولین و نبود امکانات در آن باعث شده بیشتر ساکنان این روستا را تخلیه و به شهر مهاجرت کنند.

روستایی که بیشتر خانه های آن با سنگ وگل ساخته شده است و بعد از گشت کوتاهی در روستا و دیدن چندین شعار انقلابی قدیمی، بر روی دیوارهای گلی  متوجه شدم که بهترین شناسه، برای این روستا این است که بگویم "شهید پرورترین روستای استان ایلام،  بیشه دارز است" بیشه درازی که سردارانی همچون؛ "صحرایی ها" و"بازدار ها" دارد، روستایی که هنوز چهره اش، خاکش، خانه های گلی اش، دفاع مقدسی مانده است که بگویند ما هنوز مرزداریم، ماهنوز به آرمانهای این انقلاب وفاداریم.

روستای بیشه دراز را  شاید بتوان به مکانی برای بازدید راهیان نور تبدیل کرد چراکه بنای این روستا  کوچه پس کوچه های این روستا بکر و دست نخورده باقی مانده است.

روستایی که هنوز  خاکش بوی شهادت می دهد و از همه مهمتر خانه سردار شهید هدایت صحرایی است که با همان حال و هوای ایلیاتی و روستایی اش، از زلالیت و سادگی برای ما حکایت ها دارد و به عنوان یادگار، برای محدثه ای که شش ماه بعداز شهادت پدرش به دنیا می آید، مانده است.

محدثه پا به دنیا گذاشت، دنیایی که پایان زندگی پدر و آغاز زندگی اوست دختری که پدرش بدون دیدن چهره معصومانه اش اسمش را خود گذاشته بود.

شهیدی که هنور لباس هایش، کتاب هایش، خانه محقر و گلی اش  با آن در چوبی همچنان دست نخورده مانده است. مانده اند برای تنها فرزندش  محدثه محدثه ای که خودش مادر است، مادری که هیچ وقت صدای پدرش و حتی چهره اش را ندیده است، مادری که تنها آرزویش این است که بتواند حتی برای یک بار هم که شده کلمه  بابا را بر زبان بیاورد وپدرش بشنود او صدایش می زند و بابا، تنها به نگاهی خیره در قاب عکسش، اکتفا کرده است؛ چرکه بابا سالهاست به قافله شهدا پیوسته است از این رو گفتگویی با وی داشته ایم.
 
هر روز به انتظار پدر دم در حیاط  می نشستم

محدثه صحرایی در گفتگو با مهر گفت: من بارها در تنهایی خودم فقط و فقط، اسم بابا را بر زبان می آورم چرا که خداوند رحمان و رحیم خودش فرموده است شهیدان زنده اند و همین باعث شده من بارها اسم بابا را بر زبان بیاورم چون خوب می دانم که وی صدای دخترش را می شنود.

وی گفت: من در روستایی از جنس سادگی و اخلاص در یک شب سرد زمستانی  پا به این کره خاکی نهادم و وقتی بزرگتر شدم در کنار خودم تنها دستان گرم و مهربان مادر و مادربزرگم را احساس می کردم و دست پدری که من را نوازش بدهد هرگز ندیدم.

وی افزد: نبود پدرم ذهن مرا مشغول کرده بود و هر بار که سراغ پدرم را می گرفتم آنها به من می گفتند که پدرم در جبهه است و خواهد آمد و مدام من به انتظار، دم در حیاط می نشستم،که شاید پدرم بیاید...

اشک از چشمانش بر روی گونه ها، سرازیر می شود وبغض گلویش را می فشارد و می گوید: هر روز من چشم انتظار پدرم بودم که وی را ببینم و کلمه بابا را با احساس کودکانه خود  بر زبان بیاورم.

تمام رویاهای کودکانه ای که با خودم به همراه دارم

دختر شهید صحرایی بیان داشت: در زمان کودکی خیلی دوست داشتم همانند بچه های دیگر سر را بر شانه پدر بگذارم و درد دل های کودکانه خودم را برای وی بگویم، برایش حرف بزنم  و پدرم هم که قهرمان قصه های کودکانه من بود از حماسه هایش بگوید.

اما افسوس که نه سربر شانه اش نهادم نه شنوا یا گوینده قصه ای شدم. حالا من مانده ام و تمام رویاهای کودکانه ای که با خودم به همراه دارم.

