رای دهی:  / 7
ضعیفعالی 

شهید هدایت صحرایی یکی از دلاوران ایل و تبارم که در سنین جوانی

یکی از سرداران بنام جبهه ها بود.

65.jpg - 63.02 KB

67.jpg - 130.09 KB

66.jpg - 127.18 KB

68.jpg - 116.87 KB

69.jpg - 149.30 KB

 

وصيت نامه شهيد صحرايي كه درشب عمليات والفجر 3 نوشته شده است :

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم برحمتك في الصالحين فادخلنا في عليين فارفعنا قتلا

في سبيلك مع وليك فوق لنا امام

جواني براي من مطرح نيست جواني براي من مطرح است كه در آن

اسلام حاكم باشد با سلام و با درود بيكران به رهبرم اين خشم توفنده

ميليونها مسلمان يلام مادرم با اينكه ترا نديدم وحال در جبهه حق

عليه باطل هستم نمي توان بار ديگر شما را ببينم معذرت مي خواهم

من اينجا آمده ام تا امامم بقيه الله را ببينم چون عاشقي هستم دنبال

معشوقه ام مي گردمآتشي در قلب من جاريست كه هيچ كس

نمي تواند اين آتش را خاموش كند مگر جهاددر راه خدا . مادرم و

خواهرانم در مرگ من ناراحت و گريان نشويد و سياه نپوشيد چون جنگ

جنگ است چون شرف و عرت و ناموس ما در گرو همين جنگهاست

همچجنان كه امام علي ()مي فرمايد بخدا قسم اگر شما امروز از

مقابل شمشيرها و حمله دشمن بگريزيد از كيفر شمشير آخرت در

امان نخواهيد ماند مادرم هيچ كس نمي ميرد مگر به اذن خداوند انسان

مي ميرد پس چه بهتر جهادكردن در راه خدا و شهادت در راه او .دوستان

و هم مكتبانم بدانند من مانند روزه داري بودم كه روزه دار هنگام غروب

افطار مي كرد و نيرو مي گرفت و شاد مي شد من مانند اويم در راه خدا

مادرم . ولايت فقيه نوري است كه خفاشها طاقت ديدن آن را ندارند

دائيم وصي من است و آنچه دارم تعلق به او مي گيرد و همسرم آزاد است

و مي تواند  در سرنوشت خودش تصميم بگيرد و به او بگوييد اگر با او

صحبت نمي كردم بخاطر اين بود كه دستورات خدا وائمه اجرا مي كردم

و بجاي من از او معذرت بخواهيد و بعداز من مي تواند ازدواج نمايد چون

من عروسي كرده ام وحال صداي تكبيرهاي ملائك ورگبار مسلسلهاي

دشمن مرا به حمله بدرقه مي كنند و افراديكه مرا همراهي مي نمايند

در زير رگبار مسلسها جان مي دهند علاقه داشتم خواهرانم در اين

صحنه شركت داشتند تا ببينند ياران خميني و تظران بقيه الله حجه ابن

الحسن چگونه عاشق شهادتند شما هيچ گونه امربمعروف و نهي از منكر

از ياد نبريد . نماز به پا داريد كه بلندترين فريادهاست مادرم مي دانم

بعد از مرگ من فرزندي (پسري)  نداري ولي خدا يار و ياور شماست و

به تو  به صبر عنايت مي فرمايد من به نداي امام حسين زمان زمانم لبيك

گفته ام ودر ركاب او در حال جنگيدن هستم علاقه داشتم بار ديگر ترا ببينم

و شيرت را حلالم كني واگر روزگاري باعث اذيت و آزاذ شما شدم مرا ببخشيد

وطلب مغفرت برايم بنماييد و هنگامي كه مرا دفن مي كنيد چند تا يا صاحب

الزمان و دعاي فرج( اللهم عظم البلاء) را تو يگوشم ويا در روي قبرم

بخوانيد تا فرج امام زودتر بدادشيعيان برسد  علاقه داشتم كه در كنار

شهيدان كربلا دفنم كيد ولي چون رفت و آمد نيست دركنار پدرم دفنم كنيد

و هميشه براي من صدقه بدهيد من اين وصيت كه مي نويسم علاقه دارم

كه هرچه زودتر حمله شروع شود تا به ديدار لقاءالله بروم هميشه امام را

دعا كنيد و پشتيبان روحانيت باشيد تا فريب نخوريد

فرزند تو : هدايت صحرایی

...

