یک خاطره ی قابل تامل

الهی آنچه در کلبه ی محقر درویشانست در خزانه ی کبریایی تو نیست،زیرا آنان چون تویی دارند و تو چون خودی نداری.

یک خاطره ی معنوی و قابل تامل

سال 1373 در شهر ایلام پادگان شهید فرجیانزاده خدمت سربازی را سپری مینمودم،نظر به اینکه من آدم شلوغ و در عین حال بی خیالی بودم و جالب اینکه در یگان موزیک خدمت میکردم و ساز تخصصی من ترمپت(پیستون) بود و اکثر اوقات در رفت و آمد به ایلام و بزن بکوب بودم تقریبن میتوان گفت خدمت درست حسابی را انجام ندادم و با توجه به وضع مالی خانواده و نوع خدمت معمولن پول تو جیبی نداشتم و جالبتر اینکه خونه خواهرم که ایلام بود وضعیت آنها مثل من بود و گاهی اوقات از من پول قرض میگرفتند.یاد آن دوران بی غل و غش یه خیر/در یکی از روزهای سرد پاییزی همان سال طبق روال معمول و فرار از روی سیمهای خاردار به ایلام اومدم.یادم هست بیست و پنج تومان داشتم که با احتساب کرایه ی ده تومانی از پادگان تا ایلام برای رفت و برگشت کافی بود.وقتی خانه خواهرم اومدم گفت که پول نداری گفتم نه ولی میرم ترمینال شاید آشنایی دیدم از اون گرفتم/از خانه بیرون زدم اومدم کنار خیابان همش تو فکر این بودم که به سرویس اتوبوس برسم چون ساعت دو و نیم حرکت میکرد و پول کافی هم نداشتم/ در آن موقع تعداد فامیل در ایلام انگشت شمار بودن و مثل الان نبود در افکار خود غرق بودم که که ماشینی از کنارم رد شد و اتفاقن فامیل بود دست تکان دادم وایستاد یکی از دوستان و فامیل من و شما که در نگاه اول چنان ذوق زده شدم که احساس کردم دیگه مشکل پول ندارم.سوار شدم بعد از احوال پرسی گفت کجا میری و من هم عمدن برایش توضیح دادم که پول ندارم و میخواهم بروم گاراژ از آشنایی اگر باشد پول قرض کنم و بدین صورت با حالتی شرمنده درخواست خود را مبنی بر گرفتن پول ابراز نمودم و شاید با دادن یک هزار تومانی و حتی کمتر من را بسیار شاد میکرد ولی متاسفانه گفت من مسیرم به سمت گاراژ نیست اما شما را تا چند متر جلوتر میبرم که انگار پتک محکمی بر سرم کوبید و سریع گفتم پیاده میشوم کار دارم و نهایتن پیاده شدم بسیار ناراحت و افسرده پیاده به راه خود ادامه دادم/به هر حال به اتوبوس رسیدم و مسافرین سوار شده بودن و در حال حرکت بودن دور تا دور اتوبوس چرخیدم و دنبال آشنایی میگشتم و در این هنگام کسی من را صدا کرد. نعمت نظری بود گفت چته میخای بیای بیشه دراز...یک لحظه مکث کردم و او را با آن شخص فامیل چند دقیقه پیش که دیدم مقایسه کردم دیدم از هر لحاظ به ظاهر از او پایین تره و در نگاه اول نمیشد با هم مقایسه نمود و خواستم از گفتن اینکه به من پول بده منصرف شوم.ولی غافل از اینکه....چون اتوبوس در حال حرکت بود  درخواست پول نمودم و گفتم اگر داری هزار تومان به من بده و برو بیشه دراز از مادرم بگیر/یادش بخیر دست در جیب کرد دقیق یادم نیست فکر کنم یا چهار هزار یا پنج هزار بود از داخل پنجره بهم داد و اتوبوس حرکت کرد و من بهت زده در حال مقایسه اون شخص با نعمت بودم و مبلغ پول زیادی که آن موقع نصف حقوق کارمندی بود که در دستام مچاله کرده بودم به هر حال به طرف بازار رفتم و خرید کردم و به  خونه خواهرم رفتم و چند روزی از آن ماجرا گذشت تا نهایتن مرخصی گرفتم و به خونه آمدم.ماجرا را برای مادرم توضیح دادم و پول  ازش گرفتم که برای نعمت ببرم. وقتی پول را به او دادم با همان لحن همیشگی و بی ریایش گفت کور... پیل چه چی چه بچو بینم دفه دیگه بحثش نکن و پول را از من نگرفت با اینکه در آن سالها پول زیادی بود ونعمت در آن سالها از نظر مالی در وضعیت خوبی نبود/حال با گذشت چند سال از آن ماجرا بارها و بارها برای دیگران و دوستان تعریفش کردم و همیشه میگویم ظاهر و عمل به ظاهر نمیتواند منش و شخصیت آدمی را پنهان کند همچنان که در نگاه اول من اون شخص را از نعمت برتر میدانستم ولی با عث شد درس خوبی به من بدهد و یکی از خصلتهای نعمت شهامت و مردانگیش برایم اثبات شود/ در این اواخر بارها شوخی میکردم که پولشو پس بدم میگفت ضرر میکنی باید به نرخ امروز حسابش کنی// در این شبهای رحمت به روانش درود میفرستم// یادش بخیر                   

   نبی اله بیگ زاده

دیدگاه‌ها  

 
#17 خاطره 1392-05-13 19:59
عمونبی دوست دارم چقدبی شیله پیله ای.
 