دیدن شهید بهشتی  و پدر در خواب

این فرزند شهید بیان داشت: آن چیزی که بیش از هر چیر ذهن من را به خود مشغول کرده بود پیراهن های سیاه مادرم و مادربزرگم بود که وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم که بی نسبت با شهید شدن پدرم نیست.

وی گفت: یک شب خواب پدرم را دیدم که همراه یک سیدی در میان گل ها و سبزه ها قدم می زد صبح خواب را برای مادرم تعریف کردم و وقتی آلبوم عکس های قدیمی پدرم را آورد، مشاهده کردم که در میان عکس ها، عکس سیدی است که به خوابم آمده بود و آن سید، شهید بهشتی بود.

فرزند سردار شهید صحرایی ادامه داد: امروز که با گذشت زمان، خودم در جایگاه یک مادر قرار گرفته ام به پدرم افتخار می کنم که شهید شده است چرا که شهادت وشهید، زیباترین واژه های دایره المعارف عشق و ایثارند.

برایم جمله (بابا آب داد ) معنی نداشت

دختر شهید صحرایی  با سوز دل واشک چشم گفت : سخت ترین روز زندگی من آن روزی بود که باید با دستان کوچکم کلمه بابا را می نوشتم وصدا می کشیدم ، چون من در زندگی خود هرگز پدرم را ندیده بودم وکسی را بابا صدا نکرده بودم ،برایم جمله (بابا آب داد ) معنی نداشت .

تنها یادگار سردار شهید صحرایی افزود: دلم برای پدرم بسیار تنگ است، اما تنها خانه گلی وی است که مرهم دل حزین وبی تاب من است چرا که با دیدن  وسایل و اثاثیه به یادگار مانده پدرم به ساده زیستی زندگی وی پی می برم و با مطالعه کتاب هایی که از او در گنجه اتاقش به یادگار مانده است، عمق انقلابی بودن پدرم را درک می کنم

حالا هر هفته، به یاد پدرم به منزل گلی اش می آیم و خاطرات گذشته خود را که روزها و شبها، چشم انتظارش بودم را مرور می کنم همیشه حس می کنم، پدرم میزبان من در خانه است میزبانی که من در حسرت لبخندش بردلم مانده است.

یادگاری از آسمان در زمین

وی بیان داشت: وقتی به خانه گلی پدرم می روم با دیدن وسایلش  بسیار آرامش پیدا می کنم ولی تنها چیزی که در بین وسایل پدرم به امانت  مانده و دوست دارم به دست خانواده یا فرزندانش برسد کلاه یک خلبان است.

خلبانی  در سال 1361 در دشت عباس دهلران سقوط می کند و بعد از سقوط به دست بعثی ها به شهادت می رسد و پدرم که مسئول اطلاعات شهرستان بود به محل شهادت این خلبان می رود و کلاه این شهید را به همراه خود می آورد . من دوست دارم امانتی که پدرم به همراه خود آورده را به خانواده اش برسانم تا آنها یادگاری از فرزند، یا پدر خود داشته باشند.

وی بیان داشت: این خلبان اهل استان لرستان بوده و من هیچ نام و نشانی از خانواده این خلبان شهید ندارم و امیدوارم کسانی که این گفتگو را می خوانند کمک کنند تا این امانت به دست خانواده این شهید برسد.              

  خبرگزاري مهر

دیدگاه‌ها  

 
#13 صحرائی 1392-11-19 14:55
درپاسخ به این گفته : (sajad.a‎)کسانی که در راه اسلام و میهن خویش به شهادت رسیدن دیگه نیازی به تعریف و تمجیدندارن بایدازاین نگران باشیم که شهدافراموش شدن.....باید بگویم انتشار فضا وفرهنگ شهید وشهادت ارزشش کمتر از شهادت نیست واین راه تازه یکی از راههایی است که شهدافراموش نمیشوند ونسلی که شهیدانی مثل شهید هدیت-شهید غلام -شهید جبار وشهید یوسف را ندیده اند با رشادتها وفداکاریهای این عزیزان آشنا میشوند. اینا تعریف وتمجید نبوده ونیستند بلکه اینا حقیقتند
 
 
#12 sajad.A 1392-11-18 22:01
‏‎ ‎کسانی که در راه اسلام و میهن خویش به شهادت رسیدن دیگه نیازی به تعریف و تمجیدندارن بایدازاین نگران باشیم که شهدافراموش شدن
 