  

نامه آخر

غروب آفتاب 10/5/62 در فرخ آباد مهران  ودر ميان رزمندگان شير دل

آماده عمليات والفجر3 واقعا ديدني بود شهيد هدايت به آن خيره شده

كه انگار ديگر اين غروب را نمي بيند و يا اينكه غروب آخرينش فرارسيده

است بايد قبول كرد كه غروب آفتاب در يك هواي صاف آنهم وقتي درميان

بچه هاي گردان 505 محرم باشي دوچندان زيباست به سراغش رفتم

بعد از سلام و احوالپرسي نامه اي بمن داد  و گفت : يوسف به دهلران

مي روي ؟ گفتم بله . گفت : اين نامه را به مادرم برسان و بگو كه هدايت

فردا مي آيد من هم روز بعد 11/5/62 با كمي تأخير قبل از رسيدن به روستاي

بيشه دراز كه محل سكونت ايشان بود دايي شهيد ياري صحرايي را ديدم كه

حامل خبر شهادت شهيد هدايت بود گفت :‌ايشان شهيد شده است . آري

هدايت در تاريخ موعود به نزد مادر برگشت اما اين بار با تني خونين و براي

وداع آخرين (يعني آسماني شدن )

همرزم شهيد (شهیديوسف نطري )

دیدگاه‌ها  

 
#16 سردار پاسدار محمد ا 1395-10-08 19:15
درود برهمایی جان بر کفان سپاه اسلام از جمله هدایت صحرایی وشهدای بیشه دراز ایشان انسانی بزرگوار وملک ولایت وشام ونترس بودند که در تمام عمر شخصیت بزرگی به اندازه ایشان ندیدم شادی روح شهدا وتمام شهدا صلوات
 
 
#15 سردار پاسدار خادمی 1395-10-08 19:11
سلام بروح پاک تمام شهیدان خطه دهلران بخصوص سردار شهید هدایت صحرایی خداوند چند زمانی به بنده توفیق داد تا در کنار این سرباز ولایت در سخت ترین شرایط جنگ باشم حقا خصوصیات امام زمان علیه ورهرام داشت وبه ایشان وروح وتمام شهدا سلام وصلوات می فرستم هرچه در خصوص مردانگی شهید صحرایی بنویسید باز کم است
 
 
#14 عبد الله 1393-12-03 09:23
درود برشما از اینکه در مورد شخصیتی کار می کنید واقا جای تشکر دارد الحق کار درست است به زودی اجرش از امام شهدا خواهید گرفت
 
 
#13 اذرپیرااز بوشهر 1392-12-16 14:07
شهدا بزرگ مردان تاریخ بودن
 
 
#12 شفیق 1392-11-08 12:11
همه یکدلانند یـزدان شناس

بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس

دریغ است ایـران که ویـران شــود

کنام پلنگان و شیران شــود

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم

جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم

چنین گفت موبد که مرد بنام

بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام

اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار

چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار


نبی جون سانسور میکنی خوب نیست.مشتری می برونی. دیکه سرنمیزنم سایتت
 
 
#11 علی از اهواز 1392-11-05 15:06
روحش شاد
 
 
#10 حجت 1392-09-18 18:35
کار شما بیست است خدا خیرتان دهد سردار کرمی راد به خوبی در یادواره شهدا سلام گرمی را خدمت مردان دیار قهرمان بیشهدراز اعلام کردند وگفتند به زوری از این دیار حماسه دیدار خاهم کرد
 
 
#9 حجت 1392-09-18 18:33
افرین بر مردا ن بزرگ دیار حماسه افرین بر اسطوره زاگرس سردار سر لشکر پاسدار هدایت صحرایی وهمرزمان قهرمانش یاد شان گرامی است انشالله به زودی خبرههای خوش اطلاع داده میشود
 
 
#8 رضا 1392-09-17 17:37
سلام...شعری که درمورد شهید صحرایی در کامنت "جوکر" آمده است که به شادروان یونس منتسب است بدینوسیله به اطلاع میرساند این شعر توسط خانم نظری در رثای شهید هدایت در دوران دفاع مقدس سروده شده است واتفاقا اصل آن هم موجود میباشد وتنها مرحوم بونس آنرا ازبر حفظ نموده بود.
 