 
#16 27 1392-05-07 11:42
آره درسته. مرد باغیرت و دوست داشتنی بود روحش شاد
 
 
#15 محمدحسین 1392-05-06 21:39
پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است ( فروغ) آنچه از انسان بجا میماندخط سیر زندگی اوست ، خط سیری که هرچه به کمالات انسانی نزدیکتر باشد ماندگارتر است. همه این را میدانند اما...
 
 
#14 اژ مال رضا 1392-05-06 20:02
خیلی جالب بود،همچین خوبیایی تا ابد توی ذهن آدما میمونه،شهید نعمت تا جای که میدونم پشت اقوام خودشو هرگز خالی نمیکرد...روحش شاد
 
 
#13 هم ولایتی 1392-05-06 15:31
خدا رو شکر که بالاخره برخی ها کوتاه اومدن و از کامنت های حاشیه ای هم خودداری می کنن.
شاید اون بنده خدا هم پول نداشته چطور می تونی با قاطعیت بگی که طرف پول داشته و نداده.

سلام دوست عزیز//من تعجب میکنم که شما جان کلام و رها کردی چسبیدی یقه ی ظاهر اون گرفتی//من وارد جزییات نشدم اولن با شناختی که از اون آقا دارم نباید ایجور کاری میکرد در ثانی میتونست حداقل من و برسونه به گاراژ و میگفت شرمنده پول همراهم نیست و دو کلام دیگه ...ثالثن شک ندارم اگه نعمت به جای اون شخص با اون شرایط بود حداقل کاری که برای من میکرد من ومی آورد تا بیشه دراز پیش مادرم وبر میگردوند و مطمینم تحت هیچ شرایطی تنهام نمیگذاشت برا اون آقا فراهم کردن هزار تومن ... بگذریم ..در آخر اسم اون آقا رو نیاوردم و فقط من نفس عمل و خواستم بیان کنم در ضمن بهای نعمت برای من و امثال من اون چهار پنج هزار تومن نبود.//یا حق
 
 
#12 Tohi72 1392-05-06 15:05
واقعأ فامیل دوستی وغیرت شهید نعمت کسی نیست از اقوام که باچشم خودش ندیده باشد روحش شاد
 
 
#11 Guest 1392-05-06 14:48
دايي نبي سلام
نظرات رو كه ميخوندم يه مقداري كلمات و جملات حالت رسمي پيدا كردن. كاش به بچه ها بگي اينجا يه سايت دوستانس يه مقداري كلمات و جملات محاوره اي تر و انشا نظرات بگو نرم تر باشه

سلام دایی// به هر حال نظرات شخصیه و محترم / البته هر چی راحت و خودمونی تر باشن دلنشین تر هم خواهند شد با تشکر// نبی اله
 
 
#10 م.ب 1392-05-06 14:45
سلام ديروز عصر پيش دايي نبي بودم برام نگفت د.م كيه حالا كه اينطوره منم اينطور نظر ميذارم.
واقعا خاطره زيبايي بود اشك در چشام حلقه زد. عمو نعمت از اونا بود كه تموم صفات نيك رو در عمل ارائه مي كرد: مردانگي ، شهامت، شجاعت و ايثار
روحش با شهداي كربلا محشور باد.
 
 
#9 Guest 1392-05-06 13:26
به گفته مقام معظم رهبری زنده نگه داشتن یاد و خاطرات شهدا کمتر از شهادت نیست 0 خیلی خیلی ممنون برادر
 
 
#8 زمان 1392-05-06 13:07
درود خدا برهمه شهدا ومردان مردی چون حاج نعمت افرین بربچه های فهیم بیشه دراز علی الراس نبی اله عزیز که سایت را به سمت خوبی اداره میکنند
 
 
#7 د. م. 1392-05-06 12:34
بزرگداشت شهدا وظیفه ی همه ی ماست. باید از این بزرگواری ها درس بگیریم. عزیزان در اطراف ما مستمندان زیادی هستند. به خدا در اطراف ما برخی خانواده های بی سرپرست با عائله ی فراوان وجود دارند که جز خدا کسی را ندارند. اگر باور داریم به احادیث و روایات و کلام خدا در قرآن که خداوند روزی مستمندان را در ثروت و مال ثروتمندان قرار داده است بیاییم و به بهانه ی این روزهای عزیز کمک به همشهری ها و فامیلهای نیازمند و کم بضاعت را شروع کنیم و در طول سال ادامه دهیم و این کار را به یک سنت حسنه تبدیل کنیم. از همین اطرافیان خودمون شروع کنیم. هرچند این کمک ما ممکن است ناچیز باشد و خانواده ای را بی نیاز نکند ولی اثرات و برکات ماندگاری دارد و حتا اگر برای لحظه ای لبخندی بر لب بنشاند و مشکل کوچکی را موقتا حل کند ارزشمند است.