 
#11 مهرداد 1392-11-18 19:23
سلام درمورد خلبان شهیدی که گفتید اگر اشتباه نکنم اسمشون خلبان شهيد غلامرضا چاغروند
هست .چند وقت پیش صدا و سیمای ایلام ی مستند درموردشون پخش کرد میتونید از روابط عمومی صدا سیما بپرسید
 
 
#10 ل - کریمی 1392-11-18 11:41
جا دارد که ضمن فرستادن درود بر روان پاک تمامی شهیدان گرانقدر میهنمان، سلامی با نهایت ادب هم به پیشگاه پدران و مادران عزیز شهدا که اکنون در جمع ما نیستند، عرضه بداریم.
مرحومه حاجیه خانم مهرجهان(مهری) صحرایی، مادر بزرگوار این سردار رشید اسلام و ایران،انصافاً میتواند الگوی برجسته ای برای زنان و دختران ما باشند.
خوب به خاطر دارم که وقتی خبر شیمیایی شدن برادر بزرگم در عملیات بدر را برایمان آوردند، این مادر بزرگوار، در شوش میهمانمان بودند و وقتی با تشویش و گریه فراوان مادرم روبرو شد گفتند:
من برای تک پسرم(شهیدهدایت) اینجور نکردم که تو میکنی! انشاءا... که سالم برمیگرده! و با اشاره به من که کودکی دبستانی بودم، اضافه فرمودند:بچه ها رو نترسون! سپس با آن چهره ی زیبا ، بشاش و مهربانش، مرا بسوی خود فراخواند و با مهربانی از اوضاع درسی ام پرسید و ...
شاید آثار نگرانی را در چهره من دیده بود و مانند یک روانشناس ماهر، از من رفع رنج نمودند!
مرحوم پدرم عادت نداشت که به قول خودش جز برای علی(ع) و آل علی(ع) سیاه بپوشد و اشک بریزد اما برای شهید هدایت حتی تا آخرین روزهای عمرش،اشک ریخت(مثلاً با دیدن همسر وفادار شهید که به ملاقات مرحوم پدرم آمده بود) لذا من در عالم کودکیم گمان میکردم که مادرش الان یک مادر قد خمیده ی بسیار رنجور باید باشد!
اما وقتی این مادر ارجمند را دیدم با آن صبر مثال زدنی،ناخودآگاه ایشان را الگوی برتر خودم یافتم!
این مادر گرانقدر و مقاوم، در روز عاشورای حسینی، دعوت حق را لبیک گفتند و به نزد تک پسر شهیدشان میهمان گشتند!
روحشان شاد و یادشان گرامی باد!
 
 
#9 عبداله 1392-11-17 09:06
باسلام درود مفرستم به روح پاک شهیدان راه حق که درراه خدا جانشان رافداکردند بنظرحقیر مابرای کسانیکه درراه خدا کشته میشوند ناراحت نباشیم چرا چون پاداش خودشان از خدا گرفته اند وانها هیچه گونه نیازی به ماندارند این ماهستیم که نیاز مبرم برای روز قیامت دارم بخدا قسم یکی ازارزوی دیرینه شهیدهدایت شهادت بود وخداوند ارزوش داد اگر به همسنگران شهید هدایت را بنگری چه کاخهای سربه فلک تهیه نموده اند ایا همین مال اموال به دادشان می رسد بخداقسم ماازقافله شهداجاماندیم خدایا ازتومی خواهم فقط مارا روز قیامت شرمنده شهدا نکند شادی روح همه شهدا صلوات
 
 
#8 رضا صحرائی 1392-11-16 23:44
ضمن تشکر از آقای بیگزاده همچنین آقای کاور خبرنگار خبرگزاری مهر...متن کامل دل نوشته تنها یادگار سردار شهید هدایت صحرایی در وبلاگ شهید هدایت به آدرس:http://shahidhedayat.blogfa.com/
موجود است.
 
 
#7 مراد نصراللهی 1392-11-16 22:22
شهید هدایت جاودانه است وخصوصیات اخلاقی و رفتارهای پسندیده او را به این درجات رسانیده است.
خصوصیاتی که بر زندگی شخصی وی پیشی گرفته است،غم از دست دادن شهید هدایت فقط بواسطه تنها فرزند پسر خانواده نیست،و محرومیت فرزند از ندیدن روی پدر و دهها مورد اینچنینی دیگر !
بلکه شهید هدایت یک نیروی موثر بود که جامعه ما نیاز مند وجود او بود و همین،غم نبودنش را بسیار گران نموده است، گرچه با شهادتش چراغ و روشنی بخش راه ما گردیده است. روحش شاد ویادش بخیر
 