 
#7 جوکر 1392-09-13 19:16
ای همان یکتا پسر قلب جهان مادرت / نام تو چون شمع روشن دروجود دخترت

خون تو درخاک مهران رمز پیروزی شده/ ای وجودت همچو شمع مصدر افروزی شده

دل بریدی ز این دنیا رهبرت کردی صدا/برسر پیمان بودی تا نمودی جان فدا

رو به سوی جبهه کردی عشق رهبر دردلت/خاک مهران دربرت گردیده بودچون منزلت

لحظه جان دادنت زهرای اطهر گفته ای/گاه برلب گاه برلب نام اله وپیامبربرده ای

رزم تو همچون شراری در وجود دشمن است /بوی تو در دشت مهران آن شمیم گلشن است

مادرت صبردلش بانام خالق می دهد/ یاد مولایش حسین در روز واصل میکند

اولین مرد شهید کردنشینی ای عزیز/با طنین محمد دشمنان کردی گریز

تا ملک هست نام تو در این جهان پاینده است/نام تو چون نور پاکی در افق تابنده است

نویسنده 1378مرحوم یونس صحرایی
 
 
#6 رضا 1392-06-08 18:34
دوستان وارادتمندان به شهید هدایت میتوانند پیرامون این شهید بزرگوار به وبلاگ ذیل مراجعه نمایند:http://s hahidhedayat.bl ogfa.com/
 
 
#5 بسيجي 1392-03-18 00:34
اين وصيتنامه شهيد هدايت مربوط به عمليات محرم است كه يكي از دوستان نوشته والفجر3 كه بدينوسيله اصلاح ميگردد:
سلام علیکم،سلامی که ازخشم توفنده مجاهدان راه خدا وازمیان دود وآتش خمپاره ها برمی خیزد برشماباد.

مادرم،بااینکه من تنها پسرت بودم ،عاطفه پسری ومادری بجا ولی درپاسخ به امامی که قلب میلیونها انسان مستضعف برای او درتپش است، برخود واجب دیدم که لباس پاسداری را که همان لباس شهیدان صدراسلام وازصدراسلام تا فاجعه هفتم تیر واز هفت تیر تاشهدای عملیاتهای افتخارآفرین اسلام است برتن کنم.

مادرم ،وقتی به یاد من می افتی،کربلا ولیلا وزینب"س" را بخاطر آور گریه کن تاتسکین پیدا کنی.

به خواهرانم ودیگر رهروانم آخرین تذکر را میدهم که امام ویارانش را تاپای جان یاری کنید ،نمازوروزه به پا دارید وپشتیبان انقلاب اسلامی باشید.

مادر،من الان آماده ام تا حملاتم را به دشمن آغازکنم تا به آنها بفهمانم که اشغالگر کیست واسلام چگونه است.

من همان موقع که لباس پاسداری رابرتن کردم می دانستم که سرم ازتن جدامیشود وتجسم میکردم ریش وصورتم به خون آغشته میشود ،جسم پاره پاره به دست شما نمی افتد ودردشتها ازنظرها پنهان می ماند که همه این کارها فقط درجهت رضایت خداونداست.

اما تو همسرم،بااینکه مدت ناچیزی اززندگی مشترکمان میگذرد درهمان روزهای اول به شما فهماندم که ماندنی نیستم وقافله حرکت کرده ومن هم درحال حرکتم،شاید تو فکر میکردی که روزها وشبها نزد شما به سر میبرم، اما امام درس چگونه زیستن وچگونه مردن را به من آموخت،ازهرلحاظ مراببخش وبعد از من آزاد هستی ودائیم وصی من است ومیتوانی مهریه ات را از او بگیری.