سایت بیشه دراز:ضمن تشکر از دوست خوب و فرهیخته ام جناب د.م/ باور کنیم و کنید که دنیا گذر زمان است و در آینده ی نه چندان دور فقط یاد و خاطره و انسانیت از ما باقی خواهد ماند/باهم مهربان باشیم// بیگ زاده
 
 
#6 نظری 1392-05-06 11:15
بزرگترین و بی نظرین ترین خصلت شهید نعمت بخشش و کرامتش بود که او را برای همه دوست داشتنی کرده بود ؛ چه زمانی که وضعیت مالی خوبی داشت و چه زمانی که در شرایط سخت مالی بود هرگز از بذل مالش دریغ نورزید .حتی نحوه شهادتش نیز بدلیل ایثارگری و از خود گذشتگیش بود . تکریم این شهید تکریم همه شهیدان است بروح پاک و تابناک همه شهداء صلوات بفرستیم . از برار خوبم نبی اله بسیار ممنونم برای بیان این خاطره
 
 
#5 رضا عبداله زاده 1392-05-06 10:32
نبی جان ، خاطره ی زیبای شما را خوندم ، اول از رک گویی و صراحت لهجه ات خوشم اومد . دوم : یاد و نام شهید بزرگوار نعمت نظری بخیر ، مثل هیچکس نبود ، بسیار مهربان و عاطفی و فامیل دوست بود ، پدرم میگفت : هر وقت منو می بینه ، احوال تک تک بچه ها را به اسم می پرسه . فقدانش ضایعه ی بزرگی بود ، اما حیف بود مرگ را در بستر پذیرا باشد .
برایش از ایزد منان علو درجات و حشر با ارباب بی کفنش سیدالشهدا طلب می کنم .

سپاس رضا جان/
 
 
#4 مجید 1392-05-06 10:26
سلام خدمت برادرعزیزم بیگزاده دست مریزادخاطره خوبی بودخداشهیدنعمت رابیامرزدانسان وارسته وبزرگی بودوازشماهم تشکرمیکنم که این خاطره راروسایت گذاشتی چون نتایج مثبت وخوبی برای مردم داردالخصوص دراین دوره زمانه که همه چیزمردم جمع آوری پول وثروت شده اینطورخاطراتی مردم رادوباره به اصالت خودیعنی مردانگی ومیهمان نوازی وشهامت ودوست داشتن همنوع خودمی برد
 
 
#3 مراد نصراللهي 1392-05-06 06:23
بلي درست است ! سخاوتمندي به بيشتر داشتن ويا نداشتن نيست!!
بستگي به حس نوعدوستي وانسانيت دارد!
همه كس نمي تواند از مال دنيا براحتي دل بكند وبتواند بذل وبخشش كند !
اينگونه خصلتهاي خوب شهيد نعمت او را دوست داشتني وممتاز كرده بود. روحش شاد ويادش بخير
 
 
#2 یاسین 1392-05-06 02:54
نعمت مرد تکرار نشدنی ایل.در یک سفری به ایلام با هم بودیم . گفتم شده عراقی بکشی؟لبخند معناداری زد وهیچ حرفی نزد ومن هم برای جواب هیچ اصراری نداشتم .از مهران عبور کردیم اون جایی که کله قندی معلومه ،بادست به نقطه ای اشاره کرد وگفت :ما انجا در سخت ترین وضعیت می جنگیدیم واز همه بیشتر تیر بارچی دشمن درموقعیتی بود که امان بچه ها را بریده بود .تو دلم غلغله ای بود نمی توانستم تحمل کنم که این تیربارچی این قدر گستاخی بکند .عزمم راجزم وبه بچه ها گفتم میروم تا تیر بار وتیربار چی دشمن را از کار بیندازم وتیربارراهم با خودبیاورم ساعت بگیرد تا45دقیقه برمیگردم .گفت با 10دقیقه تاخیر از شیار زیر پای بچه ها باتیربار غنیمتی عرقی ها بالا می امدم که صدای صلوات وشادی بچه ها به گوش میرسید .روحش شاد
 
 
#1 د. م. 1392-05-06 02:41
خدایش بیامرزد. خدایا به حق این شب ها با شهدای کربلا محشورش بفرما.
 

نوشتن دیدگاه

آمار بازدیدکنندگان


کاربران امروز15
کاربران دیروز46
بازدید کل507999

سیستم آمار بازدیدکنندگان

ابزار هدایت به بالای صفحه

.