 
#6 فتح الله 1392-11-16 19:34
سلامي به پهناي ايران زمين بر شهيدان وبر خانواده هاي معظم شهدا، خواهر خوب و مهربانم مصاحبه ات را با دل و جان خواندم و آن روزهاي سخت را در جلوي چشمانم ترسيم كردم. اشك در چشمانم حلقه بست و آهي سرد و جگر سوز از ته دل كشيدم خواهر خوب و عزيزم بدان تا زماني كه زنده
ايم ياد وخاطره شهدادر قلب ما خواهد ماند .هديه به ارواح پاك شهدا بخوان صلوات
 
 
#5 ریوار 1392-11-16 18:16
خاک پاک بیشه دراز ،مسجدش و منزل این شهید گرانقدر سجدگاه شهیدانی است که هرگزفراموش نخواهتد شد.منزل شهید صحرایی یک گنجینه معنوی در دل این روستاست که همت مسئولین استان وشهرستان را میطلبید تا بیشه دراز راازاین طریق به کاروانهای راهیان نور بشناسانند.
روح این شهید عزیز و سایرشهدای این خطه شهیدپرور غریق رحمت واسعه الهی باد
 
 
#4 بهروز همتي 1392-11-16 18:13
با سلام شهيد هدايت اسوه ويادگاري از رشادت و ايثار بچه هاي ولات دهلران در برابر ظلم و تجاوز وياوه گويي مثل صدام حسين و ايادي نابخردشبود مردي كه ماندن در ظلمات دنياي خاكي را به هيچوجه تحمل نكرد وعمليات محرم و زخمي كه بر بدنش وارد شده بود را برايش سير ناژذير نبودرفت تا در كربلاي مهران جاودانه شود و نامش در كنار محمد جهان آرا در خرمشهر و شهيد عبد الصالح امينيان و شهيد شيرودي و كشوري و شهيدعباس بابايي و هزاران سردار شهيد ديگر ،عاشقانه نداي هيات من ذل امام حسين را سر دادند و ماندني شدند براي هميشه تاريخ و الگوي از سربلندي ومردانگي براي سرزمين پاك
شعر جاودان استاد بنان را در سه دهه بعد در ميدان عمل و مبارزه سردادند ((اي ايران! در راه تو چه ارزشي دارد اين جان من!))
خلبان شهيد هم زنده ياد شهيدچاغروندي خلبان هليكوپتري كه اهل خرم آباد بود ودر 5 مهر ماه 1359 پس ازاصابت تير مستقيم به هليكوپترش و اجكت در منطقه جليزي و عين خوش توسط ايادي ومزدوران بعثي به شهادت مي رسد و حتي نامردمان سرش را تنش جدا مي سازند و چندي پيش كه محل شهادتش را به خانواده اش نشان دادند مادرشان گرامي شان در منطقه شهادتش گفت: هر وقت مي آيد در منطقه و محل شهادت پسرش گلاب همراه مي آورد و در همان جا گلاب پاشي مي كند
اي ايران! در راه تو چه ارزشي دارد اين جان من!
 
 
#3 جا مانده 1392-11-16 14:50
خون شد دلم خدایا رحمی نما به حالم
از دوری رفیقان آشفته شد خیالم
آه ای خدای رحمان حال مرا بگردان
از هجر می گدازم نزدیک کن وصالم
دلم را آتش زدی محدثه خانم.آتش زدی ...
 
 
#2 ویشه رازی 1392-11-16 13:05
یادی که در دل ها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است.
روحش شاد .
ایشاله روز قیامت شفیع مان باشند.

تبارک الله ، پیشنهاد ی عالی است.
 
 
#1 مجید شیخی 1392-11-16 12:46
خواهرگرامی شهید هدایت صحرایی فقط پدرتو نبوده بلکه برای همه ی ما ازبرادرعزیزتربو د وبرای ملت ایران یک قهرمان بزرگ است چراکه شهدابزرگترین قهرمانان تاریخ هستند . اشکمان جاری شد ولی باید به شما آفرین گفت که دوری وندیدن پدر ویامادرخیلی سخت است خداوند به شما صبروبردباری عطا فرماید ویادوخاطره سردارسرافرازمان شهید هدایت صحرایی راگرامی میداریم وبه روان پاکش درود میفرستیم
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز3
کاربران دیروز43
بازدید کل507668

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.