به خواهرانم یک به یک سلام میرسانم وازشما میخواهم برای من دوسال نماز وسه ماه روزه اجیر بگیرد.
*وبلاگ اختصاصي اين شهيد به شرح ذيل است:
http://shahidhedayat.blogfa.com/
 
 
#4 Guest 1392-03-14 14:19
وصیت نامه شهید هدایت در والفجر 3:
سلام علیکم،سلامی که ازخشم توفنده مجاهدان راه خدا وازمیان دود وآتش خمپاره ها برمی خیزد برشماباد.

مادرم،بااینکه من تنها پسرت بودم ،عاطفه پسری ومادری بجا ولی درپاسخ به امامی که قلب میلیونها انسان مستضعف برای او درتپش است، برخود واجب دیدم که لباس پاسداری را که همان لباس شهیدان صدراسلام وازصدراسلام تا فاجعه هفتم تیر واز هفت تیر تاشهدای عملیاتهای افتخارآفرین اسلام است برتن کنم.

مادرم ،وقتی به یاد من می افتی،کربلا ولیلا وزینب"س" را بخاطر آور گریه کن تاتسکین پیدا کنی.

به خواهرانم ودیگر رهروانم آخرین تذکر را میدهم که امام ویارانش را تاپای جان یاری کنید ،نمازوروزه به پا دارید وپشتیبان انقلاب اسلامی باشید.

مادر،من الان آماده ام تا حملاتم را به دشمن آغازکنم تا به آنها بفهمانم که اشغالگر کیست واسلام چگونه است.

من همان موقع که لباس پاسداری رابرتن کردم می دانستم که سرم ازتن جدامیشود وتجسم میکردم ریش وصورتم به خون آغشته میشود ،جسم پاره پاره به دست شما نمی افتد ودردشتها ازنظرها پنهان می ماند که همه این کارها فقط درجهت رضایت خداونداست.

اما تو همسرم،بااینکه مدت ناچیزی اززندگی مشترکمان میگذرد درهمان روزهای اول به شما فهماندم که ماندنی نیستم وقافله حرکت کرده ومن هم درحال حرکتم،شاید تو فکر میکردی که روزها وشبها نزد شما به سر میبرم، اما امام درس چگونه زیستن وچگونه مردن را به من آموخت،ازهرلحاظ مراببخش وبعد از من آزاد هستی ودائیم وصی من است ومیتوانی مهریه ات را از او بگیری.

به خواهرانم یک به یک سلام میرسانم وازشما میخواهم برای من دوسال نماز وسه ماه روزه اجیر بگیرد.
 
 
#3 شگفت انگیز 1392-02-30 15:14
سلام دوست عزیز

سپاس که یاد شهدا را زنده نگه می دارید

خاطراتی از شهید هدایت صحرایی

http://www.ehsan-news123.blogfa.com/category/97


خاطراتی از شهید حمیدرضا صحرایی

http://www.ehsan-news123.blogfa.com/category/96
 
 
#2 بسيجي 1391-12-22 19:45
چند نكته در مورد شهيد هدايت صحرائي:
*اولين فردي كه از ايل بزرگ جايروند مفتخر به پوشيدن لباس مقدس سپاهي شد
*كسي كه دربازديد تيمسار ظهيرنژاد درسال1359به نامبرده گزارش منطقه حنگي دهلران ارائه نمود.
*كسي كه دربازديد مقام معظم رهبري درسال60به آن رهبر فرزانه اوضاع منطقه دهلران را گزارش داد ومورد تحسين معظم له قرار گرفت.
*اولين جانباز ايل بزرگ جايروند (مجروحيت شديد در عمليات محرم )عمليات
*اولين پاسدار دهلراني وجايروند كه به سمت فرماندهي اطلاعات رسيد.
روحش شد
 
 
#1 جوانمرد 1391-10-30 23:51
چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش """
عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز28
کاربران دیروز34
بازدید کل506885

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.